یادداشت طنز: با معلولین برای مسئولین

ما قصد داریم در این نوشته، برای اولین بار پرده از یک راز بزرگ برداریم. در کل ارتباط معلولین با مسئولین و بالعکس، برخلاف تمام چالش هایی که با هم دارند، به این بدی ها هم نیست. بار ها و بار ها پیش آمده که هریک از طرفین در موقعیت های مختلف کار یکدیگر را راه انداخته اند. دقیق تر که می شویم می بینیم، معلولین همواره یکی از راهکار های رفع مشکلات در نظر مسئولین هستند. در مقابل معلولین هم با آمادگی کامل و بدون هیچ شکایتی، با هر شرایطی که از طرف مسئولین برایشان در نظر گرفته می شود کنار آمده و به خوبی تعاملات لازم را با مسئولین دارند. ما در ادامه برایتان نمونه هایی از این دوستی و مودت عمیق خواهیم آورد تا بیشتر و دقیق تر مطلب برایتان تشریح شود.

اخیراً رئیس جمهور در سفر به استان گیلان، دستور آزادسازی سواحل کشور را دادند. طبق بررسی هایی که ما به صورت مخفیانه داشته ایم، جناب استاندار مازندران، در یک اقدام جهادی، در کمترین زمان ممکن، خودشان را به اردوگاه شهید عظیمی بابلسر رسانده و فوراً دستور عقب نشینی این اردوگاه را که تنها اردوگاه ساحلی مناسب سازی شده برای معلولین است، صادر فرمودند. طبق شواهد موجود، سرعت عمل ایشان در این زمینه آن قدر بالا بوده که حتی دوربین های راهنمایی ورانندگی از ثبت پلاک خودروی ایشان برای اعمال جریمه به دلیل داشتن سرعت غیرمجاز عاجز ماندند. نتیجه ای که از این اقدام این مسئول محترم می توان گرفت این است که معلولین همیشه از نظر مسئولین کشور ما در مسیر حل مشکلات گزینۀ اول و احتمالاً آخر هستند؛ چراکه برای مثال، این مسئول محترم، آن قدر با معلولین احساس دوستی و مودت داشتند که به جای رفتن به سمت نهاد هایی که کیلومتر ها وسعت سواحلشان است، مستقیم به سمت تنها اردوگاه مناسب سازی شده توسط بهزیستی آمده و این احساس راحتی و دوستی را با برخی نهاد های دیگر که بعضاً نظامی هم هستند، نداشته اند. ما همین جا از جناب استاندار نهایت تشکر را داریم که معلولین را لایق دانسته اند که قبل از سایر افراد جامعه برای پیشرفت و آبادانی کشور از ایشان کمک بگیرند.

اما این توجه ویژه به معلولین به همین جا منتهی نمی شود. شهرداری تهران هم در راستای رفع مشکلات مردم، از معلولین کمک گرفته و بودجۀ مناسب سازی مبلمان شهری را از ردیف بودجۀ سال آیندۀ خود حذف کرده است. در کل ما خیلی موافق مبلمان شهری نیستیم. اول به خاطر اینکه مبلمان جایش در خانه است نه وسط شهر. حال فرض بگیریم که مبلمان را در شهر هم گذاشتیم. مدام قرار است رویشان گردوخاک بنشیند یا زیر برف و باران خیس شوند. تمیزکردن و شستن پارچۀ آن ها هزینه های زیادی را به شهرداری تحمیل می کند. از نظر ما همین نیمکت های فلزی و حتی چوبی گزینه های مناسبی هستند. معلولین هم حالا اگر در شهر روی مبل ننشینند، خیلی اتفاق خاصی نمی افتد؛ حتی می توانند بروند در فضاهای سبز و روی چمن ها بنشینند و از طبیعت لذت ببرند. ما خودمان در خانه ترجیح می دهیم روی زمین بنشینیم و به پشتی تکیه دهیم؛ چه برسد به داخل شهر. تازه این مبل ها باعث از بین رفتن صمیمیت ها هم شده اند و نباشند بهتر است؛ پس به عنوان یک معلول می پذیریم که مناسب سازی مبلمان شهری در شرایط فعلی خیلی هم واجب نیست و همکاری خود با شهرداری را اعلام می داریم. به هر حال باید ما هم در این شرایط سخت اقتصادی، در حل مشکلات نقشی داشته باشیم؛ حتی حاضریم مبل های خود را با اینکه کمی کهنه شده اند، به شهرداری دهیم تا در سطح شهر قرار دهند تا معلولینی که اصرار به استفاده از مبلمان شهری دارند، از آن ها استفاده کنند؛ اما این لطف مسئولین در سطوح کلان تر هم شامل حال معلولین شده است. قانون جامع حمایت از حقوق معلولین، یکی از دستاورد های مهم مسئولین برای معلولین است؛ به طوری که اخیراً جناب رئیس جمهوری در دیدار بسیار صمیمانه ای که با جمعی از معلولین داشتند، بر اجرای سریع و کامل آن تأکید کردند. در همین راستا هم بودجۀ اختصاص یافته به اجرای این قانون را برای سال آینده طوری تنظیم کردند که تنها 5 درصد این قانون با استفاده از این بودجه قابل اجرا باشد؛ البته ما که شکایتی نداریم. اصلاً هرکس باید به سهم خودش در جهت رفع مشکلات کشورش تلاش کند. اتفاقاً ما از این بابت که مسئولین با معلولین آن قدر احساس راحتی می کنند که در زمان مشکلات قبل از هرکس یا هر نهاد فرهنگی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و… سراغ بهزیستی و معلولین می آیند بسیار احساس غرور می کنیم.

در کل جمع بندی که می توانیم در پایان این نوشته داشته باشیم این است که مسئولین صلاح دیده اند که از معلولین برای حل مشکلات و پیشرفت کشورمان کمک بگیرند و ما هم باید به این تصمیم احترام بگذاریم. به هر حال ما از شصت متر عقب تر هم می توانیم از بودن در کنار دریا لذت ببریم. مبل هم که لازم نیست در شهر برایمان بگذارند. فوقش هرجا خسته شدیم لبۀ سکو یا پله ای چیزی می نشینیم و استراحت می کنیم. با همین مستمری فعلی هم بالاخره می شود تا حدی سر کرد؛ پس بهتر است بودجۀ کشورمان صرف امور مهم تری که نیاز و صلاح مسئولین است، شود.

در پایان جا دارد که آغاز سال و قرن جدید را به همۀ شما همراهان تبریک بگوییم و آرزو کنیم که در سال و قرن جدید هم مسئولین همین طور مثبت و منطقی به معلولین نگاه کنند و همیشه در مسیر حل مشکلات کشور روی ما حساب ویژه ای باز کنند. ما نیز قول می دهیم سطح توقعاتمان از مسئولین را به طور منطقی تنظیم کنیم و سعی کنیم با قناعت به پیشرفت سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی کشورمان کمک کنیم و هی به این عزیزان گیر ندهیم. از جناب سرمدی و هاشمی هم تشکر می کنیم که هستند و قرار است به ما عیدی درست و حسابی بدهند تا در راستای کمک به پیشرفت کشور، کمتر سختی بکشیم. فقط رسید تراکنش را هم برایمان بفرستید که متوجه شویم از طرف شماست؛ چون ممکن است با مبالغ احتمالی که از طرف مسئولین به حسابمان واریز می شود، اشتباه بگیریم.

امضا: یخ نکنی نمکدون!.

دانلود نسخه ی صوتی نوشته.

منبع: ماهنامه ی نسل مانا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + یازده =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *