مقاله: شجاع باش! خطر کن! هیچ چیز نمی تواند جای تجربه را بگیرد!

نویسنده: زهرا همت

منبع: بیست و چهارمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا

دانلود نسخه ی صوتی نوشته

«شجاعت» واژۀ آشنایی است که هرکدام از ما بار ها و بار ها شنیده ایم و در گفتگو ها یا نوشته هایمان به کار برده ایم، اما کمتر پیش آمده که به گستردگی معنا و کاربرد این واژه اندیشیده باشیم. بسیاری از ما تصور می کنیم که شجاعت به معنی شهامت داشتن برای انجام کار های بسیار بزرگ و خطرناکی مانند مشارکت در جنگ و به دست گرفتن و استفاده از چیزی مانند اسلحه است، اما خوب است بدانیم که گسترۀ شجاعت بسیار فراتر از اینهاست و این ویژگی در بسیاری از جنبه های زندگی روزمرۀ ما نقش آفرینی می کند.

شجاعت فقط خروج از منزل و خیابان گردی با عصای سفید و با اتکا به مهارت های جهت یابی و حرکت نیست. دوست شدن با همکلاسی های تازه، تجربۀ بازی جدید، صحبت کردن در جمع، امتحان کردن خوراکی ای که تابه حال نخورده اید، پوشیدن لباسی که سبک متفاوتی با لباس های همیشگی شما دارد و … همه و همه نیاز به شجاعت دارند و چه بسیارند افرادی که نداشتن شجاعتِ انجام این دست کار ها را به اشتباه، به عدم تمایل نسبت می دهند و مثلاً می گویند: «از این بازی اصلاً خوشم نیامده و حتی نمی خواهم امتحانش کنم.» یا «بوی این غذا را دوست ندارم و حتی برایم ارزش امتحان کردن ندارد.» و چه بسا پشت این جمله ها، چیزهای دیگری نهفته باشد و فردی که می گوید از این بازی خوشش نیامده است، از اینکه نتواند این بازی را به درستی انجام دهد و در جمع خجالت زده شود می ترسد یا فردی که می گوید بوی غذایی را دوست ندارد، ممکن است از اینکه نتواند به درستی آن غذا را بخورد نگران باشد و چه بسا آرزوی آن خوراکی خوش عطر را تا همیشه با خودش داشته باشد.

مسئلۀ شجاعت در میان تمام انسان ها مشترک است و این ویژگی از مهم ترین اصول زندگی است که در انتخاب هدف و مسیری که برای رسیدن به آن انتخاب و طی می کنیم مؤثر است. این موضوع در مورد افراد با آسیب بینایی هم صادق است، اما تفاوت میان افراد با آسیب بینایی و همسالان فاقد آسیبشان در این است که افراد فاقد آسیب بینایی، انجام بسیاری از کار ها را تنها با دیدن می آموزند و با تماشای دیگران، به نوعی در تجربۀ آنان سهیم می شوند و در بسیاری مواقع، همین نگاه کردن، به تنهایی کافی است تا جسارت انجام کار را بیابند.

تصور کنید کودکی برای نخستین بار در شهربازی، کنار استخر توپ می ایستد و پس از تماشای کودکان دیگر که در حال بازی و سر  و  صدا و لذت بردن هستند؛ او هم وارد استخر و با دوستانش هم داستان می شود، اما همین تجربۀ ساده و بدون خطر، ممکن است در مورد کودک با آسیب بینایی کمی متفاوت باشد. کودک با آسیب بینایی صرفاً با قرار گیری در کنار استخر و شنیدن صدای همسالانش که مشغول بازی هستند؛ متوجه جذابیت و لذت بخش بودن این فضا می شود، اما این کافی نیست و کودک برای اینکه جسارت ورود به استخر را پیدا کند؛ نیازمند کسب اطلاعات دقیقی از فضا و نوع بازی است و باید اطمینان یابد که خطری او را تهدید نمی کند. گاه ممکن است با کودکی مواجه شویم که به شدت از چیز ساده ای مثل استخر توپ می ترسد. این ترس معمولاً ناشی از نداشتن اطلاعات کافی از فضای بازی و مهارت های لازم برای انجام آن است و معمولاً مشاهده می کنیم که کودکان پس از دریافت توصیف مناسبی از فضا و اطمینان از اینکه خطری تهدید شان نمی کند، با کمک و همراهی فرد مورد اعتمادشان که ممکن است مادر، معلم، دوست یا هر کس دیگری باشد، خود را به این تجربۀ جدید می سپارند و لذت می برند.

شاید مثال استخر توپ برای برخی خوانندگان، باور پذیر نباشد، اما باید گفت هر موقعیت مبهمی، حتی موقعیت جذاب و لذت بخشی مانند استخر توپ، می تواند افراد را دچار ترس کند، اما آیا شجاعت به  معنی ترسو نبودن است؟ پاسخ خیر است. شجاعت به  معنی کنترل و مدیریت ترس هاست. همۀ ما ممکن است در مواجهه با موقعیت های نا آشنا دچار ترس شویم، اما شیوۀ مقابلۀ ما با ترس اهمیت بسیاری دارد، مثلاً ممکن است دوستان شما برای آخر هفته برنامۀ استخر داشته باشند و از شما هم دعوت کنند. تصور کنید تا کنون تجربۀ رفتن به استخر را ندارید و ترس عجیبی به شما غلبه می کند، بهانه تراشی می کنید و می گویید: «استخر دوست ندارم»، «آب استخر آلوده است»، «قرار مهم تری دارم» و همۀ این بهانه ها را در حالی می  آورید که در دل، آرزوی رفتن به استخر را دارید. اگر کمی با خودمان رو راست باشیم؛ می دانیم که این عذر و بهانه ها ناشی از ضعف شجاعت برای کسب تجربۀ جدید است. خوب است بدانیم که انجام هر کاری در چند مرتبۀ اول، می تواند هر کسی را دچار ترس کند و این به آسیب بینایی مربوط نیست، پس نیاز نیست که این احساس مانند خیلی از هیجان های دیگر انکار شود و بهتر است نسبت به این هیجان آگاه تر باشید و کنترل و مدیریت آن را یاد بگیرید.

بسیاری از ترس های افراد با آسیب بینایی، ناشی از کاستی در تجربه های آنها است. با توجه به سبک فرزند پروری امروز می بینیم که بسیاری از پدر ها و مادر ها، امکان آزادی عمل و کسب تجربه های جدید را با این تصور که مبادا خطری فرزند شان را تهدید کند، از ایشان سلب می کنند و با فراهم کردن هر آنچه در توان دارند و ممانعت از تلاش و کسب تجربۀ فرزند شان، با تصور لطف، ظلم بزرگی در حق او روا می دارند. در مدارس نیز وضع تقریباً مشابهی دیده می شود و مربیان نیز کمتر از گذشته ها فرصت آزمون و خطا و کسب تجربه های جدید را به دانش آموزان، به ویژه در سنین پایین، می دهند. این در حالی است که این سنین برای کسب تجربه های جدید و مدیریت ترس ها و درنتیجه تقویت شجاعت حیاتی است، پس بهتر است از این زمان، به شیوۀ صحیحی استفاده شود. خوب است مدارس، فرصت کاوش محیط، انجام بازی های متنوع، رفتن به اردو  و تجربه اندوزی برای دانش آموزان را فراهم کنند. تدارک برنامه هایی مانند برنامه طبیعت گردی و کوه نوردی که اخیراً توسط انجمن نابینایان ایران برگزار می شود نیز می تواند فرصت ورود به ناشناخته ها و تجربه اندوزی را برای افراد با آسیب بینایی فراهم کند. از متولیان آموزش و توان بخشی افراد با آسیب بینایی، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، سازمان بهزیستی و انجمن های مردم نهاد، انتظار می رود ضمن آگاهی بخشی و آموزش والدین افراد با آسیب بینایی برای به کار گیری شیوه های صحیح فرزند پروری، فرصت هایی را برای کسب تجربه های جدید و کشف دنیای اطراف و درنتیجه تقویت شجاعت افراد با آسیب بینایی فراهم کنند.

اما نیک می دانیم که هیچ شخص و نهاد و ارگانی نمی تواند به اندازۀ خود شخص در غلبه بر ترس ها و تقویت شجاعت، موفق باشد. پس شجاع باش! بر ترس هایت غلبه کن و اولین قدم را بردار! موفقیت پشت قدم های تو نهفته است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × یک =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *