آشنایی با چالش های شغل آموزگاری برای نابینایان

نویسنده: میرهادی نائینی زاده: دانشجوی دکتری پژوهش های قرآنی

در اولین ایستگاه ستون «بگو چیست کار» و به مناسبت روز ۱۲ اردیبهشت، پای صحبت یکی از نو آموزگاران نابینایی نشستم که با علاقهٔ شخصی معلمی را برگزیده است.

امین عرب، متولد سال ۱۳۷۶ در مرودشت، تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه شوریدهٔ شیرازی پشت سر گذاشت و پس از ادامهٔ تحصیل در مدارس عادی توانست در آزمون سراسری سال ۱۳۹۳ حائز رتبه ۳۰۷ شود. دانشجوی رشتهٔ روانشناسی کودکان استثنایی دانشگاه تهران در سال ۱۳۹۶ فارغ التحصیلی خود را جشن گرفت و برای ورود به بازار کار در آزمون استخدامی تیرماه سال ۱۳۹۷ شرکت کرد و پس از قبولی و حضور در دورهٔ یک سالهٔ دانشگاه فرهنگیان، از مهرماه سال ۱۳۹۸ کار خود را به عنوان آموزگار رابط در شهر شیراز آغاز کرد.

ضمن سلام و سپاس از شرکت شما در گفت وگو با ماه نامهٔ مانا به عنوان نخستین پرسش از میزان بینایی خود بگویید؟

با تشکر از شما بابت گفت وگو، من نابینای مطلق هستم.»

پیش از ورود به بحث اصلی دربارهٔ تجربهٔ تحصیل در مدارس غیر نابینایی، مزایا و مسائلی که برای شما داشته است صحبت کنید؛ آیا اگر زمانی فرزند نابینایی داشته باشید او را به مدارس غیر نابینایی می فرستید؟

من امکان تحصیل تا پایان دورهٔ راهنمایی در مدرسهٔ نابینایی را داشتم؛ اما به دلیل علاقه به حضور در جوامع بزرگ تر و محدود نماندن در فضاهای نابینایی به همراه خانواده تصمیم گرفتیم من تحصیلات خود را به صورت تلفیقی ادامه دهم. البته این تصمیم مشکلاتی را نیز به همراه خود داشت. عدم همکاری برخی از آموزگاران که دانش آموز نابینا را متعلق به فضاهای خاص مدارس نابینایی می دانستن، عدم مناسب سازی فضاها و معابر مدرسه برای نابینایان و بی اطلاعی همکلاسان و آموزگاران از شرایط یک نابینا را می توان از مسائل پیش روی من در دورهٔ تحصیل دانست. اینجا باید به همراهی کامل خانواده در رویارویی با مشکلات اشاره کنم. هر کجا که جزوه ای در اختیار من نبود، خانواده با ضبط آن این مشکل را برای من حل می کرد.

در مجموع می خواهم بگویم تحصیل فرزندان نابینا در مدارس عادی تجربهٔ بسیار خوبی است که مقداری نیاز به همکاری خانواده ها و آگاه سازی افراد نسبت به وضعیت خاص نابینایان دارد. خوشبختانه در طرح فراگیر آموزش استثنایی چنین نگاهی وجود دارد و این نگاه باعث می شود که زاویهٔ دید بچه های نابینا محدود به فضاهای خاص نابینایی باقی نماند.

آیا انتخاب حرفهٔ آموزگاری برای شما از سر اجبار بود یا با علاقهٔ شخصی به سراغ این شغل رفتید؟

من وقتی رشتهٔ کودکان استثنایی را انتخاب کردم به دنبال کار آموزش به نابینایان و کم بینایان بودم؛ اما تا زمان فارغ التحصیلی به کار در حوزهٔ آموزش و پرورش فکر نکردم. هنگام فارغ التحصیلی و اندیشیدن به شغل آینده به این نتیجه رسیدم که آموزش و پرورش می تواند فضای مناسبی برای من باشد. به همین دلیل با علاقهٔ کامل این کار را انتخاب کردم و علاقه دارم در کنار سایر فعالیت های آموزشی خود در این فضا به کارم ادامه بدهم.

از آزمون استخدامی، چالش ها و مسائلی که داشتید برای خوانندگان ما صحبت کنید؟

برای ورود به کار باید بگویم چالش هایی که پیش روی من بود به نسبت سایر دوستان نابینایی که داشتم کمتر بود؛ اما به هر حال به خاطر نابینایی چالش هایی داشتم که برای سایر افراد پیش نمی آمد. نخستین چالش من عدم دسترسی پذیری جدول های مندرج در دفترچهٔ آزمون بود که برای یافتن شغل-محلها باید از کسی کمک می گرفتم. بیشتر منابع تخصصی به صورت کتب صوتی در دسترس بودند؛ ولی مشکلاتی برای منابع عمومی وجود داشت؛ مانند تمامی نابینایانی که در آزمون ها شرکت می کنند، نگران این بودم که منشی بتواند پرسش های آزمون را درست بخواند؛ خوشبختانه با این مشکل مواجه نشدم. از نگرانی هایی که در جلسهٔ آزمون برای من پیش آمد عدم تطابق شمارهٔ پاسخ نامه ها بود که پس از نامه نگاری با سازمان سنجش و اطمینان از صحت آزمون این نگرانی رفع شد.

پس از پذیرش در مصاحبه، من هم مثل تمام نابینایان نگران مصاحبه و رفتار مصاحبه کنندگان به خاطر نابینایی بودم؛ اما خوشبختانه با مساعدت آقای نظام المُلکی، ریاست نیروی انسانی استان فارس، این مشکل برای من به وجود نیامد. رفتار ریاست نیروی انسانی آموزش و پرورش استان فارس، روی تمام کارمندان آن مجموعه تأثیر گذاشته بود.

لطفاً راجع به چگونگی برخورد مصاحبه کنندگان جزئیات بیشتری در اختیار مخاطبین ما قرار دهید

همان طور که پیشتر گفتم برخلاف سایر استان ها که صرفاً به واسطهٔ نابینایی با متقاضیان برخوردهای ناهنجاری می شود، از من با آغوش باز توسط کارمندان مرکز آموزش و پرورش فارس پذیرایی شد. به عنوان نمونه، کارمند مربوطه، پس از مشاهدهٔ کارت ملی من از نحوهٔ تحصیلاتم جویا شد و با دیدن اینکه من توانسته ام یک سال زودتر از معمول دیپلم بگیرم و دانشگاه را در هفت ترم به پایان ببرم بسیار استقبال کرد.

پس از به پایان رسیدن مراحل پزشکی و گزینش، من وارد دورهٔ مهارت آموزی دانشگاه فرهنگیان شدم.

اجازه بدهید قبل از ورود به بحث بعدی، ضمن خوشحالی از راحت بودن کار برای شما، از شما بپرسم: آیا از مشکلاتی که برای سایر نابینایان در استان های دیگر برای امور استخدامی در وزارت آموزش و پرورش پیش می آید آگاهی دارید؟

از نظر من مشکل اصلی این است که در سازمان آموزش و پرورش کارها بیش از آنکه از طریق قانون و سازمان پیش برود وابسته به افراد مسئول ادارهٔ مربوط است. با وجود اینکه من از دوستان خود شنیده بودم که برای نابینایان در استان فارس کمتر مشکل پیش آمده است، همواره نگران تعویض مسئولین مربوطه بودم. بارها پیش آمده کسانی سر خود به دلایلی نامعقول مانع مصاحبهٔ افراد نابینا شده اند. از دلایل آن ها می توان به عدم توانایی اداره کلاس توسط یک نابینا و عدم کنترل صحیح روی دانش آموزان اشاره کرد؛ البته از نظر من به عنوان یک آموزگار چنین دلایلی واهی و فاقد اعتبار هستند و از عدم آگاهی صحیح افراد نسبت به واقعیت نابینایی ناشی می شوند. از سایر معضلات نابینایان می توان به عدم برابری در حوزه های امتحانی اشاره کرد. در برخی حوزه ها اصلاً پرسشنامه به دست متقاضیان نابینا نمی رسد و در برخی دیگر از حوزه های امتحانی، چنان که پیشتر گفتم، منشی قابل قبولی در اختیار آزمون دهنده قرار نمی گیرد. عدم صلاحیت برای مصاحبه صرفاً به دلیل نابینایی از دیگر مسائلی است که بارها برای دوستان من اتفاق افتاده است. نپذیرفتن منطقهٔ آموزش و پرورش با وجود قبولی در مصاحبه، فقط و فقط به خاطر داشتن آسیب بینایی، از مسائل رایج بچه های نابینا محسوب می شود. شایان ذکر است در این مورد برخی از دوستان توانسته اند با نامه نگاری های فراوان بر این مشکل چیره شوند. در نهایت امیدوارم زمانی سازمان ها و قوانین بتوانند جلوی افراد خودقانونپندار را بگیرند تا شرایط برای همه برابر باشد و نابینایان شایسته بتوانند به حق خود برسند.

شما گفتید دلایلی مثل عدم توانایی نابینایان در کنترل کلاس بی پایه هستند. امکان دارد در رابطه با نحوه انجام چیزهایی که از نظر برخی افراد برای نابینایان غیر ممکن به نظر می رسد توضیحاتی ارائه کنید؟

به نظر می رسد افرادی که این گونه پرسش ها را مطرح می کنند، کنترل را صرفاً از طریق چشم ممکن می دانند. این در حالی است که افراد نابینا قادر هستند از سایر حواس خود برای انجام این کار بهره گیرند. به عنوان مثال معلم نابینا می تواند از شنیدن صدای حرکت دانش آموز از جا به جایی او مطلع شود.

البته این به معنی نبود هیچ گونه چالشی برای آموزگار نابینا نیست. چالش هایی از قبیل تدریس خط به دانش آموز ابتدایی مسائلی هستند که باید مد نظر قرار بگیرند؛ اما از چنین چالش هایی که بگذریم اولاً بسیاری از متقاضیان تدریس با هدف آموزش افراد نابینا وارد آموزش و پرورش می شوند ثانیاً معلمان نابینای موفقی وجود دارند که در مدارس بینایی مشغول به کار هستند. اگر قرار به عدم توانایی نابینا در کنترل کلاس باشد این افراد باید ضعیف ترین آموزگاران مدارس خود می بودند؛ اما خوشبختانه چنین نیست و تجارب این افراد پیش چشم همهٔ کسانی هست که از دیدن واقعیت ناتوان نیستند.

در ادامهٔ بحث نحوهٔ استخدام به دانشگاه فرهنگیان رسیدیم. چقدر فضای دانشگاه فرهنگیان با دانشگاه تهران که شما در آن تحصیل کردید قابل مقایسه است؟

امکان مقایسه بین دو دانشگاه مذکور واقعاً وجود ندارد. برخلاف دانشگاه تهران که امکاناتی قابل توجه، و نه کافی، برای افراد دارای آسیب بینایی فراهم کرده بود، دانشگاه فرهنگیان فاقد حداقل تسهیلات برای این افراد بود. فضای دانشگاه فرهنگیان کاملاً به مدرسه شباهت داشت و در برخی موارد تفکیک جنسیتی برای دانشجو-معلمها اعمال می شد. که خوشبختانه چنین اتفاقی برای من نیفتاد.

از نظر محتوایی هم غیر از کار های تیمی که با سایر هم کلاسی ها در دوره انجام گرفت چیز جدیدی به دانش من اضافه نشد. اگر باز هم بخواهم از مشکلات نابینایی در دانشگاه بگویم باید به نبود منابع که انگار مشکل همیشگی ما نابینایان است اشاره کنم. همچنین عدم پیشبینی صحیح برای حضور نابینا در محیط دانشگاه کاملاً مشهود بود. امتحانات ترم اول من با منشی هایی برگزار شد که از کارکنان خدمات دانشگاه بودند و طبعاً توان انتقال درست سؤال را نداشتن. البته با پیگیری از طریق اشخاص در ترم بعدی از دانشجو-معلمها برای خواندن امتحان استفاده کردم. همانطور که گفتم این مشکل صرفاً با رایزنی و پیگیری از طریق مسؤولین مرتفع شد و هیچ وظیفهٔ سازمانی برای حضور دانشجویان نابینا ترسیم نشده بود. فایدهٔ حضور در این دوره برای من آشنایی با معلمین فرهیخته و حضور هفتگی در دوره های کارورزی بود؛ می توانم بگویم تمام آنچه در این دوره آموختم از همین دوره های کارورزی است.

ممکن است شنیدن آموخته های شما از دورهٔ کارورزی برای خوانندگان ما جالب باشد؛ مقداری از آن را در اختیار ما می گذارید؟

ما پس از طی ترم اول که با انواع گروه های معلول سروکار داشتیم، در ترم دوم کارمان تخصصی تر شد و هر کس وارد حوزه ای شد که قصد ادامهٔ کار در آن را داشت. ورود به عنوان یک دانشجو-معلم به فضای نابینایی افق جدیدی بود که پیش چشم من گشوده شد. در ضمن توانستم در نیمسال نخست با سایر معلولان، مسائل و توانمندی هایشان نیز آشنا شوم.

صرف نظر از صحبت هایی که درباره اشخاص در سازمان  داشتید، چه چیزهایی را در باب ساختارها و سازمان آموزش و پرورش می توانید به مسئولین امر گوشزد کنید؟

این موضوع می تواند ابعاد گسترده ای را در بر بگیرد. نخستین سخنی که می توانم در این مورد بگویم این است که آموزش و پرورش باید تلاش کند تا همهٔ افراد به صورت کاملاً برابر دیده شوند. این برابری باید برای آموزگاران و دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی در نظر گرفته شود. از دیگر نکاتی که باید مدنظر مسئولین آموزشی کشور باشد ایجاد سرفصلی آموزشی است که در آن نحوهٔ صحیح تعامل با افراد دارای نیازهای خاص به طرز صحیح آموزش داده شود. از دیگر نکات گفتنی می توان به ایجاد امکان برابر دانش آموزان نابینا برای تحصیل در هر مدرسه ای که تمایل دارند اشاره کرد. در نهایت می توان گفت هدف باید رسیدن به نظامی فراگیر در آموزش افراد دارای آسیب بینایی باشد که در کشورهای توسعه یافته چندین سال است که انجام می پذیرد و ما از این قافله عقب افتاده ایم.

با توجه به همهٔ شرایط موجود، به چه کسانی از نابینایان توصیه می کنید که راه شما را در پیوستن به آموزش و پرورش دنبال کنند؟

با توجه به نبود کار مناسب برای بیشتر افراد جامعه و به خصوص افراد نابینا، تعداد کسانی که فقط برای داشتن یک شغل رو به معلمی می آورند و به این کار علاقه ای ندارند روز به روز بیشتر می شود. اما باید توجه کرد علاقه به کار آموزگاری لازمهٔ این کار است. یک معلم باید بتواند از حرفهٔ خود لذت ببرد و احساس آرامش کند تا همین حس لذت و آرامش را به دانش آموز خود منتقل کند. واضح است اگر کسی از این ویژگی ها بهره ور نشود نمی تواند آموزگار مناسبی برای جامعه باشد.

آیا ممکن است قدری دربارهٔ توانمندی هایی که یک معلم باید داشته باشد صحبت کنید؟

در وحلهٔ اول باید بگویم برخی تواناییها در افراد ذاتاً وجود دارند ولی امکان تقویت این تواناییها برای افراد گوناگون وجود دارد. امکان ارتباط و تعامل سازنده، صبر و حوصلهٔ کافی برای آموزش، و علاقهٔ کافی به کار با گروه سنی کودک و نوجوان از جمله توانمندی هایی هستند که یک معلم خوب باید از آنها برخوردار باشد. البته تسلط به موضوعی که یک معلم تدریس آن را به عهده گرفته است از لوازم کار هر آموزگاری به حساب می آید که به نظر من ارتقای این مورد از سایر مواردی که بر شمردم آسانتر است.

تقریباً برای همه مشخص است که معلمی از مشاغل پر درآمد محسوب نمی شود. قدری دربارهٔ درآمد های شغل معلمی برایمان توضیح دهید.

متأسفانه آموزش و پرورش در میان دستگاههای اجرایی کمترین حقوق و مزایا را برای کارکنان خود در نظر می گیرد. در هنگام شروع کار، درآمد آموزگاران با حداقل دستمزد مقرر در وزارت کار چندان تفاوتی ندارد. البته به مرور زمان مقدار این درآمد بیشتر می شود که باز هم در برابر سایر سازمان ها نمی توان آن را کافی دانست. با وجود آگاهی از شرایط مالی آموزش و پرورش من آن را انتخاب کردم. زیرا آموزش و پرورش نسبت به سایر سازمانها دارای انعطاف بیشتری است. معلمین ۲۴ ساعت موظف دارند و این بدان معنیست که می توانند از سایر زمانهای خود برای کارهایی مانند ادامهٔ تحصیل یا انتخاب شغل دوم استفاده کنند. داشتن تعطیلات بیشتر از سایر مشاغل از دیگر مزایای این حرفه است. همچنین باید گفت خود سازمان آموزش و پرورش امکان ارتقای توانمندی های گوناگون آموزگاران را فراهم می کند. من به عنوان دانش آموختهٔ روان شناسی علاوه بر کار آموزش که وظیفهٔ اصلی ام به شمار می رود به مسائلی از قبیل درمان نیز فکر می کنم. من با دانستن شرایط مالی آموزش و پرورش آن را انتخاب کردم؛ اما این بدان معنا نیست که از وضع مالی این کار رضایت دارم. بهبود شرایط اقتصادی معلمین از مطالباتی است که به طور جدی باید به آن پرداخته شود.

به نظر می رسد آنچه باید پرسیده می شد را از شما پرسیدم. آیا چیزی هست که به عنوان سخن پایانی مطرح کنید؟

در پایان باید بگویم یکی از معضلاتی که دانش آموزان نابینا با آن دست به گریبان هستند این است که از حقوق و تسهیلاتی که قانون در اختیار آنها گذاشته است مطلع نیستند. امیدوارم روحیه ی مطالبه گری در میان دانش آموزان نابینا و خانواده های آنها برای شناخت حقوق واقعی افراد دارای آسیب بینایی تقویت شود. همچنین امیدوارم نظارت کافی از سمت آموزش و پرورش در این شرایط خاص صورت بپذیرد تا هیچ دانش آموز نابینایی از تحصیل عقب نماند.

دانلود فایل صوتی گفتگو.

منبع: ماهنامه ی مانا.

توسط شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 11 =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *