مروری بر مطالب منتشر شده در نشریات خارجی ویژه ی نابینایان در یک ماه گذشته

نویسنده: امید هاشمی: فعال رسانه ای

احترام گذاشتن به عصای سفید که روز و تاریخ نمی شناسد اما زمان که در حوالی ۱۵ اکتبر می چرخد، اهمیت و جایگاه این وسیله کاربردی که حالا دیگر نقشی نمادین پیدا کرده هم بیشتر خود را می نمایاند. همه جا حرف از عصای سفید است و اثری که به انحا گوناگون بر زندگی میلیون ها نابینا در سراسر دنیا گذاشته است. ما هم برای آن که از قافله عقب نمانیم و فرصت را برای گفتن از عصای سفید از دست ندهیم، پیشخان این شماره را با مرور جدید ترین شماره از پادکست مدرسه نابینایان هدلی شروع می کنیم که اکنون بیش از یک قرن از تأسیس آن می گذرد و خدماتش افزون بر پنجاه ایالت آمریکا، بیش از یکصد کشور را هم در  بر گرفته است.

عصای سفید، کی، کِی، کجا

در چهل و دومین شماره از پادکست «گفتگویی با متخصصان» که هدلی آن را منتشر می کند و «ریکی انگر» اجرای آن را به عهده داشته، موضوع عصای سفید و حواشی مربوط به آن مورد توجه سازندگان این پادکست قرار گرفته است. در این شماره که درست در روز ۱۵ اکتبر، روز جهانی ایمنی عصای سفید منتشر شده، ریکی با دو میهمان گفتگو می کند؛ «اِلایجا هایْنْز» که مربی جهت یابی و حرکت است و «لَری کارْلسون» که خود نابینا و از کار آموزان مدرسه هدلی در زمینه جهت یابی است. همان طور که از عنوان این اپیزود بر می آید، در این گفتگو دو میهمان با هدایت مجری، تجربیاتشان درباره حواشی استفاده از عصای سفید را با مخاطبان به اشتراک می گذارند که در این نوشته به بخشی از آنها اشاره می کنیم و مشروحش را هم در گفتگوی صوتی پیشخان به همراه سرمدی مرور می کنیم.

الایجا که از آلاسکای سرد و برفی می آید و به عنوان مربی جهت یابی و حرکت در مرکز نابینایان این ایالت مشغول به کار است نخست درباره دو سوء تفاهم می گوید که در ذهن نابینایان درباره عصا وجود دارد؛ اولی این که بسیاری از نابینایان تصور می کنند حد کفایت استفاده از عصای سفید همین است که آن را باز کنی و توی دست بگیری. در حالی که این باوری اشتباه است و صرف دست گرفتن عصا، مشکلی را از کسی حل نمی کند. عصا یک ابزار است و صحیح آن است که هر کس که آن را در دست می گیرد، به شکل فعالانه ای از آن استفاده کند. هر نابینا باید تکنیک های استفاده از عصا را بلد باشد و آن را موقع حرکت به کار ببندد. سوء تفاهم دیگر هم از این قرار است که برخی نابینایان فکر می کنند استفاده از عصای سفید فقط بر کسانی فرض است که به اصطلاح نابینای مطلق هستند و مثلاً تشخیص نور ندارند. این در حالی است که می دانیم حتی اغلب افراد کم بینا هم احتیاج دارند از عصا استفاده کنند اما زیر بار نمی روند. نمونه اش همین آقای لری کارلسون، دیگر میهمان این اپیزود است.

لری خودش را این گونه معرفی می کند که در ۱۹۸۱ با هم کلاسی و عشق دوران دبیرستانش ازدواج کرده و پس از آن به لاس وگاس نقل مکان کرده و آنجا یک دوره دستیاری برق کاری گذرانده و به عنوان تکنسین و تعمیرکار چراغ های راهنما مشغول کار شده است. آن روز ها لری نابینا نبوده. در انتهای ۲۰۱۵ مجبور می شود یک عمل جراحی کاتاراکت انجام دهد و در پی این جراحی چند ماه بعد شبکیه اش از چند جا دچار پارگی می شود و بینایی یک چشمش به کل از بین می رود و چشم دیگرش هم به شدت ضعیف می شود. تعریف می کند که یک بار برای انجام یک مأموریت، به بخش اشتغال، آموزش و توان بخشی که همزمان مسؤولیت بخش نابینایان را هم عهده دار بود اعزام شده بود و قرار بود آنجا درباره این که چرا هشدار صوتی چراغ های راهنما درست کار نمی کنند توضیح دهد که در پیاده رو به شدت با شیر آب آتش نشانی برخورد کرده و نقش زمین شده است. لری علی رغم آن که تلاش می کرده قضیه را عادی جلوه دهد، توسط همسرش غافلگیر می شود. همسر در حالی که کمک می کرده لری از جایش بلند شود، به کلی پته اش را روی آب ریخته و توضیح داده که در طول یک سال گذشته این چندمین بار است که لری با موانعی از این دست برخورد می کند و او دیگر نمی تواند درست ببیند. همین هم باعث می شود که او را به همان مرکز توان بخشی ارجاع دهند. اتفاقی که منجر به بازنشستگی پیش از موعدش می شود و زندگی او به کلی تغییر می کند. لری ضمن مرور خاطراتش از روزگاری که در برابر دست گرفتنِ عصای سفید مقاومت می کرده تا زمانی که بالاخره لزوم این کار را درک کرده، از نابینایان می خواهد غرور را کنار بگذارند که هیچ چیز مهم تر از سلامتی انسان نیست. حتی غرورش. نسخه صوتی پیشخان مجالی خواهد بود برای مرور خاطرات لری و انتقال توصیه ها و تجربیات الایجا به نابینایان ایرانی.

گپی دوستانه با لویی

همچنان در باشگاه صد ساله های آمریکایی متوقف می مانیم و لَختی هم پای میز بنیاد نابینایان آمریکا درنگ می کنیم. اینجا قرار است پای صحبت های لویی بنشینیم. البته دقیق تر آن که لویی قرار است شنونده صحبت های ما باشد. بهتر است جزئیات قصه را از یکی از مقالات منتشر شده در آخرین شماره ماهنامه «اکْسِس وُرْلْد» جویا شویم.

«استیو کِلی» در یادداشتی به نام «صحبت کردن با لویی» از اپلیکیشنی می نویسد که چند وقت پیش برای استفاده کاربران اندروید منتشر شده و قرار است در جایگاه یک دستیار صوتی هوشمند به کاربران نابینا و برخی دیگر از کاربران خدمات رسانی کند. نوع خدمتی که این دستیار صوتی ارائه می کند، به کلی با آنچه در دستیار هایی نظیر سیری ، گوگل یا الکسا ممکن است تجربه کرده باشید متفاوت است. تفاوت عمده لویی با موارد یاد شده در این است که نمونه هایی که نام بردیم فقط قادرند دو یا نهایتاً سه عملیات را در یک اپلیکیشن انجام دهند و مهم تر از آن، کاربر به کرات با مشکل بزرگ سکوت دستیار مواجه می شود؛ به گونه ای که یک دستور صوتی را صادر می کند و دستیار هم آن را می شنود و انجام هم می دهد اما به محض انجام، ساکت می شود و کاربر را در میانه بیابان و راه بی نهایت تنها می گذارد. لویی اما دستیاری وفادار است و نه تنها از پس انجام چندین کار بر می آید، بلکه سر حرف را که با او باز کنی دیگر رهایت نمی کند و تا به مقصد نرساندت دست بردار نیست. مثالی اگر بخواهم بزنم، شما ممکن است یک «هِی گوگل» بگویید و نهایتاً ذکر «اُپِن کانْتَکْتْس» را بخوانید تا صفحه مخاطبان را برایتان باز کند؛ اما پیمودن باقی مسیر به عهده خودتان خواهد بود. خواه ایجاد یک مخاطب جدید باشد یا زنگ زدن به یکی از مخاطبان. لویی اما با شنیدن همان ذکری که بالاتر گفتیم، مخاطبان را باز می کند و فهرستی از فرمان ها را در اختیارتان می گذارد و از شما می خواهد یکی را انتخاب کنید تا برایتان انجام دهد. مثلاً اگر بخواهید یک مخاطب جدید ایجاد کنید، تا مرحله نوشتن نام و شماره مخاطب و ذخیره سازی آن همراهتان خواهد بود. لویی همین امکانات را در محیط هایی مانند واتس اپ، یو تیوب و صفحه جستجوی گوگل و حتی فیس بوک هم در اختیار کاربران می گذارد. در نسخه صوتی بیشتر درباره روش کار این پا رکابیِ با مرام توضیح داده ام و شواهد و مدارک صوتی را هم آورده ام تا علاقمندان بیشتر با لویی آشنا شوند.

صفحه کلید فیزیکی برای گوشی هوشمند نابینایان

سری هم بزنیم به کانال یو تیوب آقای «سَم سیوی» تا ببینیم از محتوای خورجینش چه چیزی را در معرض تماشای عموم قرار داده است. سیوی یک ویدئوی شش دقیقه ای درباره صفحه کلیدی درست کرده که برای نابینایان طراحی شده که از طریق بلوتوث به دستگاه های هوشمند متصل می شود و کاربر را از کلنجار رفتن با صفحات لمسی بی نیاز می کند. این صفحه کلید که در ابعاد یک کارت اعتباری ساخته شده شامل یک بلندگو و میکروفون است که شرایطی را برای کاربر فراهم می کند که حتی نیاز به خارج کردن دستگاه هوشمند از جیب یا کیف هم پیش نیاید. این صفحه کلید مناسب کسانی است که هر کاری می کنند نمی توانند با صفحات لمسی و انواع حرکت های تک، دو یا سه انگشتی بر روی این صفحات ارتباط برقرار کنند. برنامه ریزی این کیبورد به گونه ای است که قادر است تمام امکانات صفحه خوان را بدون نیاز به لمس صفحه برای کاربر میسر کند. نام این صفحه کلید، «ریوو» است و سم، نسل دوم آن را که «ریوو ۲» نام گرفته معرفی کرده است. محصول متعلق به یک شرکت کره ای است و ناقابل  ۳۲۹ دلار آمریکا به فروش می رسد که در لحظه تنظیم این نوشته برای ما کمی بیش از ۹ میلیون تومان آب می خورد. البته نگران نباشید! نیازی نیست دست توی جیبتان بکنید چرا که با وجود پشتیبانی ریوو از چندین زبان زنده و نیمه زنده، فارسی جزو فهرست زبان های این صفحه کلید نیست و تبعاً قرار نیست خود را برای خریدنش توی زحمت بیندازید. حالا اگر کسی خواسته باشد ولخرجی کند، می تواند کمی بر روی پشتیبانی ریوو از الفبای عربی حساب کند و از این الفبای عاریه برای به تحریر در آوردن متون فاخر فارسی استفاده کند.

انتشار چهارمین کتاب خانم نویسنده

پادکست «بْلایْنْدَبیلیتیز» در یکی از آخرین اپیزود هایش بعد از یک سال دوباره از یک نویسنده نابینا سراغ گرفته است. خانم «فِدِر چِل» یک مادر نابینا است که فرزندانش را به مدرسه نفرستاده و آموزششان را خود در خانه به عهده گرفته و دستی به قلم دارد. شعر و رمان می نویسد و در زمینه آشنا کردن کودکان با مختصات دنیای نابینایی تلاش های زیادی کرده است. کتاب جدید او هم در همین راستا نوشته شده است. و در یک کتاب که مخاطبش کودکان بینا است، پدیده های گوناگون طبیعی و اتفاقات روزمره را با زبانی ساده یا حتی بعضاً در قالب شعر از دید یک نابینا برای مخاطبان خردسالش توضیح داده است و حتی تمرین هایی را هم ضمیمه کتابش کرده که کودکان بتوانند دنیای یک نابینا را بیشتر و بهتر درک کنند. درباره جزئیات این کتاب و هر چیز دیگری که در این شماره از پیشخان خواندید می توانید در نسخه صوتی که به میزبانی امیر سرمدی و من تهیه شده بیشتر بشنوید.

دانلود پادکست پیشخوان.

دانلود نسخه ی صوتی نوشته.

منبع: ماهنامه ی مانا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *