روایت صعود به قله اورست و ۱۶۰۰ متر فرود با چشمان بسته. وقتی بیماری ام اس، جلودارت نیست

مهرداد شهلایی که به بیماری ام اس مبتلاست، توانست بالاترین سطح از کوهنوردی را انجام داده و اورست، بلندترین قله جهان را با وجود اتفاقات ناگوار فتح کند.
صعود به اورست چه برای آنهایی که کوهنوردی را دوست دارند و چه آنهایی که به آن علاقه ندارند، همیشه جذاب بوده است. همه از همان دوران ابتدایی و راهنمایی در مدرسه هم با نام بلندترین قله جهان آشنا می‌شوند، اما کسی نمی‌داند چه سختی‌هایی برای ایستادن بالای آن باید تحمل کرد جز آنهایی که این سختی را به جان خریدند تا لحظه شیرین فتح آن را تجربه کنند. در این میان افرادی هستند که با داشتن بیماری گام در این مسیر سخت می‌گذارند و نام خود را جاودانه می‌کنند؛ یکی از آنها مهرداد شهلایی است، دومین فردی در جهان که با بیماری ام اس، اورستِ ۸۸۴۸ متری مقابل اراده‌اش زانو زد.
شهلایی که حدود ۵۰ روز برای صعود تلاش کرده بود، پس از بازگشت به ایران میهمان خبرگزاری فارس بود که مشروح گفت وگو او را در زیر می‌خوانید:
*ابتدا در مورد آشنایی‌تان با کوهنوردی توضیح دهید، چطور به سمت این ورزش آمدید؟
زمانی که به بیماری ام اس مبتلا شدم.پزشک معالج من خیلی حاذق بود و ۲۶ سال قبل دارو درمانی درستی را انجام داد، آن هم زمانی که ام اس چندان مطرح نبود و اطلاعاتی وجود نداشت. هنگام پیدا شدن این بیماری حتی کنترل ادرار هم نداشتم و حتی خانواده هم قطع امید کرده بودند، اما خوشبختانه دارو درمانی خیلی خوب به من جواب داد و عوارض برگشت و با پای خودم از بیمارستان مرخص شدم. پزشک من تاکید شدیدی داشت که حتما ورزش کنم، مخصوصا ورزشی که عضلات پاهایم را تقویت کند، آن هم به این علت که دوز بالایی از داروها استفاده شده بود.
*چطور متوجه شدند بیماری شما «ام اس» است؟
یک هفته عوارض آنفولانزا داشتم و سرفه‌های شدید می‌کردم و هر دکتری می‌رفتیم همین را می‌گفتند که آنفولانزا دارم و آنتی بیوتیک تحویز می‌کردند، اما هیچ کدام اثر نمی‌کرد و هر روز بدتر می‌شدم. یک شب حالتی به وجود آمد که نمی توانستم ادرار کنم و دیگر پاهایم بی حال شده بود و وضعیت طوری بود حتی یک قدم هم نمی‌توانستم بروم و طوری شده بود که بینایی‌ام را هم از دست داده بودم. وقتی به بیمارستان مراجعه کردیم به یک باره گفتند سل دارم و باید قرنطینه شوم! داخل اتاقی بردند و قرار شد آب نخاع بگیرند، اما در نهایت نتوانستند کاری کنند. به بیمارستان دیگری مراجعه کردیم و آزمایش‌های لازم را انجام دادیم.  بیماری ام اس به شکلی است که تمام آزمایش های شما درست است و هیچ مشکلی ندارید، اما از روی حرکات بدن، قدرت تکلم و بینایی مشخص می‌شود. الان آزمایش ام آر آی خیلی بهتر مشخص می‌کند، اما آن زمان چنین امکاناتی نبود.
*چند روز در بیمارستان بودید؟
۴۵ روز در بیمارستان بودم و پس از آن هم ۶ ماه دارو مصرف می‌کردم و دوره‌ای چکاپ می‌کردم. سال ۷۶ بود که دکتر رسما اعلام کرد دیگر نیازی به دارو نیست.

* از چه زمانی ورزش را شروع کردید؟

از همان زمانی که از بیمارستان خارج شدم، ورزش را شروع کردم. تا سال ۷۸ دوچرخه سواری کردم و در جاده رکاب می‌زدم، اما همان زمان به دنبال خرید خانه بودم و دوچرخه‌ام هم چون گرانقیمت بود و به پولش نیاز داشتم، آن را فروختم و عملا دیگر نتوانستم دوچرخه سواری کنم.

*پس از آن به کوهنوردی رو آوردید؟

در دفتر برادرم بودم که استادم را دیدم و به کوهنوردی علاقمند شدم. خوشبختانه یا متاسفانه خاک این رشته گیرایی دارد. رشته های زیادی مانند دوچرخه سواری، تنیس، رزمی را انجام دادم، اما به جرات می‌گویم هیچ رشته‌ای مانند کوهنوردی خاکش مرا نگرفت.

 

*زمانی که شروع کردید، فکر می‌کردید یک روز اوست را فتح کنید؟

قطعا نه. اصلا امکان ندارد کسی ابتدا چنین فکری کند. کسانی که می‌گویند صعود کاری ندارد، این حرف‌ها از کم تجربگی است. من به عکاسی هم علاقه زیادی دارم و ابتدا فکر می‌کردم عکس گرفتن کاری ندارد، اما وقتی جدی وارد می‌شوید، متوجه می‌شوید چه ریزه‌کاری هایی دارد. کوهنوردی هم همین است وقتی چند صعود جدی را تجربه می‌کنید تازه متوجه می‌شوید چقدر سخت است. به خاطر همین دست کم گرفتن است که می‌بینید در همین قله توچال چقدر تلفات وجود دارد.

*جرقه صعود به اورست چطور در ذهن‌تان زده شد؟

مثل هر ورزش دیگری همه دوست دارند بالاترین سطح از آن را تجربه کنند. مثلا در رشته های دیگر المپیک و مسابقات جهانی بالاترین سطح است و در کوهنوردی هم صعود هیمالیایی و در نهایت فتح اورست خواهد بود. من هم چون می خواستم از دنیای کوهنوردی جدی میخواستم خداحافظی کنم علاقمند بود که در کارنامه‌ام یک کار خاص و جدی داشته باشم و کنار بروم.  از سوی دیگر خانواده‌ام هم پشتم بودند و حمایت می‌کردند. دیگر قرار نیست کوهنوردی پرخطر و ماجراجویی در کوهستان داشته باشم.بحث بالا رفتن سن و خانواده و این مسائل دیگر اجازه نمی‌دهد.

* تمرینات‌تان برای صعود چگونه بود؟

سه سال برای این صعود برنامه داشتم و یکی از تمریناتم صعود چندین باره به دماوند بود. سال گذشته یک محک جدی قبل از اورست داشتم و می خواستم شرایط بدنی‌ام را ببینم و به همین دلیل تمرینات پرفشاری را انجام دادم و صعودی هم به یکی از قلل چین داشتم.

* در این سه سال که تمرین می‌کردید، کسی از برنامه‌تان برای صعود اطلاع نداشت؟

غیر از خانواده‌ام کسی اطلاع نداشت. اعلام نکردم چون می‌خواستم از حواشی به دور باشم. تا اینکه سال گذشته اعلام رسمی شد و مجوزها صادر  و خوشبختانه توانستم از طریق یک شرکت اتریشی خودم را بیمه کنم.

* هزینه‌های صعودتان چقدر و چطور تامین شد؟

تمام هزینه‌های صعود را برادرم متقبل شد. فکر می کردم حدود ۴۰ هزار دلار می‌شود، اما در نهایت تقریبا با ۳۴ هزار دلار تمام شد.

* دلارها دولتی بود یا آزاد؟

تمام دلار ها از بازار آزاد بود. دلار دولتی که نگرفتم هیچ، بلکه برای خروج ارز شخصی هم سنگ‌اندازی شد و به همین دلیل باید از مسئولان بانک مرکزی و حراست فرودگاه گلایه کنم.

* چرا؟

من نامه رسمی از فدراسیون کوهنوردی برای صعود و همراه داشتن ۲۵ هزار دلار داشتم. زمانی که به فرودگاه رفتم گفتن نمی‌توانی این مبلغ را خارج کنی و باید نامه از بانک مرکزی داشته باشید. پس از آن به بانک مرکزی رفتم و داستان را توضیح دادم و گفتم که یک تاییدیه برای خروج این مبلغ نیاز دارم، اما اعلام کردند این موضوع تعریف نشده است که کسی بیش از سقف مورد نظر همراه خود داشته باشد. به آنها گفتم به طور مثال شاید یک نفر بیمار باشد و در صورتی که مراودات بانکی هم نداریم چطور خرج درمان خود را خارج ببرد، اما آنها باز حرف خود را می‌زدند و اعلام کردند باید کمیته ۷ نفره در این مورد تصمیم بگیرد و این درحالی بود که من به تاریخ ۱۶ فروردین بلیت داشتم. تاکید زیادی کردم این دلارها شخصی است و به عنوان شهروند جمهوری اسلامی نمی‌خواهم کار غیر قانونی انجام دهم و دنبال قاچاق نیستم، اما این کار را نکردند. می‌شد از طریق صرافی هم این کار را کنم، اما زمان زیادی می‌برد و مشخص نبود به حساب آن شرکت بردس یا خیر.

* در نهایت چه اتفاقی افتاد؟

می خواهم رسما اعلام کنم که کاری کردند که مجبور شدم پول خودم را قاچاقی ببرم! و در قسمت‌های مختلف بار و کوله پشتی خودم این پول را ببرم. وقتی به نپال رسیدم بلافاصله‌ پول‌ها را به او دادم و خیالم راحت شد.

 

* این فکر را نکردید که این مبلغ شاید بیشتر به درد زندگی‌تان بخورد؟

چرا این فکر وجود داشت، اما توافقم با برادر برای صعود بود. قرار نبود این مبلغ به دست من برسد بلکه فقط تامین هزینه‌های صعود به اورست محسوب می‌شد. قرار مان این بود که بعد از این صعود از دنیای کوهنوردی سنگین خداحافظی کنم.

* چطور با وجود تحریم‌ها خودتان را از طریق شرکت خارجی بیمه کردید؟

۲۸ یورو و ۳۲ دلار حق بیمه داده بودم و جالب است  در مقطعی بیمه شدم که تحریم هستیم و یکی از این تحریم‌های بین المللی شرکت بیمه است. ابتدا قبول نمی‌کردند، اما خیلی خوش شانس بودیم که در نهایت این اتفاق افتاد و تا لحظه آخر فکر نمی‌کردم که این بیمه نامه به دردم بخورد و بخواهند به تعهدات خود عمل کنند، اما خوشبختانه همه چیز خوب انجام شد و در حادثه‌ای هم که برایم اتفاق افتاد، همه امکانات برایم فراهم شد.

*حادثه چه بود؟

هنگام فرود از عینک استفاده نکردم و دچار برف کوری شدم. برف کوری عارضه‌اش به این شکل است که چشم‌های شما به شدت سوزش داردو عملا دیگر دید ندارید.  شذت آسیب من خیلی زیاد بود و عملا از کمپ ۴ تا کمپ ۲ را با چشم‌های بسته آمدم و ۱۶۰۰ متر ارتفاع کم کردم. نمی‌دانم چطور این مسیر را آمدم و اصلا قابل توضیح نیست.

* چرا از عینک استفاده نکردید؟

شما وقتی ماسک اکسیژن می‌زنید عینک‌تان بخار می‌‌کند و یخ می‌زند و عملا دیگر دید ندارید. زمان فرود خوشبختانه یا متاسفانه آفتاب نبود و به همین دلیل بدون عینک آمدم و ترجیح دادم تنفسم راحت‌تر باشد. برف کوری عملا بعد از ۲۴ ساعت عهوراض از بین می‌رود، اما من ۴ روز نمی‌توانستم چیزی را ببینم.

* چه عامل یا انگیزه‌ای باعث شد در آن شرایط سخت ۱۶۰۰ متر با چشم بسته پایین بیایید؟

شما تا زمانی زنده هستید که اکسیژن دارید. ارتفاع بالای ۷ هزار متر معروف به ارتفاع مرگ است و در این ارتفاع سلول‌های مغز به مرور شروع به مردن می‌کنند. آن زمان تنها دلیلی که برای پایین آمدن با چشم‌های بسته وجود داشت این بود می‌دانستم اگر بالا بمانم قطعا اکسیژنم تمام می‌شود و یخ می‌زنم. حتی وقتی به کمپ ۳ رسیدیم اکسیژنم تمام شده بود و به شرپایم گفتم که اکسیژن پیدا کند. ابتدا اعلام کرد دیگر اکسیژنی وجود ندارد و گفتم حالم خیلی بد است و بالاخره یک کپسول پیدا کرد و توانستم برای چند ساعت بخوابم. لحظات بسیار بدی بود و مسیر ۵ ساعته از کمپ ۴ به سه را ۱۲ ساعت در راه بودیم. انجا به خودم گفتم باید تا این زمان هرچه در کوهنوردی یاد گرفته‌ام باید به کار بگیرم تا زنده بمانم.

* بعد از رسیدن به پایین چه اتفاقی افتاد؟

به کمپ ۲ که رسیدم ، طبق هماهنگی‌هایی که شده بود، هلی کوپتر آمد و ایستگاه به ایستگاه به پایین منتقل شدم و به بیمارستان رفتم و کارهای درمانی انجام شد. در این قضیه همکاری فدراسیون بسیار خوب بود. شرکت  بیمه‌ اتریشی هم که کارهایم را انجام می‌داد به خوبی ضمانت کرده بود، اما برای اینکه هلی‌کوپتر بپرد آنها درخواست ضمانت ۱۰ هزار دلاری کرده بودند.

 

۱۰ هزار دلار چطور ضمانت شد؟

فقط با نامه و تایید فدراسیون. فدراسیون به آنها اعلام کرد اگر بیمه این مبلغ را پرداخت نکند، ما این کار را می‌کنیم که خوشبختانه همه چیز به خوبی انجام شد و خودم و تجهیزاتم به پایین آمدیم. البته قبل از آغاز صعود همه چیز چک و هماهنگی‌ها انجام شده بود و حتی زارعی رئیس فدراسیون کوهنوردی می‌دانست با چه بیمه‌ای قرارداد بسته‌ام.

*چند روز بیمارستان بودید؟

دور روز در بیمارستان بودم و تمام چکاپ های پزشکی انجام شد و شرکتی که بیمه کرده بود، به خوبی حمایت کردند. پزشکان بیمارستان هم خیلی حساس بودند. با توجه به اینکه ارتفاع بالاست عِدِم مغزی اتفاق می‌افتد و به همین دلیل تست‌های روانی را لحظه به لحظه انجام می‌دادند تا متوجه شدند عملکرد مغزی من درست است یا نه.

* چگونه تایید می‌کنند که صعودتان موفقیت آمیز بوده است؟

روی قله با نشانه‌ و مجسمه‌ای که وجود دارد باید بدون ماسک و عینک فیلم و عکس داشته باشید و تحویل فدراسیون نپال بدهید. روز و ساعت صعودتان را هم باید اعلام کنید. آنها بررسی می‌کنند و گواهی صعود را صادر می‌کنند.

* کسی می‌تواند تقلب کند؟

تقلب کردن تقریبا غیر ممکن است، چون کارشناسان آنها خبره هستند و خیلی زود متوجه می‌شوند. اگر هم کسی این کار را کند برای همیشه از صعود منع خواهد شد و دیگر مجوزی نمی‌دهند. از سوی دیگر هرسال برای جلوگیری از تقلب نماد قله تغییر می‌کند. در مجموع عرف نیست که کسی بخواهد تقلب کند.

* فقط رسیدن به قله خاطره شیرین صعود است یا موارد دیگری هم وجود دارد؟

اگر بخواهم بگویم شیرینی ندارد دروغ است.  یک حس مثبتی دارید چون کاری را انجام دادید که خیلی‌ها یا علاقمند نیستند سختی‌ها را تحمل کنند یا توانش را ندارند. شمار کسانی که در جهان این کار را کرده‌اند زیر ۹ هزار نفر است. فقط هم بحث مالی نیست چون خیلی‌ها در منطقه از صعود منصرف می‌شوند. شرکتی که ما تحت قرارداد آن بودیم از ۵ نفر فقط من موفق به صعود شدم و این حس خوب تا آخر عمر با من خواهد بود.

*شرپاها چقدر برای همراهی کوهنوردان دریافت می‌کنند؟

در قرارداد من باید ۱۸۰۰ دلار به شرپا می‌دادم و خود شرکت هم ۱۲۰۰ دلار. البته به خاطر بیماری که برای من به وجود و کمکی که او کرد، ۴۰۰ دلار هم اضافه برای تشکر به وی دادم.

*آنها چقدر در صعود تاثیر دارند و در چه مواردی کمک می‌کنند؟

زمان قرارداد به شرکت اعلام کردیم یک شرپای قابل اعتماد معرفی کند و رزومه‌اش را هم ارسال کند. شرپایی که من داشتم ۵ مورد برنامه اورست داشت که ۴ مورد آن موفقیت آمیز بود. شرپای با تجربه کمک زیادی در صعود می‌کند.  کار آنها هم حمل چادر و کپسول‌های اکسیژن و برخی لوازم دیگر کوهنوردان به کمپ‌های بالاتر و بالعکس در فرود.

* در این یک ماه و نیم برنامه صعود تغذیه‌تان چگونه است؟

در بیس کمپ آشپزخانه وجود دارد غذای گرم سرو می‌کنند و کمپ ۲ به بالا دیگر شخصی است. من خودم کنسروهایی را از ایران برده بودم.

 

* اوقات بیکاری در چادرها به چه کاری مشغول بودید؟

کتاب می‌خواندم و موزیک گوش می‌دادم. فیلم‌های زیادی را در تلفن همراهم ذخیره کرده بودم و فیلم می‌دیدم. مشکل شارژ هم نداشتیم و برق فراهم بود.

* در مورد شرایط استفاده اینترنت هم توضیح می‌دهید؟

هزینه هر گیگابایت اینترنت ۵۰ دلار بود که من ۵ بار استفاده کردم. هزینه تلفن و اینترنت واقعا بالاست.

* دمای هوا در قله چند درجه است؟

قبل از اینکه ما صعود کنیم تا منفی ۵۰ درجه هم رسیده بود، اما روز صعود ما به منفی ۳۰ درجه افزایش یافته بود البته لباس‌هایی که ما استفاده می‌کنیم برای سرماهایی بالاتر از این است و مشکلی وجود ندارد، اما هزینه اش بالاست و از هزار تا ۳ هزار دلار است. یک زمانی می‌گفتند اسکی ورزش گرانقیمتی است، اما به جرات می‌گویم کوهنوردی گرانتر است.

* با تلفن ماهواره‌ای با ایران در ارتباط بودید؟

من هم تلفن ماهواره‌ای و هم جی پی اس داشتم و لحظه به لحظه صعود مرا از ایران پیگیری می‌کردند.

*یاس و ناامیدی هم هنگام صعود به سراغ‌تان آمد؟

بله، از قله جنوبی که یک ساعت تا قله اصلی فاصله دارد، تصمیم گرفتم که برگردم.

* علتش چه بود؟

می‌دانستم که بسیار به صعود نزدیک هستیم، اما واقعا خسته شده بودم

*چطور شد که ادامه دادید؟

استراحت کردیم و شرپا هم تشویق کرد که برویم.

* قبل از صعود کسی از سختی‌ها برایتان گفته بود؟

صعودهای بلند بیشتر ذهنی انجام می‌شود و اگر ذهن‌تان آمادگی نداشته باشد، قطعا نمی توانیم صعود کنید.خیلی از افراد به خاطر همین مسائل ذهنی یا کشته می‌شوند یا منطقه را ترک می‌کنند. شرایط اصلا عادی نیست و باید کاملا از لحاظ ذهنی آماده باشید.

*لحظه‌ای که  به قله رسیدید، اولین چیزی که به ذهن‌تان رسید چه بود؟

خانواده‌ام. به خاطر بیماری و برنامه صعود خانواده‌ام خیلی حمایتم کردند و می‌دانستم که چقدر از صعود خوشحال می‌شوند. خانواده که می‌گویم طیف وسیعی را شامل می‌شود و فقط همسر و فرزندان نیست. مادر، برادر و خواهر و خیلی افراد دیگر.

* برای صعودتان پاداشی هم دریافت کردید؟

خیر. صعود به اورست در خارج از ایران معادل طلای جهانی است و ما هم در حال رایزنی هستیم تا این اتفاق در ایران بیفتد. از سوی دیگر من اولین نفر در ایران و دومین نفر در جهان هستم با بیماری «ام اس» اورست را صعود کردم.

* پس از این برنامه‌های کوهنوردی‌تان چگونه خواهد بود؟

از کوهنوردی که نمی‌شود جدا شد، اما دیگر برنامه سنگین و پرخطر نخواهم داشت. به طور مثال بارها و بارها دیواره علم کوه را صعود کردم، اما این کار را دیگر انجام نمی‌دهم چون سخت و خطرناک است.

 

* در مورد انجمن ام اس هم یک مقدار توضیح دهید، از برنامه شما اطلاع داشتند؟

انجمن تا لحظه آخر نمی‌دانست و خیلی اتفاقی متوجه این قضیه شدند. در یکی از فروشگاه‌های منیریه هنگامی که به دنبال تهیه تی‌شرت برنامه صعود بودم که یک نفر آشنا پیدا شد و وقتی متوجه شد که «ام اس» دارم، مرا به آقای کاکاوند معرفی کرد و آنها هم بسیار مسر بودند که پیگیر کارهای من باشند. خودم علاقمند بود که شعار «ام اس هرگز مرا متوقف نخواهد کرد» علاوه بر ایران در تمام دنیا بازتاب داشته باشد، چون در بیس کمپ اورست از همه کشورها هستند. مهمترین چیزی که در این برنامه برای من اهمیت داشت این بود که به کسانی که امیدشان کمرنگ شده است، انگیزه بدهم و بگویم می‌شود با وجود بیماری کارهای بزرگی کرد. همیشه می‌گویم مرگ دست خداست، اما اینکه چطور زندگی کنید، دست خودتان است. افراد زیادی را می‌شناسم که بیماری دارند، اما با روحیه بالایی ورزش می‌کنند و برعکس افرادی هم هستند که با وجود اینکه اتفاق خاصی برایشان نیفتاده، اما به شدت روحیه پایینی دارند. به شخصه برخی اوقات یادم می‌رود که «ام اس» دارم.

* شعار را چکونه انتخاب کردید؟

در اینترنت دنبال شعار بودم. این شعار قبلا استفاده شده بود و فکر کردم من هم همان را انتخاب کنم. من ۲۶ سال با این بیماری زندگی کردم و واقعا سخت است.

*در حال حاضر این بیماری چه عوارضی برای شما دارد؟

دارویی مصرف نمی‌کنم، اما عضلات روده و مثانه‌ام تحت اختیار من نیست. به عنوان مثال همه می‌دانند اگر جلسه یا مراسمی دارمد قبل از آن به سرویش بهداشتی می‌روند و برای چند ساعت مشکلی ندارند، اما برای من اینطور نیست و هر زمانی که به سرویس بهداشتی نیاز داشته باشم، بلافاصله باید استفاده کنم، چون دست من نیست و متاسفانه دید خوبی هم نسبت به این قضیه وجود ندارد. یک زمانی وقتی می‌فهمیدند «ام اس» داریم می‌گفتند نمی‌توانیم فلان برنامه شما را شرکت دهیم، اما خوشبختانه الان به سطحی رسیده‌ام که نظرها تغییر کرده و اعتماد بیشتری می‌کنند، چون بالاترین سطح از یک رشته را انجام داده‌ام.

*صحبت یا سوالی مدنظرتان است که ما نپرسیده باشیم؟

می‌خواهم بگویم که کوهنوردی تجهیزات خودش را می‌خواهد. برخی افراد خیلی ساده می‌میرند، چون همه چیز را ساده می‌انگارند. به عنوان مثال وسط زمستان با تی شرت می‌خواهند دماوند یا توچال را صعود کنند. از وزارت ورزش می‌خواهم که نگاه ویژه‌تری به کوهنوردی داشته باشد. با وجود اینکه طیف گسترده‌ای از مردم کوهنوردی می‌کنند، اما فدراسیون کوهنوردی از دیدها کنار رفته و مظلوم است. حالا یک مقدار سنگ‌نوردی مدال آوری می‌کند و شرایط را تغییر داده است. از لحاظ بودجه بخواهیم حساب کنیم سی و سومین فدراسیون است. کوهنوردی با فوتبال متفاوت است. از بچه تا پیرمرد ۸۰ ساله درگیر کوهنوردی هستند.
منبع: فارس

درباره شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292
این نوشته در اخبار, گزارش, گفت و گو ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به روایت صعود به قله اورست و ۱۶۰۰ متر فرود با چشمان بسته. وقتی بیماری ام اس، جلودارت نیست

  1. کیهان می‌گوید:

    با عرض سلام و تشکر.
    هزاران آفرین.
    خدا قوت.
    صمیمانه تبریک عرض می‌کنم.
    همیشه سربلند و سرافراز و با انرژی باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *