یادداشت طنز: قدر زر زرگر شناسد

نویسنده: آقای موشکاف

منبع: شانزدهمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا

دانلود نسخه ی صوتی نوشته

شنیدیم بیل گیتس و دوستانش یک چیزی اختراع کرده اند به نام هوش مصنوعی که بسیار به آدم ها در همه جا کمک می کند؛ ازجمله مسائل مربوط به نابینایان. راستش کلی از این موضوع ناراحت شدیم و حالمان گرفته شد؛ آخر تا کجا می خواهند قدر ما را ندانند. ما با این هوش سرشار طبیعی، کنار گذاشته شده ایم و تلاش های شبانه روزی مان نادیده گرفته شده؛ آن وقت می خواهند هوش مصنوعی برایشان کاری بکند. مگر گل مصنوعی چه دردی از ما دوا کرد که حالا هوشش بتواند کاری بکند! کاش کمی بی وجدان بودیم و این جامعه معلولیت را فقط یک روز به حال خودش رها می کردیم تا بدانند هوش طبیعی موشکاف چقدر با هوش مصنوعی بیل گیتس فرق دارد.

باری، از  آنجا  که ما بسیار انسان رقیق القلبی هستیم و دلمان نمی آید فرزندانمان را به حال خودشان رها کنیم، گفتیم برویم یک سری به این هوش مصنوعی بزنیم ببینیم چه اطلاعاتی دارد تا اگر چیزی کم و کسری دارد، کمکش کنیم راه را اشتباه نرود. این شد که رفتیم و با جناب هوش مصنوعی گفت و گویی مفصل کردیم:

ما: آقا میگن شما خیلی چیزا حالیته. میشه بفرمایی الآن مشکلات این نابیناهای بدبخت رو چطور میشه حل کرد؟

هوش: اولاً، سلام یادت ندادن؟ ثانیاً، درست حرف بزن. تو خودتو کنشگر معلولان میدونی. این چه طرز حرف زدنه؟ ثالثاً، نابیناها که بدبخت نیستن؛ خیلی هم خوشبختن. خونه که مفتکی گرفتن، تحصیلشون که رایگانه، بلیط هواپیما و قطارم که نصف قیمته، معابر شهری هم براشون مناسب سازی شده، تازه فیلم های تلویزیون و سینما هم براشون توصیف داره، کلی بازیگر و سلبریتی و اینا هم که پیگیر احقاق حقوق شون هستن، به اندازه حداقل دست مزدم که دارن مستمری میگیرن؛ خداوکیلی دیگه چی میخواید؟

ما در کمال تعجب: اینا رو از کجا میدونی تو؟ نکنه کارمند اداره فخیمه هستی؟

هوش: اداره فخیمه چه ربطی به نابینایان داره استاد! اون که کارش چیز دیگه ایه. اینارم من از تو اینترنت درآوردم. چه قانون توپی دارید برای معلول ها! آدم دلش می خواد معلول بشه بیاد تو کشور شما زندگی کنه. فقط خیلی گیج شدم؛ نمیدونم چرا تو سایت های بی ربط راجع به شماها می نویسن. البته اینو تو همۀ سایتای ایرانی می بینم هان. مثلاً دیروز رفتم راجع به کیفیت یه سری کالا از سایت سازمان استاندارد اطلاعات جمع کنم، دیدم تو سایت شون درباره خودفروختگی عربستان چیزمیز نوشتن! البته فکر کنم سایتشون هک شده بود؛ چون دو دقیقه بعد اونو برداشتن و کلی ازش تعریف کردن.

ما: نه هوشی جان. همین طوریه. اطلاعات ما رو هم بهتره از سایت سازمان فخیمه و انجمن های نابینایان جست وجو کنی.

هوش: موشکاف، جان اموا تت ما رو به سخره نگیر. مگه این سازمان فخیمه شرکت برگزاری ضیافت نیست؟ تا جایی که من میبینم، بالا تا پایین سایتشون راجع به برگزاری فلان ضیافت با کیفیت عالی در فلان جا نوشته. البته مثل اینکه یه شاخه اقتصادی هم داره که کارش مهار تورمه. فکر کنم فعالیت سیاسی هم داره. عه عه عه، صبر کن ببینم؛ ظاهراً شاخه مذهبی و نظامی هم داره. یا خدا! تو اینم راجع به عربستان نوشته! این دیگه چیه؟ داستان این عربستان چیه!

ما: می گفتن تو خیلی باهوشی و میری ته همه چیزو درمیاری. اینطوری باهوشی؟! فخیمه رو ولش کن؛ برو سراغ انجمن ها. احتمالاً اونجا اطلاعات بهتری می تونی دربیاری.

هوش: والا این انجمن هاتونم دست کمی از اون فخیمه ندارن. یه عده شون نوشتن کار سیاسی مذهبی نمی کنیم؛ بالا تا پایین سایتشون سیاسی مذهبیه؛ اون یکی گفته ما ماهیگیری یاد میدیم؛ تنها کاری که کرده توزیع سبد غذایی بوده! ماشالا دو تا شبکه هم دارید یکی از یکی تعطیل تر. هیچ انجمنی هم انتخابات درست درمون برگزار نکرده. انگار دموکراسی تو کشور شما فقط رو کاغذ قشنگ نوشته میشه. همه شونم سازمان فخیمه و اون  یکی انجمن ها رو فحش میدن و خودشونو منجی عالم بشریت میدونن. ماشالا شفافیت مالی شونم که مثل بِتُن آرمست. ما که سر در نیاوردیم!

ما: نه؛ خوشمان آمد. انگار یه چیزایی بلدی. اونا رو ولش کن. برو سراغ خود نابینایان. این روزا دیگه ماشالا هر نابینایی برای خودش یلی شده و یه صفحه مجازی زده و داره کار فرهنگی می کنه. ببین از اون تو چی میتونی دربیاری.

هوش: بذار یه چرخی بزنم ببینم چی میتونم پیدا کنم. یا ابوالهول! اینا چرا این طوری هستن! چرا هیچ نابینایی خودشو نابینا نمی دونه! خیلی جالبه. نابینایان هم سازمان فخیمه رو فحش میدن، هم انجمن ها رو و هم سایر نابیناها رو! چرا همه دارن بقیه رو متهم به مشکلات روانی اجتماعی سیاسی فرهنگی هنری مذهبی اخلاقی میکنن. خدا بخواد یه استاندارد واحد هم که ندارید. یکی میگه خط بریل خوبه، اون یکی میگه خط بریل رو بریزید سطل آشغال؛ یکی میگه مناسب سازی باید اینطوری باشه، اون یکی میگه نه اون غلطه باید اینطوری که من میگم باشه. اوه اینجا رو! یکی رفته یه نامه نوشته و از پانصد نفر امضا جمع کرده که اگه دولت فلان دستگاه رو برای ما نابینایان نخره همه مون بدبخت می شیم؛ یکی دیگه رفته از همون پانصد نفر امضا گرفته که اگه اون دستگاه رو بخرید ما خودمونو آتیش می زنیم. وای اینجا رو ببین! یکی گفته اگه خزانه رو واگذار کنید به بخش خصوصی، به جامعه نابینایان خیانت کردید، بعد خودش رفته درخواست داده خزانه رو به خودش بدن. به خدا دارم منفجر میشم از این همه اطلاعات ضد و نقیض. مگه خزانه مال بانک مرکزی نیست! چطور میشه واگذارش کنی به بخش خصوصی!

ما: والا چه عرض کنیم. اگرچه از فخیمه و انجمن ها چیزی درنمیاد؛ ولی حُسنش اینه که مردم ما رو خیلی قبول دارن.

هوش: بذار یه چرخی بزنم ببینم راست میگی یا باز داری حرف مفت میزنی! به به، چه گل و بلبل. بابا شما خیلی کارتون درسته هان. چه چیزایی بلدید. چقدر ملت روتون حساب می کنن هان! چقدر حلوا حلواتون کردن. فقط نمی فهمم اینقدر قبولتون دارن، چرا کار بهتون نمیدن! ای بابا! زنم که بهتون نمیدن! خب ظاهراً تو هیچ جا هم راه تون نمیدن. تو هیچ برنامه ای هم دخالت تون نمیدن. تو مجلس هم که حق ندارید برید. یعنی چی؟ اینا چی ان؟ من نمی فهمم. خداوکیلی همه اینا تو یه کشور هستش یا دو تا کشور مجزاست؟

ما مسرور و شادمان: آره دیگه هوشی جان. کار تو این وضعیت الکی نیست که. هزار و یک تا بالا و پایین داره. ما موهامونو تو آسیاب سفید نکردیم. خون دلها خورده ایم برای اینکه کار به اینجا برسه. کم الکیه مگه! فکر کردی با چهار تا جست و جو میشه کاری کرد؟ نه داداش، گاو نر می خواهد و مرد کهن. اگه من نباشم که جامعه نابینایی تو ایران به قهقرا رفته.

هوش: خداوکیلی تو یکی حرف نزن که نامه اعمالتو کامل دارم. جز حرف مفت زدن کار دیگه ای هم کردی؟ البته قبول دارم گاو نر هستی ولی دیگه ندیده بودیم کسی به گاو بودنش افتخار کنه! تو نه تنها گاو تشریف داری؛ بلکه … هم هستی.

ما: خیلی خب حالا، مودب باش. کم کولی بازی دربیار. فعلاً بیا با هم دوست باشیم ببینیم چطور می تونیم به این نابیناهای بدبخت کمک کنیم.

هوش: بابا رو که رو نیست؛ سنگ پای قزوینه! راستی موشکاف جان یه سؤال. مگه قزوین پا داره؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × دو =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *