مهد کودکی با مربیان نابینا و کمبینا

وقتی کودکی نابینا به دنیا می آید از اولین دلهره های مادر این است که چگونه او را مانند کودکی بینا تربیت کند تا روی پای خود بایستد. مهد کودک نابینا، می تواند نقطه امیدی برای اینگونه مادران باشد و چه بهتر آنکه این مهد را مربیانی بگردانند که خود نابینایی را لمس کرده اند.

امروز می خواهیم شما را با بهشتی کوچک آشنا کنیم، جایی که مربیان کم بینا و نابینای آن، محیطی امن برای کودکان نابینا فراهم می سازند،  الهه محقق از اولین موسسان این مهد کودک است. او در گفتگو با ما از روزهایی میگوید که در عنفوان جوانی با بیماری rp روبرو می شود و وقتی تصمیم می گیرد روی پای خود

بایستد، گذرش به مرکز توانبخشی خزانه می افتد. جایی که در تهران، بزرگسالان نابینا کم و بیش با آن آشنایی دارند. خانم محقق در این مرکز با دوستانی مانند خود آشنا می شود، گروهی که با هم تصمیم می گیرند درس بخوانند و به دانشگاه بروند. از محقق می پرسم: ایده راه اندازی مهد کودک بهشت خزانه از کجا آمد؟ما وقتی تحصیلمان را در دانشگاه به پایان رساندیم دیدیم کاری نداریم. آن زمان خانم یثربی، مدیر مرکز خزانه ما را راهنمایی کرد  و با حمایت سازمان بهزیستی شهر تهران به این نتیجه رسیدیم که یک مهد کودک راه اندازی کنیم. دوستم خانم معصومه میر عدلی لیسانس علوم تربیتی داشت و من ادبیات انگلیسی خوانده بودم. . لیسانس خانم میر عدلی برای تاسیس مهد کودک مرتبط بود و توانستیم درخواست خودمان را مطرح کنیم. بعد برای گذراندن دوره ها اقدام کردیم. او دوره های بهزیستی را گذراند و من برای گذراندن دوره های آموزشهای قرآنی به کلاسهای وزارت ارشاد مراجعه کردم. آنجا دو اتاق را از بهزیستی اجاره کردیم آنجا متروکه بود و ما سعی کردیم با امکاناتی که داریم آنجا را مناسب مهد کودک کنیم. خانم میر عدلی با خواهرانش بسیار خلاقانه از چیزهایی که حتی دور ریختنی بود اتاقها را تزیین کردند. . مکان مهد را برای نابینایان با برجسته سازی مناسب کردیم و برای کودکان بینا از نقاشیها و رنگهای مختلف استفاده کردیم. خلاصه سعی کردیم دو دنیا را به هم نزدیک کنیم. بچه های بینا و نابینا در بخشهایی که باید آموزشهای جداگانه ای داشته باشند جداگانه آموزش می دیدند و در جایی که می شد بچه ها در کنار هم باشند آموزشها مشترک بود. ثمره این تلاشها این بود که بچه ها توانستند با همدیگر دوست شوند و سه نمایش را در خارج از مهد روی صحنه ببرند نمایشهای مشترکی که بچه های بینا و نابینا با هم اجرا می کردند و تعداد زیادی نمایش هم در داخل مرکز اجرا کردیم. شاید بزرگترین دستاورد ما همین بود که با اینکه بچه ها زیر شش سال سن داشتند ولی با هم هماهنگ می شدند، تمرین می کردند و نمایشها را اجرا می کردند. در کلاسهایی مثل خمیربازی و ساخت کاردستی شرایطی را فراهم می کردیم که بچه ها کنار هم آموزش ببینند و شادی و کودکی کنند یعنی شرایط کلاس ها به تناسب نیاز هر کودک مهیا می شد.

س: آیا دوستان نابینای دیگری هم با شما همکاری داشتند؟

ج: در بهشت خزانه عده ای آمدند و رفتند اما پایه های ثابت بهشت خزانه جز ما دو نفر نفیسه شیواییو مهناز بیضاء بودند و من از راهنمایی های خواهرم هم بسیار بهره بردم. حتی در روزهای اول که بهزیستی به ما اعتماد نمی کرد همسر برادرم کار را شروع کرد و یک سال قراردادها به نام ایشان بود تا کم کم آنجا را به ما تحویل داد. ما در روزهای اول حتی جرأت نمی کردیم خیلی با خانواده ها در تماس باشیم اضطراب داشتیم که تا بفهمند ما مشکل بینایی داریم بچه شان را به مهد نیاورند و به ما اعتماد نکنند. اما با راهنمایی های خانم یثربی و حمایت خانواده هایمان، بهتر دیدیم موضوع را مطرح کنیم. کم کم به خانواده های بچه ها گفتیم مشکل بینایی داریم. الان به جرأتی رسیده ایم که در لیست ثبت نام، این گزینه را گذاشته ایم که ؛با وجود اینکه می دانم مربیان کم بینا و نابینا هستند فرزندم را به این مهد می سپارم و رضایت کامل دارم؛  و والدین بچه ها موقع ثبت نام آن را امضاء می کنند. الان به حدی رسیده ایم که ما نیاز به تبلیغ نداریم و خود خانواده ها برای ما تبلیغ می کنند و به دیگران از کارهای خلاقانه ما می گویند.

س: در شرایط حاضر و بسته بودن مهد کودک چه فعالیتیدارید؟

ج: هدف ما این بود که در هفته بچه ها جداگانه بیایند و از محیط مهد کودک استفاده کنند مربی را ببینند، جایزه هایشان را بگیرند و بقیه کار مجازی باشد.  ولی متاسفانه همه کادر با هم کرونا گرفتیم و مجبور شدیم مرکز را مدتی ببندیم و بعد هم چون در نبود ما دزد مرتب ابزار و وسایل مهد را می برد مجبور شدیم همه را جمع کنیم. الان هفته ای دو بار به مهد می رویم و فیلمهایی را که برای کانال تلگرامی مهد است را فیلمبرداری می کنیم

س: هدفتان از تأسیس مهد چه بود و آیا این کار درآمد یک کار ثابت را برای شما داشته است؟

ج: سال 93 موفق شدیم با یک بچه در بخش جانبی مرکز توانبخشی خزانه بخش کودکان بهشت خزانه را راه اندازی کنیم. . با دست خالی، هزاران امید و با همت . دو هدف بزرگ هم داشتیم. اولین هدفمان تلفیق بچه های نابینا و بینا در کنار هم در جایی بود که بتوانند کودکی کنند و از همدیگر یاد بگیرند و دومین هدفمان هم اشتغال بچه های کم بینا و نابینا و نشان دادن توانمندیهای آنها به جامعه بود. در طول این سالها به دو هدفمان هم رسیدیم.  اما این کار بیشتر دلی است و نمی توان به آن شغل ثابت گفت. این کار برای ما یک دوره آموزشی فوق العاده بود اما هیچ پشتوانه ای نداشتیم. بهزیستی با ما سال به سال قرارداد می بست و ما نمی توانستیم برنامه ریزی بلند مدتی برای پرسنل و ابزار و وسایلی که نیاز داریم، داشته باشیم ما خیلی تلاش کردیم اما متاسفانه بهزیستی آنقدر خانم میر عدلی را در کاغذبازیهای اداری چرخاندند که زمان موافقتنامه اصولی که با آن همه دردسر توانسته بود بگیرد از دست رفت. حتی من برای اینکه کار روی زمین نماند به سمت آموزش و پرورش رفتم و دوره های آنجا را هم گذراندم . البته آموزش و پرورش از این کار خیلی استقبال کرد اما باید مکان را تأیید می کرد و بهزیستی این اجازه را به ما نداد و شیوع کرونا و عوامل دیگر باعث شد این کار قشنگ که خود بهزیستی چراغش را روشن کرده بود و گفته بود از شما حمایت می کنیم مثل کلافی سردرگم باقی بماند و تلاش صادقانه بچه های کم بینا و نابینا به نتیجه مطلوبی نرسد.

*معصومه میر عدلی نیز از اولین کسانی است که در کار تأسیس این مهد کودک همراه می شود. او کسی است که برای گرفتن مجوز از بهزیستی پیشگام می شود. از او می پرسم:آیا  اجاره کردن مکان مهد از بهزیستی به شما برای پیشرفت کارتان کمکی کرد ؟

ج: بله البته اگر می خواستیم از جای دیگری مکان را بگیریم باید پول پیش را هم می داشتیم اما بهزیستی از ما پول پیش نخواست و فقط اجاره گرفت. و بابت پول پیش از ما سفته گرفت. ولی از طرف دیگر اگر جای دیگری را اجاره می کردیم مجبور نمی شدیم این همه هزینه کنیم تا محل را مناسب سازی کنیم . بهزیستی به ما می گفت این ملکی متروکه است اگر می خواهید از آن استفاده کنید باید خودتان آن را آماده کنید. یعنی هر تعمیرات و ساخت و سازی که لازم بود را خودمان انجام دادیم.

س: آیا بهزیستی حمایت دیگری هم از شما داشت مثل حمایتهایی که از خود اشتغالی دارد؟

ج: خیر چنین حمایتی نداشتیم. ما سر فعالیتهایمان با بهزیستی با مشکل روبرو شدیم. مثلا من کم بینا هستم اما همه کارهای خودم را انجام می دهم کارهای مهد را من انجام می دادم ولی به من می گفتند چون کم بینا هستی نمی توانی مسئول فنی باشی و اینقدر کشمکش داشتیم ثابت کنیم توانایی انجام این کار را داریم که دیگر به این نرسیدیم که دنبال وام یا حمایتهای دیگر برویم.

س: یعنی شما مجبور شدید به بهزیستی که متولی امور معلولان است و قاعدتا از توانایی بچه های معلول مطلع است هم خود را اثبات کنید؟

ج: البته من باید حرف شما را اینگونه اصلاح کنم که بهزیستی اصلا نمی داند توانمندی بچه ها چقدر هست. در آموزش و پرورش ما را خیلی راحت تر پذیرفتند و به ما اعتماد کردند. و خانم محقق را که قبلا بینایی مفیدتری داشت را به عنوان مدیر پذیرفتند. ولی بهزیستی من را نپذیرفت در حالیکه بینایی من تا حدی است که همه کارها را به تنهایی انجام می دهم.

س: در مهد بهشت خزانه چند پرسنل بینا و نابینا دارید؟

ج: ما چهار نفر کادر بینا و  5 نفر کم بینا و نابیناداشتیم.

س: چند کودک داشتید؟

ج: کلاسهای ما حدودا 15 نفری بود و سه کلاس صبح داشتیم و بعد از ظهر اکثرا دو کلاس داشتیم و اگر شلوغ می شد بعد از ظهر هم سه کلاس داشتیم.

س: در حال حاضر مسئولیت مهدکودکها به آموزش و پرورش واگذار شده است فکر می کنید وضعیت شما چگونه خواهد شد؟

ج:خیلی خوب است.  احتمال دارد اوضاع ما خیلی بهتر شود

س: الان که به گذشته بر می گردید فکر می کنید اگر کار را خارج از بهزیستی  انجام می دادید به نفعتان بود یا همینگونه که الان انجام داده اید؟

ج: شاید اگر چنین فعالیتی را در جای دیگری مثل شهرداری یا آموزش و پرورش شروع می کردیم یا خودمان ملکی را اجاره می کردیم اوضاعمان خیلی بهتر از این بود که الان بعد از هفت سال هنوز مجوز مهد کودک را به ما نداده اند. در اول ما کارمان را با دو کلاس و یک آشپزخانه و حیاط شروع کردیم. یک اتاق هم در آن ساختمان در دست انجمن نابینایان بود  که بهزیستی به من گفت باید اتاق انجمن را هم بگیرید و همه ملک در اختیار شما باشد. البته حرفشان درست بود و ما توانستیم آن اتاق را هم بگیریم. بعد از آن گفتند یک توالت کافی نیست و باید دو توالت داشته باشید، قبول کردیم و گفتیم تعمیرات را انجام می دهیم بعد گفتند حیاطتان کوچک است و   از این دست. اصلاحیه های دیگر را هم انجام دادیم. بعد گفتند جای خواب ندارید و آشپزخانه کوچک است. خلاصه ایراداتی که می گرفتند طوری بود که انگار اصلا نمی خواهند این کار انجام شود. من بعد از این سالها به این نتیجه رسیده ام که نمی خواهند و اگر می خواستند خیلی راحت تر کار انجام می شد. یعنی اگر از اول به من می گفتند این ملک مورد تایید قرار نمی گیرد من هم بیکار نبودم که با بچه کوچک همه دوره ها را بگذرانم. و به جای آن دنبال کانال دیگری برای انجام کار می رفتم. حتی من در اول کار که به بهزیستی رفته بودم مسئول آنجا نفهمید من کم بینا هستم و خودم گفتم و گفتن اگر کم بینایی پس مشکل است. حتی برای سلامت جسمانی که رفتم نامه سلامت کامل به من دادند و من خودم گفتم کم بینا هستم. متاسفانه الان به این رسیده ام که این اشتباه خود من بود که گفتم کم بینا هستم

س: شما در نزدیکی مرکز توانبخشی خزانه هستید؟

ج: در کنار مرکز خزانه یک ملک اهدایی مخروبه است و راهی هم به مرکز خزانه دارد

س: یعنی کارهای مناسب سازی ملکی که در اختیار بهزیستی است را شما انجام دادید؟

ج: کف اتاقهای ساختمان خیلی خراب بود   خودمان کف پوش کردیم هرچیزی که لازم بود را تهیه کردیم و سقف را هم شهرداری برایمان ایزوگام کرد. وقتی باران می آمد  سقفها آب می داد  و از جایی که بچه ها وارد مهد می شدند آبشار بود یعنی ساختمان اینقدر خراب بود و ما آن را ساختیم.

س: آموزشهایی که در مهد می دادید از جای خاصی الگو می گرفتید یا خلاقیت خودتان بود؟

ج: یک چارت آموزشی وجود دارد که در آن آمده است کودک عادی چه کارهایی را در چه سنی باید بلد باشد. مثلا باز کردن شکلات را در چه زمانی باید بتواند انجام دهد. تستهای روانشناسی هم وجود دارد که می گوید کودک در چه سنی باید قادر به انجام چه کاری باشد. من  همه این اطلاعات را درآورده بودم و طبق آن تعیین می کردم باید با چه روشی به بچه نابینا یاد بدهم که این کار را انجام دهد. حتی بسیاری از بچه های نابینا چهار دست و پا راه رفتن را نمی دانند چون نمی بینند. بچه ای که می بیند حرکتها را تقلید می کند یا دنبال اشیا می رود. بچه های نابینا در مسیر رشد در خیلی موارد از بچه های بینا عقب می افتند. ما سعی می کردیم روشی پیدا کنیم تا این آموزشها را به این بچه ها هم یاد بدهیم حتی در قالب بازی، چهار دست و پا راه رفتن را به کودک نابینا یاد می دادیم. گاه بچه 5 ساله بود ولی باید این کار را تجربه می کرد.

س: پس می توان گفت بچه های نابینایی که در بهشت خزانه آموزش دیده اند توانسته اند شرایطی که یک بچه بینا تجربه می کند را تجربه کنند؟

ج: ما سعی می کردیم همان مهارتها را از مراحل اولیه تا آخر با بچه های نابینا هم کار کنیم. حتی غذا خوردن ،قاشق و چنگال به دست گرفتن و اینکه چه جوری بخورند که دست توی غذا نبرند.

س: آمادگیهای قبل از مدرسه مثل دست ورزیها را چطور؟

ج: من بیشتر روی آموزش مفاهیم علوم و ریاضی با بچه ها کار می کردم و آموزش مفاهیم توانبخشی و استفاده از دست را خانم محقق انجام می داد.

*فعالیت این مهد در این روزهای کرونایی با بارگذاری آموزشهای تصویری و صوتی در کانال تلگرامی موموشک عمه در بهشت خزانه ادامه دارد.

منبع: ایران سپید.

توسط شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − پنج =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *