نقدی بر پرورش دانش آموزان نابینا از دید یک دبیر نابینا

نویسنده: بهروز افروز:  دکتری ادبیات فارسی و دبیر نابینایان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران

این نوشته را در حالی می نویسم که دقایقی پیش خبر درگذشت یکی از همکاران عزیز و نازنین و جوان مان بر اثر کرونا را دریافت کرده ام. تاثیرات این خبر جانکاه که منجر به بروز کاستی در نوشته شده است را بر این حقیر ببخشید.

به یاد مرحوم جناب آقای جواد لطفی عزیز، دبیر سابق مدارس استثنایی که در روز دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 در روز تولد مادر بزرگوارش، مرگش را به او هدیه کرد! حالا تاریخ تولد شناسنامه مادر، به نشانهه عشق جاودان مادر و فرزند، بر سنگ قبر پسر تا ابد حک خواهد شد.

یادش تا همیشه گرامی خواهد بود.

اگر نگاهی به گزارشهای عملکردی مدیران و مسئولان حوزه پرورشی سازمان و ادارات آموزش و پرورش استثنایی بیندازیم، می بینیم که همگی، متفق القول از افزایش چند برابری میزان مشارکت دانش آموزان در چنین فعالیتهایی سخن می گویند. در دنیای آنان فعالیتهای پرورشی دانش آموزان با تنوع زیاد و مشارکت چشمگیر، اثرگذار و پویا در جریان است؛ اما فضای مطلوبی که آن گفته ها از شرایط پرورشی دانش آموزان ترسیم می کند با مشاهدات و دیده های جامعه فرهنگیان کارشناسان و صاحب نظران آموزش و پرورش استثنایی در مغایرت آشکار است. معلمان و دانش آموزان دیروز و امروز از بی انگیزگی، نبود ساعت و سرفصل آموزشی، بی توجهی مسئولین آموزش و پرورش استثنایی به امر توان بخشی و مهارتهای روزمرههٔ نابینایان و فراتر از اینها، اساساً از بی برنامگی می گویند. در کشاکش رؤیای کمیت و کابوس کیفیت، امر پرورش دانش آموز آسیب دیدههٔ بینایی در چه نقطه ای از واقعیت ایستاده است؟ من در این نوشته خواهم کوشید از منظر سیاست گذاری و اجرا به این پرسش پاسخ دهم. پرداختن به محتوای آموزشی حوزه پرورش مقالی است که هم مجال خود را می طلبد و هم متخصصینش را.

برای ورود به فرایند تحلیل بستر سیاست گذاری و اجرای امور پرورشی دانش آموزان آسیب دیدهٔ بینایی باید از این نکته آغاز کنیم که متولیان امر در تدوین سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش، شیوه نامه ها، آیین نامه ها و دستورالعمل ها، هیچ تفکیکی بین پرورش دانش آموز عادی و عموماً دانش آموز با نیاز ویژه و مشخصاً آسیب دیدهٔ بینایی در سطح سیاست های راهبردی کلان قائل نشده اند! چنین فاجعه ای، با همه ابعادش، به همین صراحت و به همین وضوح، در غفلت سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سایر مسئولین رخ نموده است. همین بیریشگی منجر به ابتر ماندن تمام بخش نامه ها و اقدامات موردی و سلیقگی حوزه پرورش آموزش و پرورش استثنایی شده است. آسیب این کمبود به قدری جامع است که می توان همینجا این نوشته را به پایان برد؛ اما برای نمودن ابعاد جزئی تر این معضل، سخن را پی می گیریم.

«اولین تلاش ها در زمینه آموزش و پرورش استثنایی در حدود یکصد سال قبل در ایران انجام شد، نخستین فعالیت ها در بخش آموزش و پرورش نابینایان از سال 1299 هجری شمسی توسط شخصی به نام ارنست کریستوفل اهل کشور آلمان در شهر تبریز با جذب 5 دانش آموز آغاز گردید. … در زمینـه آموزش کودکان آسیب دیده شنوایـی و بینایی افرادی هم چون ذبیح بهروز و دکتر محمدخزائـلی نیـز نقش مؤثر و مهمـی داشته اند. … در سال 1347 در وزارت آموزش و پرورش «دفتر آموزش کودکان و دانش آموزان استثنایی» تشکیل شد و   این بخش فعالیت خود را در قالب مدارس استثنایی و کلاس های خاص به شکل دولتی  و رسمی آغاز کرد. بعد از انقلاب اسلامی کلیه مدارس ناشنوایان استان تهران تحت عنوان مدارس باغچه بان، زیر پوشش اداری، مالی و آموزشی مجتمع آموزشی ناشنوایان باغچه بان قرار گرفت. هم چنین مجتمع نابینایان شهید محبی با بودجه مستقل، ادارهٔ مدارس نابینایان شهر تهران را به عهده گرفت.» پایگاه جامع اطلاع رسانی آموزش و پرورش استثنایی کشور | تاریخچه

در واقع مجتمع آموزشی نابینایان شهید محبی هم نقش سیاست گذاری را ایفا می کرد و هم نقش مجری را. نبود گسست میان ستاد و صف، وجود معلمان باتجربه و با دانش در کنار معلمان جوان و پر انگیزه، فضای محیط آموزشی و فضای اجتماعی، همه موجب شده بود دانش آموزان نابینا و کم بینا دوران خوش پرورشی خود را در دهه 60 و اوایل دهه 70 سپری کنند. با تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور این روند در دهه هفتاد نیز ادامه یافت. تلاش برای علمی کردن امور تعلیم و تربیت آموزش و پرورش استثنایی از طریق نگارش کتاب و مقاله و تدوین آیین نامه ها، تربیت معلمان ویژه آموزش و پرورش استثنایی در دانشگاه تربیت معلم، نفس تازه و انگیزه بالای مدیران و کارشناسان سازمان در کنار رویکرد عاطفه محور معلمان و مربیان، موجب حفظ کیفیت آموزش و پرورش در مدارس استثنایی آن زمان شده بود. به همه اینها نقش پررنگ خانواده را نیز باید افزود. خانواده های مسئولیت پذیری که توسط سازمان تحت تعلیم خط بریل و مهارتهای روزمرهٔ مورد نیاز فرزند نابینای خود نیز قرار می گرفتند. به مدد دلسوزی ها و عاشقی های خانواده ها و برخی از معلمان، آسیب نقاط ضعف سیاستها و عملکردها به حداقل مطلوبی رسیده بود.

با تغییر دهه، شرایط نیز کم کم عوض شد. سازمان، دیگر آن سازمان جوان و چابک نبود. غرض های شخصی مدیران و معاونان، رخوت و ناکارآمدی کارشناسان و عدم اهتمام بر به روز آوری بخش نامه ها و آیین نامه ها آموزش و پرورش استثنایی را از روزهای نسبتاً پر علم و پر هنر خود دور کرد. هم چنین ادارات استثنایی شهرها به اوج قدرت بوروکراتیک خود رسیده بودند و مجری سازمانی بودند که وصف آن در سطر پیشین گذشت. سوء مدیریت مدیران میان رده و کارناشناسی کارشناسان ادارات در کنار فرسودگی و سرخوردگی برخی معلمان استثنایی که به پایان سنوات خدمت خود نزدیک می شدند و یا در همان میانه راه بریده بودند، و سر انجام کاهش توجه به نقش مهم خانواده در امر تعلیم و تربیت همه و همه سبب شد که شتاب دوری از شرایط مطلوب به طرز نگران کننده ای افزایشی شود.

در سالهای واپسین دهه هشتاد ضربه سختی بر پیکر نظام آموزش و پرورش استثنایی وارد شد؛ سخن از انحلال سازمان بود. سخنی که عملی شد و چنان نهاد بزرگ و مهم و موثری در حد یک دفتر در اداره تقلیل پیدا کرد و همه چیز در آستانه فروپاشی قرار گرفت!

مقارن با همین رخداد، در راستای اجرای دولت الکترونیک، وزارت آموزش و پرورش موظف گردید ساختار و تشکیلات سازمانها، ادارات و مدارس خود را در چند سامانهٔ الکترونیک سامان دهی کند. دو سامانه نام نویسی الکترونیک دانش آموزان (سناد) و برنامه ریزی و کنترل فرایند آموزشی (بکفا) بر همین اساس به وجود آمدند. سناد میزبان اطلاعات تمام دانش آموزان، کتب درسی و مدارس ایران و … گردید و بکفا اطلاعات تمام معلمان را در خود داشت. در غیبت سازمان آموزش و پرورش استثنایی، وزارتخانه با در نظر گرفتن مؤلفه های ابتدایی تعلیم و تربیت دانش آموزان با نیازهای ویژه، مدارس و دانش آموزان استثنایی را در سناد سامان دهی نمود؛ البته پر واضح است که در نبود متخصصان و مدیران آموزش و پرورش استثنایی این سامان دهی دارای چه کیفیتی و دچار چه حجمی از نواقص گردید! برای نمونه در تخصیص سرفصلها و ساعتهای آموزشی دانش آموزان آسیب دیدهٔ بینایی مهارت هایی نظیر تحرک و جهتیابی دیده نشد. این نادیده گرفتن به معنای کنار گذاشتن تربیت و جذب نیروی متخصص تحرک و جهتیابی بود. دیگر هیچ مدرسه نابینایانی موظف نبود فضای آموزشی توان بخشی مهارت تحرک و جهتیابی را در محیط مدرسه ایجاد کند و برای این امر هم امکان درخواست اعتبار نداشت؛ یعنی خشکیدن ریشه تا میوهٔ مهارت بسیار بسیار مهم تحرک و جهتیابی در مدارس نابینایان!

بکفا نیز که خوراک اطلاعاتی خود را از سناد دریافت می کرد به تبع آن، حوزه منابع انسانی آموزش و پرورش استثنایی را با آسیب های جدی مواجه کرد. دیگر معلمان استثنایی در دانشگاه تربیت معلم دوره های مورد نیاز این حوزه را پشت سر نمی گذاشتند. آزمون های استخدامی هم در فرایند جذب نیرو به هیچ وجه توجهی به صلاحیت و شایستگی و توانایی نیروهای استخدامی نداشتند. دقیق تر اینکه اساساً نیرویی را مختص آموزش و پرورش استثنایی جذب نمی کردند که بخواهند بر اساس معیار خاصی شایستگی داوطلبی را بررسی کنند. پذیرفته شدگان برای تدریس در مدارس عادی آزمون گیری، مصاحبه و گزینش می شدند. تحت تأثیر چانه زنی ها، فشارها و التماس های مدارس استثنایی، در صورت صلاح دید مدیریت منابع انسانی وزارتخانه امکان داشت نیرویی نصیب مدرسه ای شود!

همان گونه که گذشت: سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش هم آموزش و پرورش استثنایی را نادیده گرفت و بدین ترتیب، محتوای آموزشی، نیروی آموزشی و فضای آموزشی مدارس استثنایی و به ویژه برخی مدارس نابینایان در معرض تعرض سودجویی های اقتصادی ادارات آموزش و پرورش قرار گرفت. برای نمونه می رفت که مدرسه نابینایان شهید محبی جغرافیای دوست داشتنی خود را از دست بدهد! و یا مدرسه خزائلی هنوز که هنوز است در بازپس گیری فضای آموزشی خود ناکام است و به لحاظ اداری میان ادارات آموزش و پرورش هفت و دوازده شهر تهران سرگردان است!

شرایط بد اقتصادی کشور و افت عمومی کیفیت آموزش و پرورش هم به وخامت وضع سالهای آغازین دهه نود دامن می زد؛ اما در این میان عوامل زیر مانع فروپاشی نظام آموزش و پرورش استثنایی شد:

  • وجود بخش نامه ها و دستورالعمل های سلیقه ای بعضاً کارآمد و مفید.
  • همت و حمیت برخی مسئولین و معلمان دلسوز که فارغ از قید و بندهای امور اداری با دل و جان ریه تنفسی مدارس خود بودند.
  • خانواده هایی که نا امید از نهاد تربیت کننده و پرورندهٔ فرزند دانش آموزشان، به کمک مراکز توان بخشی سازمان بهزیستی، فرهنگسراها و انجمن های خصوصی و حمایتی به داد دلبند خود رسیدند.
  • احیای سازمان آموزش و پرورش استثنایی.

دولت، پی به اشتباه فاحش خود برد و پس از دو سال تصمیم به تصحیح آن گرفت. متاسفانه تصحیح خطا هم چندان چنگی به دل نزد! سازمانی که منحل شده بود، یک سازمان سیاست گذار و مجری با رویکردهای تخصصی خاص خود بود؛ اما سازمانی که احیا شد، بیشتر ماهیت پشتیبانی و مشاوره داشت و استقلال سازمانی خود را تا حد زیادی از دست داد.

و مهمتر از همه این که زمانی این احیا صورت گرفت که دیگر پروندههٔ پیریزی سناد و بکفا و تنظیم سند تحول بنیادین بسته شده بود و علناً سازمان ظرفیت دیپلماسی لازم برای اصلاح اشکالات متعدد موجود را در خود نمی دید. به بیان ساده تر این احیا صرفاً به وخیم تر نشدن اوضاع کمک کرد و امیدی به بهبود شرایط نبود. این یأس رقت آور از پایینترین لایه های اداری آموزش و پرورش استثنایی تا نگاه نفر اول سازمان مشهود بود. به طوری که رییس وقت سازمان به جای پوشیدن کفش آهنین و دویدن در راهروهای مجلس، هیأت دولت و وزارتخانه برای حل مشکل عدم تخصیص ساعات کافی مربی و معاون پرورشی به مدارس استثنایی در سامانه بکفا و نبود ساعت آموزشی برای مهارت های روزمره دانش آموزان آسیب دیدهٔ بینایی، تصمیم گرفت در ریو دو ژانیرو و جاکارتا قدم بزند و از تماشای مسابقات المپیک و پارالمپیک لذت ببرد!

در این بخش از نوشته با بررسی ساختار سازمانی آموزش و پرورش استثنایی شگفتانهٔ دیگری را تقدیم مخاطبان عزیز می کنم؛ این سازمان دارای دو معاونت و یک اداره کل است:

  • معاونت برنامه ریزی آموزشی و توانبخشی
  • معاونت پیشگیری و تشخیص
  • اداره کل توسعه مدیریت و پشتیبانی

معاونت برنامه ریزی آموزشی ادارات استثنایی زیر نظر معاونت برنامه ریزی و توان بخشی سازمان فعالیت می کنند. در چارت اداری ذیل این معاونت هیچ کارشناسی برای امر توان بخشی در نظر گرفته نشده است. کارشناس توان بخشی عنوان سمتی است که مسئولیت پایگاه های سنجش را بر عهده دارد. این در حالی است که امر سنجش سلامت دانش آموزان زیر نظر معاونت پیشگیری و تشخیص سازمان فعالیت می کند. در چنین کلاف سردر گمی، امر توان بخشی دانش آموزان گرفتار بی هویتی جایگاه اداری شده است!

از سوی دیگر در ادارات استثنایی سمتی در نظر گرفته شده  تحت عنوان (کارشناس مسئول امور پرورشی) که این سمت نیز زیر نظر معاونت پیشگیری و تشخیص فعالیت می کند! نگارنده این سطور هرچه فکر کرد و از متصدیان امر جویا شد، ارتباطی میان این معاونت و آن کارشناس نیافت! با وجود ساختاری چنین نامرتبط چگونه می توان در پی بررسی، ارزشگذاری و کیفیت سنجی امور پرورشی دانش آموزان عزیز نابینا و کم بینا بود! آنچه که همینک در مدارس نابینایان تحت عنوان فعالیتهای پرورشی جریان دارد عمدتاً فعالیتهای پرورشی ای است که توسط وزارت خانه برای عموم دانش آموزان طراحی می شود. طرح هایی که از سوی ادارات و سازمان آموزش و پرورش استثنایی برگزار می شود صرفاً در نام خود ویژه نابینایان را دارد و از هرگونه خلاقیتی که بخواهد شرایط دانش آموز نابینا و کم بینا را دربر داشته باشد تهی است. در چنین شرایطی گهگاه جرقه های امیدوار کننده ای از دل مدارس نابینایان به چشم می خورد. برپایی رشته موسیقی در دو مدرسهٔ محبی و نرجس نمونه ای از این بارقه هاست.

علت به وجود آمدن این ساختار نامرتبط سازمانی، عدم درک صحی از قلمرو امور پرورشی است. به نظر می رسد متولیان امر نتوانسته اند پایگاه اداری درستی برای آموزه های ضروری دانش آموزان آسیب دیدهٔ بینایی مشخص کنند. به بیان ساده و شفاف مسئولین هنوز به درستی نمی دانند که مثلاً مهارتی مانند تحرک و جهتیابی ماهیتاً در حوزه آموزش قرار می گیرد یا پرورش. بدتر این که حتی متوجه این سرگردانی خود نیز نیستند که امید داشته باشیم از متخصصین و کارشناسان بخواهند تا با بازخوانی پژوهش های صورت گرفته و بررسی تجارب سابق و انجام پژوهش های جدید این گره را از بند ساختار سازمان باز کنند.

آنچه که به لحاظ اجرایی امیدوارکننده است این است که سر انجام پس از مدتها سازمان آموزش و پرورش استثنایی رئیسی را به خود می بیند که می توان گفت در حد و اندازه های تصدی این سمت خطیر و حساس است. داشتن تجربه ریاست اداره آموزش و پرورش خراسان رضوی -به عنوان بزرگترین واحد اداری آموزش و پرورش- که به لحاظ فرهنگی سیاسی از اهمیت خاصی برخوردار است و نیز سرپرستی وزارتخانه آموزش و پرورش، پیشینه امیدبخشی است و به نظر می رسد قدری ظرفیت چانه زنی سازمان در مورد اصلاح سامانه بکفا افزایش یافته است. شنیده ها حاکی از مداخله بهنگام رئیس سازمان برای اصلاح ساعات آموزشی و ساماندهی منابع انسانی آموزش و پرورش استثنایی در جریان انتقال کنترل فرایند آموزشی از سامانه بکفا به سامانه تازه تأسیس اچ آر ان است. احیای کارگزینی ادارات استثنایی و تخصیص 10 درصد از سهمیه استخدام سالیانه به آموزش و پرورش استثنایی اقداماتی است که به نظر می رسد در آستانه تحقق است. برای داشتن قضاوت درست باید منتظر تحقق وعده ها و اجرای طرح ها ماند.

در پایان باید گفت: با وجود این نکتهٔ نسبتاً امیدوارکننده، مادامی که تعریف درستی از مفاهیم بنیادین حوزه پرورش نداشته باشیم، نیروی متخصص آن را تربیت نکنیم، محتوای آموزشی و شیوه ارزشیابی درستی برایش طراحی نکنیم، فضای آموزشی مناسبش را فراهم نکنیم و شاهد همکاری تنگاتنگ سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سازمان بهزیستی کشور نباشیم، نباید منتظر بروز تحولی عظیم در حوزه پرورش استثنایی باشیم.

منبع: ماهنامه ی مانا.

توسط شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + یک =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *