گزارش یک خبرنگار نابینا از بوروکراسی فرساینده اداری در سازمان بهزیستی

در اینکه باید معلولان ایرانی نیز شناسایی شوند و از نظر درجه معلولیت طبقه بندی؛ جای هیچ حرفی نیست اما آیا نظام اداری سازمان عریض و طویلی مانند بهزیستی توان انجام این کار را دارد و بوروکراسی دست و پا گیر آن، امکانی برای این طبقه بندی فراهم می‌سازد. این سؤال مرا واداشت که بعد از مدت ها به بهزیستی سری بزنم و سراغی از پرونده‌ام بگیرم. هر چند هنوز بر این باور هستم که داشتن یا نداشتن کارت معلولیت نه برای من تفاوتی ایجاد می‌کند و نه آمار اطمینان بخشی به دست مسئولان می‌دهد.
مانند بسیاری از مددجویان دیگر سازمان که از ورود به مراکز آن اکراه دارند به سختی خود را راضی کردم که لااقل برای تهیه گزارش به آنجا بروم. از یک سال پیش با تماس تلفنی دنبال پرونده‌ام بودم اما ردی از آن پیدا نمی‌کردم.
مددکارم می‌گفت: «خیلی وقته سری به ما نزده‌ای پرونده ات بایگانی شده».
«حالا چه کار کنم از بایگانی دوباره روی میز شما بیاید»
با لحن تندی گفت:
نمی دانم الآن کدام مرکز رفته.
طی این بیست و چند سالی که به دلیل نابینایی مجبور شده‌ام لااقل برای گرفتن معرفی نامه و هماهنگی حضور منشی بر سر جلسات امتحانی و از این دست به بهزیستی بروم تا حالا پرونده‌ام چندین و چند بار از این مرکز به آن مرکز فرستاده شده یک زمان همه پرونده‌ها در یک اداره مرکزی جمع بود و سیاست سری بعد اقتضا می‌کرد ما مددجویان خیلی در شهر آواره نشویم و بهتر است پرونده‌ها را بیاورند نزدیک محل سکونتمان. البته یک بار هم خودم محل زندگیم را عوض کردم و ناچار درخواست انتقال پرونده را به مرکزی دیگر دادم. و اینقدر در این اداره و آن اداره آواره شدم که دیگه توبه کردم و دفعات بعد که خانه‌ام عوض شد برای تغییر آدرس هم مراجعه نمی‌کردم چرا که در همان یک بار با اینکه خانه‌ام را در تهران جا به جا کرده بودم پرونده‌ام را از شهر تهران به یکی از شهرستان های استان فرستاده بودند!
هر از چند گاهی هم از یکی از دفاتر بهزیستی زنگ می‌زدند و می‌گفتند پرونده شما به اینجا انتقال یافته!
هر کسی سر و کارش به کارهای اداری افتاده باشد خیلی خوب از مشقات آن با خبر است و هرگز دلش نمی‌خواهد آن را دوباره تجربه کند. حال ببینید چه بر سر کسی می‌آید که نابیناست و مجبور است دردسر پیدا کردن آدرس تا پیدا کردن اتاق این مددکار و مسئول را هم تحمل کند و مرتب هم از کسی بخواهد شماره‌ای را برایش بخواند و ناچار باشد در سالن و اداره منتظر بماند تا کسی بیاید و کمکش کند تا به اتاق دیگر برود. در کوچه و خیابان هم که همه منتظرند تا سؤالی بپرسی تا بگویند آخه تو چرا تنها بیرون آمده‌ای باید کسی را همراهت می‌آوردی!
خیلی وقتها حوصله بحث منطقی با این افراد را ندارم اما اینجا برای همه می‌گویم که آخه بابا مگه کارهای اداری تو این کشور یکی دو تاست یا مگه ما هم مثل شما کار دیگری نداریم یعنی شما معتقدید ما باید یکی را استخدام کنیم که همیشه همراهمان باشد و ما را این طرف و آن طرف ببرد و نوشته‌ها را برایمان بخواند. یا بستگانمان به جرم اینکه ما نمی‌توانیم باید مرتب همراهمان باشند. مگر یکی دو دقیقه وقت گذاشتن برای یک هموطن چیزی از کسی کم می‌کند و مگر کمک به همنوع نشانه بلوغ یک جامعه نیست.
خلاصه با این سوابق که گفتم به من حق بدهید به سختی خود را قانع کنم دنبال پرونده بروم. می‌دانستم پنجشنبه‌ها هم مددکارها کمتر سر کار می‌آیند و هم مددجوها کمتر مراجعه می‌کنند و شاید بشود وقت بیشتری برای پیدا کردن پرونده گذاشت. این بود که اول وقت راهی شدم ساعت یک ربع به 9 بود که رسیدم وارد اتاق مددکاری بینایی شدم. مددکاری که اسمش را می‌دانستم نیامده بود و ظاهراً هم نمی‌آمد. مددکار دیگری با صمیمیت جلو آمد و گفت من خیلی وارد نیستم تازه به تهران منتقل شده‌ام صبر کنید ببینم چه باید کرد.
مشغول وارد کردن کد ملی خودم و همسرم در سیستم مقابلش شد. به او گفتم شماره پرونده را تلفنی گرفته‌ام اما می‌گویند معلوم نیست کجاست اسم یک مرکز را هم دادند که دیگه اصلاً پرونده‌ای در آنجا نگهداری نمی‌شه اما سیستم شما هنوز می‌گه پرونده من آنجاست! در این اوضاع مددکار دیگر هم از راه رسید.
مددکار اول از او پرسید دنبال پرونده شان آمده‌اند برای درخواست صدور کارت معلولیت. مددکار رو به من گفت کارت زردت را بده. گفتم چندین سال است نیامده‌ام کارتم را ندارم. گفت پس نمی‌توانم کاری بکنم. گفتم شماره پرونده‌ام را دارم گفت شاید اشتباه باشد گفتم خبرنگارم و آمده‌ام در مورد سیر پیدا کردن پرونده‌های مددجویانی که مثل من پرونده شان گم شده که صد البته کم هم نیستند گزارشی تهیه کنم و اینکه شماره پرونده‌ام هم درست است چون تلفنی از همکارتان گرفته ام. لبخندی زد انگار می‌خواست به من بفهماند هیچ فرقی ندارد و اینکه خبرنگاری هم به تو کمکی نمی‌کند. گفت حالا چند است کد پرونده را که شنید گفت پیش من که نیست من پرونده‌هایم را می‌شناسم من هزار و دویست پرونده فعال دارم اگر کسی مراجعه نداشته باشه پرونده‌اش بایگانی می‌شود گفتم ببخشید شاید اطلاعات من کم است بهزیستی چه خدماتی به کسانی مثل من می‌دهد که مجبور باشیم برایش مرتب مراجعه کنیم من نه دانشجو هستم، نه مستمری بگیر، نه از عصای ایرانی استفاده می‌کنم و نه… گفت: فرقی نمی‌کند. سالی یکی دو بار باید بیایید سر بزنید. گفتم: یعنی باید مرخصی بگیرم بیایم سلام عرض کنم و بروم. خنده تلخی کرد جوابم را نداد و از اتاق بیرون رفت.
چند دقیقه‌ای گذشت، مددکار اول اتاق بایگانی را زیر و رو کرد اثری از به اصطلاح لاشه پرونده من نبود دنبال پرونده همسرم هم گشت اما آن هم نبود گفتم :مگر شما اطلاعات ما را روی سیستم ندارید گفت :چرا همه اطلاعات هست پرسیدم پس چه نیازی به لاشه پرونده هست؟ گفت :البته به آن نیازی نیست اما باید اینجا باشد بگذریم اصلاً شما باید کمیسیون بروید و فرقی ندارد پرونده باشد یا نه باید آن را از اول تشکیل بدهید.
اینجا بود که فهمیدم این یک سال را برای هیچ دنبال پرونده بوده ام.
اتاقها و سالن از حضور مددجویان خلوت بود و گهگاهی صدایی از سالن می‌آمد که ببین آب سماور تمام نشه. تو صبحانه خوردی؟
مددکار اول گفت باید صبر کنی همکارم برگردد رفته صبحانه بخوره ساعت یک ربع به ده بود.
پرسیدم ساعت کار واقعی از کی شروع می‌شه من که گفته‌ام خبرنگارم وضعم این است وای به حال بقیه. چیزی نگفت دانستم در دل به من حق می‌دهد. پدری وارد شد برای گرفتن کارت معلولیت فرزندش برای چندمین بار آمده بود اما این بار هم کارت آماده نبود پسرش کم بینا و دانشجوی کامپیوتر بود و خب برای او کارت معلولیت می‌توانست معنا داشته باشد چون در دانشگاه مرتب به آن نیاز داشت. پرسیدم چند وقت است درخواست داده اید گفت نزدیک دو سال است گفتم مددکار که می‌گوید کارت شش ماهه آماده می‌شود گفت مال ما که نشده و معلوم هم نیست کی آماده می‌شود و رفت تا بار دیگر که بیاید.
مددکار که ناراحت بود گفت ما اینجا خیلی تحت فشاریم از سویی عواطف انسانی داریم و می‌خواهیم کار مردم را راه بیندازیم و از سویی بوروکراسی اداری دست و پای ما را بسته نمی‌توانیم کاری کنیم این است که مراجعین اغلب ناراضی از اینجا می‌روند.
بالاخره صبحانه خوردن تمام شد و مددکار آمد و معرفی نامه من را برای کمیسیون نوشت باید برای معاینه چشم نزد دکتری خارج از مرکز می‌رفتم اما کی، کجا، چه جوری؟ جواب همه پرسش‌ها کاغذ کوچکی بود که به دستم دادند و گفتن زنگ بزن همه چیز را از آنجا بپرس.
باید به اتاق مددکاری معلولان جسمی هم می‌رفتم تا برگه معرفی به کمیسیون همسرم را هم بگیرم. بگذریم که در سالن خالی مرکز چقدر آزمون و خطا کردم تا در باز اتاقی را پیدا کنم و سراغ مددکار مربوطه بروم. روی صندلی منتظر نشستم تا مددکار وقتش آزاد شود و جوابم را بدهد با همکارش حرف می‌زد و از اینکه هر روز باید به تلفن ها و مراجعین بگوید کارت آماده نشده و نمی‌داند چرا آماده نشده گلایه می‌کرد می‌گفت:« من در این زمینه مسئولیتی ندارم اما مددجو فقط ما را می‌شناسد.»
مددکار می‌گفت اعتبار این کارت ها چهار ساله است و باید دوباره کمیسیون برگزار شود و درجه معلولیت اندازه‌گیری شود با این احتساب ظاهراً هنوز کارت معلولیت کمیسیون اول به دستت نرسیده باید برای کمیسیون دوم اقدام کرد.
کار من راحت‌تر بود خودم باید نزد دکتر می‌رفتم اما ظاهراً معلولان جسمی باید هم پیش دکتر خودشان می‌رفتند و معرفی نامه می‌گرفتند و هم در نوبت می‌ماندند تا روزی روزگاری با آنها تماس بگیرند و برای کمیسیون دعوتشان کنند. از اتاق بیرون آمدم کسی نبود که در خروج را نشانم بدهد جلوتر از اتاقی صدای چند نفر می‌آمد ظاهراً مشغول بنایی بودند به تنها اتاقی که با شنیدن صدا در آن را پیدا کرده بودم؛ وارد شدم کمک خواستم اما جوابی نشنیدم درخواستم را دو سه بار تکرار کردم باز هم کسی پاسخی نداد، شاید… بیرون آمدم شانس با من بود مددکاری از اتاق بیرون آمد و در خروج را نشانم داد تازه شروع کار بود و تا خانه از این اتفاقات بسیار می‌افتاد پس ناراحتی نداشت، باید روز دیگری برای معاینه می‌رفتم. روز دیگری جواب را اینجا می‌آوردم. و چند ماه و شاید چند سال را هم پیگیری می‌کردم تا کارت معلولیتم را بگیرم و تازه اول کار است که ثابت کنم نابینا هستم.
منبع: ایران سپید، صفحه توانش روزنامه ایران

درباره شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292
این نوشته در اخبار, اهم اخبار نابینایان در رسانه های داخلی., گزارش, گفت و گو ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + هفده =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *