مدیر مرکز مشاوره از تجربه ی کار با همکار نابینایش می گوید

نویسنده: میرهادی نایینی زاده

منبع: چهاردهمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا

دانلود نسخه ی صوتی نوشته

دانلود پادکست

مصاحبه اول

«سرکار خانم اسدزاده به خاطر حضور شما در این گفت و گو از شما سپاسگزارم. لطفاً کمی درباره کاری که به آن مشغول هستید با مخاطبین ما صحبت کنید.»

«ضمن سلام و آرزوی موفقیت برای شما و همۀ کسانی که این گفت و گو را به هر طریقی دنبال می کنند، باید در پاسخ شما بگویم که من اکنون در بخش پذیرش و مصاحبه اولیه مرکز مشاوره ناحیه چهارم شیراز مشغول به کار هستم. کار ما از چند بخش تشکیل می شود: بخش اول ارتباط تلفنی با مراجعینی است که برای اولین بار با مرکز تماس می گیرند؛ بخش دیگر کار من شامل ثبت سیستمی اسامی مراجعین می شود. برای ارجاع مراجعین به روان درمان گران مرکز، ما باید اسامی آنها را در اختیار داشته باشیم و کار های ثبت آنها را انجام دهیم.»

«از مراحل پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه تا رسیدن به شغلی که اکنون دارید برای مخاطبین ما صحبت کنید.»

«من در سال ۱۳۹۶ و پس از فراغت تحصیلی، در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کردم. تقریباً یک سال طول کشید تا مراحل مقدماتی کار مهیا شود و من بتوانم وارد دنیای کار بشوم. این مراحل به طور مختصر شامل مصاحبه های کاری، معاینات پزشکی و شرکت در دوره های مهارت آموزی دانشگاه فرهنگیان بود. وقتی در مهر ماه سال ۱۳۹۷ برای تعیین محل خدمتم مراجعه کردم، یک محدودیت به وجود آمد. از آنجا که من وارد آموزش و پرورش عادی شده بودم، جا یابی مناسب برای من با فراز و نشیب رو به رو بود. از این جهت با همکاری مسئولین مربوط توانستم وارد بخش مشاوره شوم و کار خود را در این قسمت ادامه دهم.»

«بسیاری از مخاطبین ما با مشکلات متعددی هنگام مصاحبه و گزینش رو به رو می شوند. آیا شما هم در بدو استخدام چنین مسائلی را تجربه کردید؟ آیا در کار شما هم اشکالات مرسوم آموزش و پرورش برای افراد نابینا پیش آمد؟»

«در مراحل اولیه و به خصوص در بخش مصاحبه، تأکید مصاحبه کنندگان بیش از نابینایی من روی توانایی انجام کارم معطوف بود. من در رشتۀ آموزگاری ابتدایی پذیرفته شده بودم. از نظر من این صحیح است که برای افراد بینا در مقطع ابتدایی باید یک آموزگار بینا عهده دار تدریس باشد تا بتواند بهتر مسائل این سن دانش آموزان را لحاظ کند. به خاطر وجود این محدودیت از من خواسته شد که کار هایی که می توانم با توجه به رشتۀ تحصیلی خودم به عهده بگیرم را به صورت درخواست تقدیم اداره آموزش و پرورش ناحیه کنم. بعد از حدود دو ماه و به پیشنهاد خودم، در آبان سال ۹۷، به مرکز مشاوره معرفی شدم و کار خود را در آنجا آغاز کردم. در ابتدای ورود به مرکز البته با مخالفت هایی هم مواجه بودم؛ این تصور وجود داشت که یک کارمند نابینا نمی تواند برای بخش پذیرش مفید باشد و حتماً باید کار خود را در آموزش و پرورش استثنایی دنبال کند. از سوی دیگر، عدم آشنایی همکاران با وضعیت کاری ما نابینایان در ابتدای امر باعث می شد که مسائلی برایم اتفاق بیفتد. به عنوان مثال یک بار یکی از همکاران وقتی می دید که من در برخی از ساعات کاری فعالیت زیادی ندارم، به من گفت می توانی برای مطالعۀ آزاد برای خودت کتاب بیاوری. این صحبت برای من خیلی جالب نبود؛ زیرا این امکان وجود دارد که برای تمام افراد در ابتدای کار قدری سر در گمی وجود داشته باشد و این به دیدن یا ندیدن اصلاً بستگی ندارد.

از سال بعد همکاری من با سرکار خانم بازیاری آغاز شد. ایشان در ابتدا به عنوان یک همکار بخش مصاحبه در کنار من قرار گرفتند و از همان زمان تمام تلاش خود را کردند تا به من در مناسب سازی محیط کاری کمک کنند. شایان ذکر است که از همان ابتدای همکاری ما، ندیدن من کمترین تأثیر را در ایجاد یک ارتباط کاری صحیح داشت.»

«منظور شما از مناسب سازی محیط کار چیست؟»

«در مرکز ما کار هایی وجود دارد که حتماً باید آنها را یک بینا انجام دهد. با یک تقسیم کار ساده ایشان توانستند کار هایی که از عهدۀ من بر می آمد را به من محول کنند و کار هایی مثل ثبت دفاتر و از این قبیل را خود انجام دهند. کار مهم تری که در جهت مناسب سازی برای من انجام دادند این بود که آنچه از عهدۀ من خارج نبود را از من می خواستند. به عنوان نمونه ایشان می توانستند با سرعت بسیار بیشتری از من کاغذ ها را به هم منگنه کنند؛ اما این اجازه را به من دادند که این کار را یاد بگیرم و خودم عهده دار کاری باشم که توان انجام آن را دارم. شایان ذکر است که مثال منگنه یک مورد کوچک از کار هایی بود که ایشان برای من انجام دادند.

نکتۀ پایانی اینکه با ارتقای ایشان به سمت مدیریت مرکز، ایجاد امکانات و تسهیل کار ها برای من بسیار بیشتر شد و من اکنون می توانم ادعا کنم که با فراغ بال بیشتری کار های جاری مرکز را انجام می دهم.»

مصاحبه دوم

«سرکار خانم بازیاری: از اینکه وقت خود را به ما اختصاص دادید، بی نهایت از شما ممنونم. عنوان شغلی شما چیست؟»

«من مدیر بخش مشاورۀ ناحیه چهار شیراز هستم.»

«پیش از همکاری با نابینایان، چه تصوری از آنها در ذهن داشتید؟»

«آشنایی من با نابینایان به دوران دبیرستان بر می گردد. تا پیش از این آشنایی تصور می کردم آنها بسیار محدود تر از چیزی هستند که اکنون می بینم. این اولین نقطۀ عطف من در آشنایی با نابینایان بود. دومین نقطۀ عطف زمانی پیش آمد که به عنوان آموزگار در یک مدرسه عادی مشغول به کار شدم و توانایی دانش آموزان نابینا را از نزدیک لمس کردم. آخرین بارقه ای که به کشف توانایی آنها انجامید، کار کردن با همکاران نابینایی بود که اکنون با آنها کار می کنم و فهمیدم که باید نابینایان را جدی گرفت و به درستی از آنها در عرصه های شغلی حمایت کرد.»

«از منظر شما چرا با وجود این توانایی، موانع زیادی در راه استخدام نابینایان به ویژه در آموزش و پرورش وجود دارد؟»

«من تصور می کنم مهم ترین عامل عدم آگاهی کامل مدیران و سایر افراد از مجموعۀ توانایی افراد نابیناست. این عدم آگاهی باعث تصورات غلطی می شود که اجازۀ به دست دادن یک تصور صحیح را به مدیران نمی دهد. من به جرئت می توانم بگویم که با حضور دو همکار نابینایی که دارم، خیالم کاملاً از بابت انجام کار ها راحت است و بی دغدغه می توانم حتی بعضی اوقات به مرکز نیایم. من به عنوان مدیری که با افراد نابینا کار کرده ام، همواره در جلساتی که با سایر همکاران و حتی آموزش و پرورش کل داشته ام، کوشیده ام تا تصور صحیحی از کار و کیفیت حضور افراد نابینا به دست دهم و امیدوارم در آینده بتوانم بیشتر به این مهم مبادرت داشته باشم.»

«چه چیزی برای موفقیت افراد نابینا در شغل شما ضروری است؟»

«مسئولیت و وجدان کاری مهم ترین داشتۀ نابینایان برای توفیق در کاری می تواند باشد که به آن مشغول می شوند. به عنوان سخن پایانی باید بگویم که همکاران نابینایی که با من کار می کنند، دارای این دو ویژگی هستند و من می توانم به راحتی از همکارانم بخواهم که با استخدام افراد نابینای توانمند این تجربۀ گران بها را از دست ندهند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × 1 =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *