مروری بر نشریات و پادکست های انگلیسی زبان ویژه ی نابینایان بهمن 1402

نویسنده: امید هاشمی

منبع: بیست و ششمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا

دانلود نسخه ی صوتی نوشته

دانلود پادکست

این بار پیشخوان را با معرفی ابزاری تازه برای مسیریابی نابینایان آغاز خواهیم کرد. همچنین خبری را هم دربارۀ یک ضبط کننده صدا با شما در میان خواهیم گذاشت و یک فعال کهنه کار در حوزۀ دیجیتال را که به نابینایان خدماتی ارائه داده است معرفی خواهیم کرد و در آخر هم مخاطبان پیشخوان را با ورزشی نوظهور برای نابینایان آشنا خواهیم کرد.

ابزار تازه برای مسیریابی نابینایان

یکی از قدیمی ترین و شناخته شده ترین صداهایی که سال های درازی است به خاطرۀ جمعی و حافظۀ شنیداری نابینایان دنیا بدل شده، صدای «جاناتان موزِن» است؛ کسی که از رادیو های محلی و ملی تا فرستنده های شخصی و پادکست های اینترنتی، همه، را تجربه کرده و در حرفۀ خود، یعنی ساخت برنامه های رادیویی، متخصصی چیره دست به شمار می رود. او که مدتی است نام پادکستش را به «لیوینگ بلایندفولی» تغییر داده، در جدید ترین اپیزود از پادکستش فناوری جالبی را معرفی کرده که به کمک یک فناوری نو، می تواند در مسیریابی نابینایان تحولی شگرف به وجود بیاورد. «فیلسپِیس»نام یک کمپانی آلمانی است که از ۲۰۰۵م مشغول کار روی ابزار های جانبی مسیریابی است؛ ابزار هایی که در ابتدا قرار نبوده برای نابینایان طراحی شوند، اما بعد ها که بیشتر توسعه پیدا کردند مشخص شده که می توانند برای نابینایان هم مفید واقع شوند. در این اپیزود، یکی از طراحان به همراه یکی از مشتریان نابینا حضور داشتند و این ابزار تازه را از جنبه های گوناگون واکاوی کردند.

«نَویبِلت» به صورت ابزاری پوشیدنی طراحی شده است؛ ابزاری که دور سینۀ کاربر بسته می شود و می تواند با استفاده از پیغام های لرزشی، اطلاعات مربوط به مسیر را به فرد نابینا منتقل کند. این پیغام ها با استفاده از شانزده گونه لرزش به اطلاع فرد می رسد. با توجه به اینکه کاربر، نویبلت را مثل یک لباس بر تن می کند، این امکان فراهم است تا پیغام های لرزشی از چهار جهتِ چپ، راست، جلو و عقب به اطلاع فرد برسد.

نویبلت صرفاً یک ابزار مسیریابی است و کمکی به تشخیص موانع نمی کند. برای این ابزار راهنما، دو حالت طراحی شده؛ یکی حالت قطب نما است که در این حالت فرد در هر لحظه می تواند جهت شمال را شناسایی کند؛ به این ترتیب که ویبره، از جهتی بر بدن فرد منتقل می شود که شمال هم همان طرف است. حالت دوم، وقتی است که فرد در نرم افزار نویبلت، مبدأ و مقصدش را مشخص می کند و می خواهد از این ابزار پوشیدنی برای مسیریابی استفاده کند، نویبلت به نرم افزارش در گوشی متصل می شود و در طول مسیر، هرجا که لازم باشد فرد به چپ یا راست بپیچد، به وسیلۀ همان شانزده نوع پیغام لرزشی آن را به فرد اطلاع می دهد.

مزیت اصلی نویبلت این است که در مقایسه با نرم افزار های مسیریاب، این سخت افزار دیگر نیازی به درگیر کردن گوش فرد نابینا ندارد و به این ترتیب خطری او را تهدید نمی کند. همچنین کاربران دیگر نیازی به نگه داشتن گوشی در دستشان ندارند و می توانند آن را در جیب یا کیفشان بگذارند؛ به علاوه افراد ناشنوانابینا هم به سادگی می توانند از این ابزار برای مسیریابی در مکان های شلوغ استفاده کنند. دیگر امتیاز نویبلت این است که می تواند به کمک ویبرۀ ممتد که از محدودۀ ناف حس می شود به کاربر اطلاع بدهد که آیا مسیر مستقیم را طی می کند یا اینکه از مسیر خارج شده است. این امکان زمانی کارایی دارد که فرد مشغول عبور از عرض خیابان است و خروج از مسیر مستقیم ممکن است باعث ایجاد خطرات جانی برای او شود.

برای نابینایان آلمانی، اگر بتوانند از پزشکشان یک گواهی دال بر اینکه این ابزار کمکی زندگی شان را تسهیل می کند بیاورند، بیمه آن را رایگان در اختیارشان خواهد گذاشت، اما سایر نابینایان باید آن را به قیمت ۲۸۰۰ یورو بخرند. پیش از خرید دستگاه، علاقه مندان می توانند با شرکت تماس بگیرند و آن را به مدت سه روز به امانت در اختیار داشته باشند. در طول این سه روز هم یک مشاور به صورت تلفنی در کنارشان خواهد بود تا چم و خم استفاده از دستگاه را به آنها بیاموزد. در نسخۀ صوتی پیشخوان، دربارۀ تجربه برخی نابینایان از استفاده از نویبلت صحبت خواهیم کرد. همچنین اگر شنوندۀ ما باشید، از یک اتفاق جالب هم به کمک جاناتان موزن پرده برخواهیم داشت و آن هم چیزی نیست، مگر عرضۀ یک دستگاه ضبط صدای کاملاً حرفه ای و دسترسی پذیر. همین طور به بهانۀ پرداختن به پادکست جاناتان موزن، بد ندیدیم قدری دربارۀ زندگی پر ثمر و سودبخش او هم با مخاطبانمان گفتگو کنیم.

سفری به درازای بیست سال

مهمان آخرین اپیزود از پادکست «اِف اِس کَست»،بهانه را به دست ما علاقه مندان به نوستالژی زد تا کمی بتوانیم برای خودمان خاطره بازی و خاطره بافی کنیم. در بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰، درست مثل همین حالا که رقابتی بر سر دو صفحه خوان محبوب ویندوز وجود دارد و هر یک می خواهند سهم دیگری را تصاحب کنند، آن روز ها هم چنین رقابتی وجود داشت. یک پای ماجرا همچنان جاز بود و سمت دیگر به جای اِن وی دی اِی، نام «ویندو آیز» شنیده می شد؛ صفحه خوانی که ما ایرانی ها کمتر به آن دسترسی داشتیم؛ چون که نسخه های قفل شکسته اش کمتر به دستمان می رسید و امکان افزودن موتور صوتی فارسی به آن هم فراهم نبود، اما همیشه در محافل تخصصی بحث بر سر کیفیت این دو صفحه خوان به راه بود.

در آخرین شماره از اف اس کست، «داگ جافری»، مدیر و طراح ویندوز آیز، به پرسش های مجری پاسخ می داد. او که خود بینا است، در این گفتگوی مفصل، به چگونگی ورودش به دنیای نابینایان و شکل گیری ایدۀ ویندو آیز و شیوۀ تبلیغاتش و چرایی توقف توسعۀ این صفحه خوان می پردازد.

اولین مواجهه داگ با رایانه به سال ۱۹۷۸ بازمی گردد؛ روزی که با پدرش به نمایشگاهی محلی رفته بوده و آنجا یکی از نسخه های اولیۀ رایانه های اپل را مشاهده می کند. می گوید: «روی صفحۀ کامپیوتر، اشکال و گرافیک هایی در حال نمایش بود. با خود تصور کردم که من یک روز باید یکی مثل این دستگاه داشته باشم. قیمت آن دستگاه آن روز ها بیش از هزار دلار بود. بالاخره توانستم حدود یک سال بعد، یکی برای خودم بخرم». داگ دو سه سالی را به آشنایی با رایانه و علوم مربوط با آن می گذارند؛ تا اینکه در سال ۱۹۸۲ در یکی از فروشگاه های محلی شغل مرتبط با رایانه برایش پیدا می شود. آشنایی او با نیاز های نابینایان هم آنجا ایجاد می شود.

او دربارۀ نخستین برخوردش با نابینایان می گوید: «روزی در آن فروشگاه محلی نابینایی به من مراجعه کرد تا برای نرم افزاری که نوشته بود قفلی طراحی کنم تا او بتواند با خیال راحت آن را بفروشد. این نرم افزار، داکیومنتس نام داشت که به کاربران امکان می داد با استفاده از خروجی صوتی، متن بنویسند. آنجا بود که من با دنیای نابینایان و توانمندی ها و نیاز هایشان آشنا شدم».

داگ پس از این آشنایی به مدت هفت سال با این فرد نابینا همکاری کرد و در طول این هفت سال، ایده های مختلفی را در زمینۀ صوتی کردن کامپیوتر، باهم به سر انجام رساندند که در نسخۀ صوتی پیشخوان به تفصیل درباره شان صحبت شده است. بیل، دوست نابینای داگ، در ۱۹۸۹ تصمیم گرفت به کسب  و  کارش پایان دهد؛ بنابراین داگ باید ادامۀ مسیر را به تنهایی می پیمود. او بیش از یک سال را به طراحی صفحه خوانی به نام «ووکال آیز» پرداخت و در این مسیر با یک متخصص سخت افزار هم مرتبط شد تا بخش سخت افزاری را پیش ببرد. حاصل این ارتباط، صفحه خوان محبوب ووکال آیز بود که آن روز ها به نابینایان امکان می داد بتوانند از سیستم عامل داس استفاده کنند.

با ورود ویندوز به عرصۀ رقابت سیستم عامل ها بازی عوض شد و آنها ناچار به تغییر سیاست هایشان شدند. فعالیت این گروه دونفره تا سال ۲۰۱۰ ادامه داشت و در آن سال آنها تصمیم به فروش مجموعۀ تجاری خودشان با نام «جی دبلیو مایکرو» گرفتند؛ ماجرایی که خود حکایتی شنیدنی دارد. شرح این ماجرا را به نسخۀ صوتی پیشخوان واگذار می کنیم. شما همچنین می توانید دربارۀ شغل فعلی داگ هم در نسخۀ صوتی بشنوید؛ شغلی که همچنان مرتبط با نابینایان است و داگ همچنان ما را وام دار خدمات خودش نگه داشته است.

قایقرانی نابینایان طرحی تازه از سرزمین دریاچه ها

ایالت مینِسوتای آمریکا را «سرزمین ده هزار دریاچه» می خوانند، البته تعداد دریاچه های این ایالت حدود دوهزارتا بیشتر است، اما به این نام معروف شده است، پس بی راه نیست اگر بشنویم قایق رانی نابینایان برای نخستین بار در این ایالت بنا نهاده شده است؛ ورزشی که برایش قوانین دقیقی پیش بینی شده است و بنیان گذارانش به دنبال اضافه کردنش به فهرست ورزش های پارالمپیک هستند. در قایقرانی نابینایان، مثل سایر ورزش ها، کلاس بندی صورت می گیرد و ورزشکاران بر اساس میزان بینایی شان باهم رقابت می کنند. همچنین هر تیم باید متشکل از دو ورزشکار بینا و دو نفر نابینا باشد. یکی از بیناها کار مدیریت تاکتیکی و اعلام مسیر و نقشه خوانی را انجام می دهد و دیگری هم در کار های مربوط به قایق به نابینایان کمک می کند. شرط لازم برای حضور هر تیم در مسابقه این است که سکان دار حتماً نابینا باشد.

در قایقرانی نابینایان تابه حال یک دوره مسابقات بین المللی برگزار شده است. اگر شنوندۀ پیشخوان باشید دربارۀ این ورزش به تفصیل برایتان خواهیم گفت و چند  و  چون شکل گیری آن را واکاوی خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده + هجده =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *