یادداشت: چرایی عدم شرکت معلولان در تجمعات سراسری

نویسنده: امیر سرمدی

منبع: بیست و ششمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا

دانلود نسخه ی صوتی نوشته

بیش از یک سال است کمپین حمایت از حقوق معلولان اقدام به برگزاری تجمعاتی برای احیای حقوق افراد دارای معلولیت، به ویژه اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان کرده است. به بهانۀ فراخوان های اخیر کمپین و نوع مواجهۀ گروه های مختلف دارای معلولیت و حاکمیت با این فراخوان ها، در این یادداشت به تبیین چرایی عدم حضور فراگیر گروه های مختلف افراد دارای معلولیت در این تجمعات، تأثیر مشارکت سازمان های مردم نهاد در این میان و فواید فراخوان های این چنینی خواهیم پرداخت.

چرایی عدم مشارکت فراگیر معلولان در تجمعات سراسری این قشر

کمپین حمایت از حقوق معلولان در ماه های اخیر اقدام به برگزاری تجمع در مقابل مجلس شورای اسلامی، سازمان بهزیستی کشور، سازمان برنامه و بودجه و نهاد ریاست جمهوری به منظور جلب نظر و توجه مسئولان نسبت به حق و حقوق افراد دارای معلولیت، به ویژه اجرای بی قید و شرط قانون حمایت از معلولان کرده است. این تجمعات با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است. برخی اوقات و در برخی استان ها مشارکت گروه های مختلف افراد دارای معلولیت را به دنبال داشته است و از برخی از فراخوان ها هم استقبال چندانی به عمل نیامده است. تا یکی دو ماه گذشته، عمده تجمعات معلولان در شهر های مختلف به صورت مسالمت آمیز برگزار می شد، اما در چند تجمع اخیر حداقل در تهران این تجمع از سوی نیروی انتظامی به خشونت کشیده شده است. هرچند تغییری در شعارهای تجمع کنندگان به وجود نیامده و شعار ها و خواسته های شرکت کنندگان عمدتاً مبتنی بر مطالبات معیشتی بوده است، اما فراگیر شدن این تجمعات در شهرهای مختلف ایران و پوشش گستردۀ رسانه های خارج از کشور باعث شده حاکمیت در مقایسه با سال های قبل، حساسیت بیشتری نسبت به تجمعات معلولان نشان دهد.

پرسشی که مطرح می شود این است که چرا به رغم مشکلات فراوان معیشتی که معلولان با آن دست به گریبان هستند، این افراد رغبت چندانی برای مشارکت در این فراخوان ها از خود نشان نمی دهند؟ چرا جامعۀ نابینایان کشور به نسبت سایر گروه های افراد دارای معلولیت حضور کم رنگ تری در تجمعاتی از این دست دارند؟ به اعتقاد نگارنده، افزایش تعداد فراخوان ها و کاهش فاصلۀ زمان برگزاری آنها، باعث شده این تجمعات برای بسیاری تکراری به نظر برسد. ضمن آنکه ساعت حضور افراد در فراخوان ها معمولاً در نیمروز و در ساعات اداری انتخاب می شود؛ بنابراین بسیاری از افراد که شاغل، دانشجو یا دانش آموز هستند، درعمل امکان مشارکت مستمر در این فراخوان ها را ندارند. عامل دومی که باعث شده است بسیاری از افراد علاقه ای برای شرکت در این تجمعات نداشته باشند، نوع بیان مطالبات از سوی سران کمپین است که روی گرسنگی معلولان و خانواده های آنها دست گذاشته است. این نوع بیان مطالبات قطعاً در شأن معلولان کشور نیست. معلولانی که کمرشان در شرایط کنونی کشور و مشکلات عدیدۀ اقتصادی در حال خرد شدن است، همواره سعی کرده اند صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارند. اساساً این مسئله همواره جزءِ فرهنگ ایرانیان بوده است و اینکه به صراحت در شعار ها مطرح شود که معلولان و خانواده هایشان گرسنه هستند، علی رغم اینکه در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی کند، قطعاً برای بسیاری خوشایند نیست. از سویی دیگر، این واقعیتِ انکار ناپذیر، یک هشدار برای مسئولان کشور محسوب می شود. افرادی که جز مستمری هفت صد هزار تومانی و یارانۀ دولت هیچ درآمد دیگری در ماه ندارند و این مبلغ تنها کفاف نهایتاً یک هفتۀ زندگی آنها را می دهد، گزینۀ دیگری جز حضور در خیابان ندارند. مسئولان باید از روزی بترسند که میلیون ها نفر از افرادی که در سال های اخیر فرسنگ ها به زیر خط فقر سقوط کرده اند، گزینۀ دیگری جز حضور در تظاهرات خیابانی نداشته باشند. از سویی بسیاری از معلولان هستند که موقعیت اجتماعی خوبی دارند و به مشاغل مناسبی نیز رسیده اند و به تبع آن، درآمد بسیار بالایی نیز دارند؛ از این رو به اعتقاد نگارنده، کمپین باید بر همان اجرای مواد مختلف قانون حمایت تأکید و اجرای بی قید و شرط مواد مختلف قانون را از مسئولان طلب کند؛ به این ترتیب شاید بتواند بدنۀ جامعۀ معلولان و نخبگان آن را برای حضور در این تجمعات ترغیب کند. نابینایان، از میان تمامی گروه های افراد دارای معلولیت، کمترین حضور را در این تجمعات دارند که درخصوص چرایی این عدم مشارکت، باید گفت تجربۀ سال های قبل نشان داده نابینایان عمدتاً در برنامه ها و فراخوان هایی مشارکت و کنشگری بیشتری از خود نشان می دهند که سازمان دهندۀ آن برنامه از میان خود نابینایان باشد؛ بنابراین چون بدنۀ مدیران کمپین از میان معلولان جسمی و حرکتی است، علی رغم آنکه منافع حضور پر رنگ در این فراخوان ها، شامل تمام اقشار معلولان خواهد شد، نابینایان در آن حضور چشمگیری ندارند و سمن های این قشر نیز از خود کنشگری چندانی نشان نمی دهند.

عدم مشارکت سازمان های مردم نهاد در تجمعات معلولان

یکی دیگر از عواملی که باعث شده جامعۀ معلولان در فراخوان های کمپین مشارکت نداشته باشد، عدم پشتیبانی و حمایت انجمن های ویژۀ معلولان از این فراخوان ها است. دلیل این موضوع نیز به نوع مراودۀ این انجمن ها با سازمان بهزیستی و سایر نهاد های حاکمیتی که از آن مجوز گرفته اند برمی گردد. چون بسیاری از انجمن ها به خاطر مواردی همچون اندک درآمد های گاه و بیگاه و محل استقرار دفترشان، خود وام دار بهزیستی هستند، نمی توانند در مواقع این چنینی از خود کنشگری چندانی نشان دهند، به ویژه مدیران انجمن ها در شهرهای کوچک از این نظر بیشتر در مضیقه هستند. فلسفۀ تشکیل سازمان های مردم نهاد باید بر پیگیری و احیای حقوق جامعۀ هدف تمرکز داشته باشد و ماهیت وجودی آن بر این اصل استوار است، اما بسیاری از انجمن ها سعی می کنند ادامۀ حیات خود را مدنظر داشته باشند؛ تا اینکه با شرکت در فراخوان هایی از جنس کمپین، رابطۀ خود با بهزیستی یا سایر ارگان های دولتی را دچار خدشه کنند. کمپین نیز باید بداند مادامی که فراخوان های خود را هماهنگ با انجمن های بزرگ در استان ها ترتیب ندهد و از حمایت های لجستیکی و نیروی انسانی این انجمن ها بهره نگیرد، نمی تواند جمعیت های هزاران نفری را سازمان دهی کند و در خوش بینانه ترین حالت، جمعیت تجمع کنندگان از مرز چند صد نفر فراتر نخواهد رفت. چون به گمان مدیران دولتی فعالیت های کمپین علاوه بر پیگیری های معیشتی جنبۀ سیاسی نیز پیدا کرده است، انجمن های معلولان سعی می کنند خود را از این فضا دور نگه دارند تا انگ شرکت در تجمعات سیاسی و غیرقانونی به آنها زده نشود. به طور کلی حالا که مجموعه ای مانند کمپین پا پیش گذاشته تا کاری برای احیای حقوق معلولان در سطح کشور انجام دهد و یکی از مؤثرترین راه ها در این میان را برگزاری تجمعات سراسری می داند، انجمن های افراد دارای معلولیت نیز باید با این مجموعه ارتباط بگیرند و این تجمعات را به سمت و سوی بهتری هدایت و به صورت هدفمندتری سازمان دهی کنند.

فواید برگزاری تجمعات کمپین در شهرهای مختلف ایران

بسیاری اعتقاد دارند ادامۀ تجمعات کنونی هیچ دستاوردی برای افراد دارای معلولیت ندارد و حکومتی که معلولان را به مانند شهروندان درجۀ دوم و سوم نگاه می کند، هیچ گاه حاضر نخواهد شد حقوق آنها را تمام و کمال پرداخت کند؛ همان گونه که مسئولان سازمان برنامه و بودجه در پاسخ به مدیران کمپین مبنی بر اجرای کامل قانون حمایت از معلولان و اجرای مادۀ 27 این قانون، به صراحت اعلام کرده اند پولی در بساط ندارند و در سال جاری و سال آینده، امکان اجرای این مادۀ قانونی را ندارند. برخلاف نظر این قشر، به اعتقاد نگارنده، کنشگری های کنونی، حتی اگر در اجرا دستاورد مشخصی به همراه نداشته باشد، می تواند در کوتاه مدت یا میان مدت حساسیت مسئولان در قبال معلولان را بر انگیزد و چون مطالبات آنها پیرو قوانین موجود کشور است، مسئولان را مجبور می کند دست کم بخشی از مطالبات معلولان را عملیاتی کنند؛ درواقع تداوم اعتراض های موجود و حق طلبی معلولان برای احیای حقوق خود قطعاً اثرات مثبت بیشتری را برای این جامعه می تواند به دنبال داشته باشد. تظاهرات پراکندۀ کنونی، به مانند سنگر تدافعی عمل می کند که تداوم آن، حتی در سطح محدود می تواند معلولان را در قبال اجرای قوانین حداقلی بیمه کند. چنانچه همین سنگر و مطالبه گری معلولان به طور کلی از بین برود، مسئولان با فراغ بال معلولان را کنار می گذارند و حق و حقوق آنان را در قوانین بودجۀ سالانه کشور، به کلی، نادیده خواهند گرفت؛ بنابراین اگر مدیران کمپین به دنبال اثربخشی بیشتری از برگزاری تجمعات اعتراضی کنونی هستند، باید با برنامه ریزی دقیق تر، مشارکت تمامی گروه های معلولیتی، نخبگان آنها و سازمان های مردم نهاد این قشر را نیز همراه خود کنند تا با برگزاری تجمعات بزرگ تر و راهپیمایی های ده هاهزار نفری بتوانند حقوق شهروندی خود را با قدرت بیشتری از مسئولان مطالبه کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − 9 =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *