از خط استارت تا خانه ی بخت برای دختر دونده ی نابینا در پارالمپیک توکیو

نقل و نبات عروسی بر سر دونده نابینای پارالمپیک: رویداد پارالمپیک، بیش و پیش از آن که آوردگاهی برای جنگ های مرسوم ورزشکاران بر سر مدال های طلا، نقره یا برنز باشد، جایی است برای نشان دادن توانمندی ها و تحکیم و تبلور دوستی ها و فرهنگسازی و تقویت اعتماد به نفس و مواردی از این دست. در پارالمپیک کسی بازنده نیست و هر کس با هر میزان از توانمندی، به هر حال چیزی برای سوغات بردن از محل رقابت ها پیدا می کند. یکی با یک یا چند مدال که بر گردنش آویخته به کشورش باز می گردد، یکی دیگر هم ممکن است به جای مدال، دست دلدارش را توی دست بگیرد و به خانه برگردد. تعجب نکنید. از این اتفاق ها در پارالمپیک کم نیفتاده. این یکی هم اولی که نبوده؛ طبعاً آخری هم نخواهد بود.

راویان اخبار اینطور حکایت و روایت می کنند که گویا سور و سات عروسی در رقابت های دوی سرعت کلاس T11 نابینایان جفت و جور شده است. عروس خوشبخت قصه ما اسمش «کیولا نیدرایا پریرا سمیدو» (Keula Nidreia Pereira Semedo) است. البته تلاش می کنیم تا پایان این نوشته دیگر اسمش را نیاوریم که نوشتن این اسم پرتغالی عجیب و غریب هم برای خودش عذابی الیم است. اتفاقی که برای او در پارالمپیک توکیو رخ داده باعث شده احتمالاً بسیاری از ما برای اولین بار اسم کشورش را بشنویم؛ او اهل کشور کوچک و ناشناخته جمهوری کِیپ وِرد است. کشوری با جمعیت حدودی ۵۵۰ هزار نفر و متشکل از ده جزیره در قلب اقیانوس مرکزی و در ۵۷۰ کیلومتری آفریقای غربی که در فارسی گاه به آن «دماغه سبز» هم گفته می شود. عروس قصه ما در ۲۵ ژوئیه ۱۹۸۹ در کیپ ورد به دنیا آمده و حالا که ۳۲ سال دارد، برای بار نخست صلاحیت شرکت در رقابت های پارالمپیک را به دست آورده است. او در دو ماده صد و دویست متر نابینایان در این رقابت ها شرکت کرده بود و اتفاقاً در هر دو رقابت هم در مرحله نیمه نهایی از رسیدن به فینال باز ماند. اما شاید حالا دیگر این ناکامی زیاد برایش مهم نباشد؛ چه، در پایان رقابت دویست متر بود که اتفاق هیجان انگیز زندگی اش رخ داد. چند دقیقه بیشتر نگذشته بود از پایان رقابت  نیمه نهایی دویست متر. کیولا نیدرایا هم آخرین مسابقه اش را با عنوان چهارمی به پایان رسانده بود و احتمالاً توی ذهنش داشت به چگونگی جمع و جور کردن چمدان و مرتب کردن سوغاتی هایی که خریده بود فکر می کرد که اتفاق به وقوع پیوست؛ «مانوئل آنتونیو»، کسی که در طول این رقابت ها به عنوان دونده همراه راهنمایی کیولا را به عهده داشت، در حضور دوستان و هوادارانش زانو زد و از او خواستگاری کرد و او هم در میان فریاد شادی رفقا و تماشاچیان، با یک پاسخ مثبت، مانوئل را خوشحال کرد. زوج قصه ما هم با دلی خوش و احتمالاً راضی از نتایج پارالمپیک، خوشحال و خندان به خانه برگشتند.

منبع: ایران سپید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − یک =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *