زیر پوست این روز های شهر تهران

سه هفته پیش، تنها سه هفته پیش بود که گزارشم را با این کلمات شروع کردم: «ووهان چین امروز ماجرایی شبیه رمان کوری ژوزه ساراماگو دارد از سر می‌گذراند؛ شهری در قرنطینه، ۱۱ میلیون جمعیت محبوس، خیابان‌های خالی، دود، بوی سوزنده مواد ضدعفونی‌کننده و…» حالا فقط سه هفته گذشته و ما هم داریم همان فضا را تجربه می‌کنیم. نمی‌گویم وضعیتی کاملاً مشابه ووهان که مرکز اصلی شیوع کرونا در جهان است اما دست کم در چند روز اخیر شرایطی کاملاً غیر منتظره و باور نکردنی را از سر می‌گذرانیم. کرونا شیوع پیدا کرده و ما هم نگرانی‌هایی شبیه مردم ووهان داریم، هرچند بدون قرنطینه‌ و تصاویر وحشتناکی که از این شهر دیده‌ایم.

ویروس کرونا برای اولین بار در ووهان و در یک بازار محلی فروش غذاهای دریایی دیده شد. می‌گویند با گذشت چند ماه از تشخیص این ویروس، هنوز برای درمان آن دارویی پیدا نشده و حالا کشور ما را مثل چین و ایتالیا و کره‌جنوبی و چند جای دیگر آلوده کرده است.

در گزارش سه هفته قبلم با دانشجویان ایرانی محبوس در ووهان حرف زدم که هر لحظه برای بازگشت به ایران لحظه شماری می‌کردند. از سختی‌هایشان در یک شهر قرنطینه گفتند و این که تا چه اندازه نگران برخورد مردم بودند: «به مردم بگویید از ما نترسند ما آلوده نیستیم.» دانشجویان برگشتند، دو هفته هم در قرنطینه ماندند، غافل از آن که کرونا پیش از آنها وارد کشور شده بود.

از ووهان بگذریم در این گزارش می‌خواهم درباره شهر خودمان حرف بزنم؛ از تهران و حال و روز کسب و کارهای خیابانی پس از شیوع کرونا. بیایید از کافه‌ای در یکی از خیابان‌های نزدیک میدان انقلاب شروع کنیم. جایی که حالا در میانه روز پرنده هم در آن پر نمی‌زند. کافه هم دست کمی از خیابان ندارد؛ چهار مشتری سر دو میز. به قول کافه دار: «کافه یک موجود زنده است و اوضاع را درک می‌کند؛ حال مردم که بد باشد، حال کافه هم بد است.» روی در و دیوار برگه‌هایی با این مضمون می‌بینم: «چون دوست‌تان دارم با شما دست نمی‌دهم.» کافه دار که می‌بیند با دقت این برگه‌ها را می‌خوانم ادامه می‌دهد: «در همین حد از دست‌مان برمی‌آید وگرنه کنترل کردن بقیه موارد که برای ما ممکن نیست. کنار دستگاه پز کافه هم الکل گذاشته‌ایم تا هر کس از کارت استفاده می‌کند دستش را ضد عفونی کند.»

صاحب کافه سری با ناراحتی تکان می‌دهد و می‌گوید: «ما نمی‌توانیم کافه را تعطیل کنیم چون مالک که از خیر اجاره‌اش نمی‌گذرد، اما واقعاً روزی سر جمع، ۱۰ مشتری هم نداریم. مجبور شدیم سه نفر را تعدیل کنیم. از نظر بهداشتی هم واقعاً همه نکات را رعایت می‌کنیم و تجمعی هم نیست که کسی را تهدید کند اما وضع همین است که می‌بینی.

مردم هم حق دارند. خیلی‌ها خودشان را توی خانه قرنطینه کرده‌اند که فکر کنم کار عاقلانه‌ای هم هست. ما مجبوریم به هر حال بیاییم سر کار. کار را هم شیفتی کرده‌ایم. امروز به فکر افتادیم برویم با صاحب ملک حرف بزنیم ببینیم می‌تواند فعلاً کرایه نگیرد یا کمتر بگیرد، چون این جوری عملاً ضرر می‌دهیم. نمی‌دانم چکار باید بکنیم؟»

پرسنل کافه می‌گویند مشتری‌‌های اصلی‌شان دانشجویان هستند که این روزها خیلی‌هایشان را دیده‌اند دستکش به دست با چمدان در حال ترک خوابگاه‌شان هستند.

در اطراف خیابان انقلاب کمتر دستفروش مواد غذایی را می‌بینم. مردی کنار پیاده‌رو ایستاده و ماسک می‌فروشد. کمی آن طرف‌تر هم یک دستفروش برای جوراب‌هایش تبلیغ می‌کند: «همین چند روز پیش اینجا غلغله بود از لبو و باقالی بگیر تا فلافل، حالا ببین چطوری شده؛ هیچ‌کس را نمی‌بینی. همه چشم امید ما همین شب عید بود، حالا بعد معلوم می‌شود چقدر ضرر کرده‌ایم اما چاره چیست، سلامت آدم که مهمتر است.»

گل فروش آن سمت چهارراه هم به دوردست‌ها خیر مانده و بی‌مشتری و غرق رؤیاست: «خانم مشاغل خیابانی از دست رفتند.»

مقابل ایستگاه مترو چهارراه ولیعصر خلوت است. در این ساعت روز دو سه نفری در حال تردد هستند؛ پسر جوانی سازش را به دیوار تکیه داده و به خلوت خیابان زل زده است: «من و گروهم اینجا ساز می‌زدیم، طبیعی است که خلوت شده، همه مضطربند. حق هم دارند اما کار ما هم از دست رفت. موسیقی خیابانی کلاً تعطیل شد. شغل‌هایی مثل ما و دستفروش‌ها همه امیدشان به همین روزهای سال نو بود. این ماجرا حتماً ادامه دارد و مثل همیشه ضررش می‌ماند برای ما.»

توی مترو زن ماسک زده‌ای که با فاصله از من نشسته و بین ما هم چند صندلی خالی است، می‌گوید همین الان خبر بدی شنیده و از مطب دکتر ارتوپد زنگ زده‌اند و عملش را کنسل کرده‌اند و به جز جراحی او هفت جراحی دیگر هم کنسل شده. کمر درد امانش را بریده اما ظاهراً باید بپذیرد، چون جراحی‌های غیر اورژانسی تا اطلاع ثانوی منتفی است. انگار خودش را دلداری می‌دهد، مدام می‌گوید باید صبور باشیم چاره‌ای نیست. زن دیگری می‌گوید فیزیوتراپ است و با این که کار را تعطیل نکرده‌اند اما تعداد مراجعان شان بشدت کم شده.

زن دیگری که معلوم است اضطراب زیادی دارد، با ماسک و دستکش گوشه‌ای ایستاده و حتی نتوانسته خودش را راضی به نشستن کند. می‌گوید: «دو هفته است سرما خورده‌ام چقدر دکتر رفتم و گفتم از من تست کرونا بگیرید گوش ندادند. همان دو هفته پیش، دکتر به من گفت توهم زده‌ای و کرونا که ایران نیامده. بعد به اصرار اطرافیان رفتم بیمارستان شهدای یافت آباد. دیدم آنجا آنقدر شلوغ است که ضعف کردم و از ترس برگشتم خانه. بعد زنگ زدم انیستیتو پاستور گفتند تو اسهال شدید نداری نیا. خلاصه مانده‌ام سردرگم. این سردرگمی بیشتر کلافه‌ام کرده. خودم را توی خانه حبس کرده‌ام. امروز هم مجبور شدم بیام بیرون واقعاً مجبور بودم.» دو مسافر دیگر به زن دلداری می‌دهند و می‌گویند حالش خوب است و حتماً مسأله همان سرماخوردگی است.

یادم می‌آید که در خبرها خوانده بودم در شهرهایی که قرنطینه‌اند عضوی از خانواده که بدنش مقاومت بیشتری دارد برای خرید و کارهای ضروری از خانه بیرون می‌آید. با خودم فکر می‌کنم کاش آنهایی که تازه سرما خورده‌اند و مقاومت بدن‌شان پایین است کم‌تر از خانه خارج شوند.  به‌ کافه دیگری در مرکز شهر سرمی‌زنم. صاحب کافه دختر جوانی است که مجله‌ای را با بی‌حوصلگی ورق می‌زند: «ما برنامه‌ریزی کردیم و میزان حضور بچه‌ها را کاهش دادیم. چون این روزها تعداد مشتری‌ها خیلی کم شده و قابل مقایسه با قبل نیست. همین امروز سر جمع پنج، شش مشتری داشتیم و وضعیت‌مان فرق زیادی با تعطیلی ندارد. اما از نظر پیشگیری الکل خریده‌ایم تا مشتری‌ها دستشان را ضد عفونی کنند. دائم در حال ضد عفونی کردن هستیم. دستشویی‌ها و همه دستگیره‌ها را مدام ضد عفونی می‌کنیم. حتی همه میزها را با الکل رقیق شده تمیز می‌کنیم. ولی به نظر می‌رسد اگر وضعیت این جوری ادامه پیدا کند مجبور شویم تعطیل کنیم چون ادامه کار غیرمنطقی است و حتی حقوق پرسنل را هم تأمین نمی‌کند.»

او می‌گوید این روزها مردم واقعاً شرایط بهداشتی را رعایت می‌کنند: «نمی‌دانم ترس است، اضطراب است هر چه هست من می‌بینم که همه شرایط بهداشتی را رعایت می‌کنند. هیچ‌کس دست نمی‌دهد یا روبوسی نمی‌کند. انگار ممنوع شده باشد. خیلی‌ها هم که توصیه خانه ماندن را جدی گرفته‌اند و کاملاً خود را قرنطینه کرده‌اند. نمی‌دانم آنهایی که می‌روند شمال چه کسانی هستند. حتماً خیلی غیر مطلع‌اند یا واقعاً این خبرها شایعه است.»

یکی از مشتری‌ها می‌گوید: «راستش کافه آمدن عادت قدیمی من است و نمی‌توانم ترکش کنم. می‌بینی که همه چیز را هم رعایت می‌کنیم. من هم خیلی‌ها را می‌شناسم که خودشان را قرنطینه کرده‌اند اما من نمی‌توانم توی خانه دوام بیاورم. ممکن است این اوضاع چند ماهی طول بکشد بنابراین ضمن رعایت مسائل بهداشتی باید صبور باشیم و درک متقابل و همدلی‌مان را بالا ببریم.»

تقریباً کافه‌ها در دیگر نقاط شهر هم وضعیت مشابهی دارند. یک کافه‌دار دیگر می‌گوید برایش کسب و کار و ضرر چند ماهه هم مهم نیست بلکه عبور از این بحران مهم‌تر است. برای همین هم هرکاری از دستش برآمده برای همان چند مشتری محدودش انجام داده است: «ما محلول ضد عفونی گذاشته‌ایم و هم در کافه و هم در اینستاگرام نکات بهداشتی را برای پیشگیری تذکر می‌دهیم. من مطمئن هستم همه باهم با همدلی از این بحران عبور می‌کنیم.»

حرف‌های مرد باز هم مرا یاد رمان کوری می‌اندازد البته انتهای رمان جایی که مردم شهر از کوری سفید مسری رها می‌شوند. انگار شهر در دریایی از شیر غرق شده باشد؛ همه چیز آشفته و درهم و برهم است اما اهالی  پی می‌برند با همدلی عمومی می‌توانند اوضاع را روبه راه کنند.
منبع: روزنامه ایران
گزارش نویس: ترانه بنی یعقوب

درباره شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292
این نوشته در اخبار, متنوع از سراسر وب, گزارش ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + سیزده =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *