نویسنده: سارا شاهپورجانی
منبع: پنجاه و سومین شماره ماهنامه ی نسل مانا
مقدمه
یادگیری یک زبان جدید، برای بسیاری از افراد مسیری چالشبرانگیز است؛ مسیری که نیازمند زمان، تمرین و پشتکار است. این مسیر برای افرادی که همزمان با آسیب بینایی نیز مواجه هستند، میتواند پیچیدهتر و پُرچالشتر باشد؛ بهویژه، زمانی که تجربه مهاجرت و زندگی در محیطی با زبان ناآشنا نیز به آن اضافه شود.

در چنین شرایطی، برنامههای آموزش زبان انگلیسی برای غیر انگلیسی زبانان (ELL – English Language Learning) نقش مهمی در ایجاد فرصتهای برابر ایفا میکنند. این برنامهها با تمرکز بر مهارتهایی مانند خواندن، نوشتن، گفتار و درک شنیداری، به افراد کمک میکنند تا بتوانند در محیطهای آموزشی، شغلی و اجتماعی حضور فعالتری داشته باشند.
در این شماره از نشریه نسل مانا، با اپیزودی از پادکست «Blind Abilities» از مجموعه هدلی همراه میشویم که در آن، ابی میلند، متخصص آموزش زبان انگلیسی در سازمان خدمات دولتی نابینایان مینهسوتا، از تجربههای خود در آموزش زبان به افراد نابینا و کمبینا میگوید. این گفتوگو نگاهی نزدیک به چالشها، روشهای آموزشی و تأثیر یادگیری زبان در افزایش استقلال و کیفیت زندگی این افراد دارد.
جف: به پادکست «Blind Abilities» خوش آمدید. امروز با ابی میلند، متخصص آموزش زبان انگلیسی از سازمان خدمات نابینایان مینهسوتا همراه هستیم؛
ابی! خوش آمدی.
ابی: ممنونم، خیلی خوشحالم که اینجا هستم.
جف: کمی درباره نقش خودت و کلاسهای ELL بگو.
ابی: من بهعنوان متخصص آموزش زبان انگلیسی فعالیت میکنم. بخشی از کارم تدریس است و بخشی دیگر، همکاری با نهادها و مدارس برای کمک به مراجعان در مسیر اشتغال و استقلال؛ کلاسهای ELL با کلاسهای معمول متفاوتاند؛ این کلاسها برای افرادی است که زبان اولشان انگلیسی نیست و ما مهارتهایی مثل خواندن، نوشتن، گفتار و شنیدن را آموزش میدهیم تا آنها بتوانند وارد آموزش رسمی یا بازار کار شوند.
جف: دانشآموزانی که با آنها کار میکنی چه کسانی هستند؟
ابی: بیشتر آنها بزرگسالانی از کشورهای مختلف هستند که برای فرصتهای بهتر، آموزش و ثبات به آمریکا آمدهاند. برخی از آنها، از کشورهایی میآیند که سالها درگیر بیثباتی یا ناآرامی بودهاند و گاهی آسیب بیناییشان هم، نتیجه همین شرایط یا نبود دسترسی به خدمات درمانی مناسب است.
جف: آموزش این افراد چه چالشهایی دارد؟
ابی: یکی از چالشها این است که آموزش زبان در سطوح ابتدایی معمولاً با تصویر انجام میشود؛ اما این روش، برای دانشآموزان من کاربردی نیست؛ بنابراین، از صدا و اشیای واقعی استفاده میکنم.
چالش دیگر، وجود همزمان آسیب شنوایی در برخی افراد است که تشخیص واژههای مشابه را دشوار میکند. بریل میتواند کمک کند، اما مسئله سوادآموزی مطرح میشود؛ بسیاری از زبانآموزان مهارت خواندن در زبان خود یا انگلیسی را ندارند. در این شرایط، همزمان با زبان، بریل پایه و مهارتهای سوادآموزی را هم آموزش میدهم.
از طرف دیگر، سواد دیجیتال هم محدود است. برخی تجربه کار با فناوری ندارند و بعضی زبانها، در صفحهخوانها پشتیبانی نمیشوند؛ بنابراین، یادگیری انگلیسی برای استفاده از فناوری ضروری میشود.
جف: روشهای آموزشیات چطور است؟
ابی: بیشترِ آموزش من، مبتنی بر صداست؛ متون را میخوانم، سؤال میپرسم و گفتوگو میکنیم. در سطوح بالاتر، فعالیتهایی مثل ایفای نقش و ارائه داریم که کاملاً شفاهی است.
برای سطح مقدماتی، از اشیای واقعی استفاده میکنم؛ مثلاً برای آموزش واژگان مدرسه، وسایلی مثل کتاب و خودکار را همراه میآورم و آن را با مفاهیم گرامری ترکیب میکنم. مثلاً کتاب را روی میز میگذارم و میگویم «کتاب روی میز است» و بعد با تغییر موقعیت، مفهوم را تمرین میکنیم.
این کار به زبانآموزان کمک میکند مفاهیم را از طریق لمس و تجربه درک کنند، نه صرفاً تصویر.
اگر دانشآموزی بریل بداند، جملههای نمونه را برایش مینویسم و از او میخواهم خودش هم جمله بسازد.
جف: اگر کسی همزمان بریل و انگلیسی را یاد بگیرد چه؟
ابی: معمولاً مدتی بهصورت فردی با او کار میکنم؛ از الفبا، اعداد و نشانهها شروع میکنیم. اگر پیشزمینه خواندن داشته باشد، سریعتر پیش میرود. در غیر این صورت، آموزش صداها و مهارتهای پایه خواندن را هم اضافه میکنیم.
جف: آیا لحظهای بوده که پیشرفت دانشآموزی برایت خیلی ملموس باشد؟
ابی: بله، زیاد؛ اما یکی از تأثیرگذارترین لحظهها، زمانی است که ناگهان شروع به صحبت کردن میکنند. این تغییر گاهی خیلی سریع به نظر میرسد.
همچنین وقتی احساس میکنند دیگر در برخی موقعیتها به مترجم نیاز ندارند، اعتماد به نفسشان بالا میرود. برای من خیلی خوشحالکننده است وقتی مشاوران به من میگویند، توانستهاند بدون مترجم با دانشآموزانم صحبت کنند. این اتفاق بارها افتاده و واقعاً دلگرمکننده است؛ چون نشان میدهد، آنها به اندازهای اعتماد به نفس پیدا کردهاند که تلاش کنند، اشتباه کنند و از زبانی که یاد گرفتهاند استفاده کنند.
جف: کلاس جای خوبی برای این تجربه است.
ابی: دقیقاً؛ باید فضایی امن باشد تا بتوانند بدون ترس تمرین کنند.
جف: درست است. چطور با دیگران مثل مشاوران، معلمانِ افراد دارای آسیب بینایی یا حتی اعضای خانواده همکاری میکنی، تا از دانشآموزانت حمایت شود؟
ابی: همکاری، بخش مهمی از کار من است؛ با مشاوران، معلمان و بخش بریل در ارتباط هستم تا منابع مناسب فراهم شود. با خانوادهها هم برای مسائل روزمره یا هماهنگیها تعامل داریم. این همکاریها کمک میکند، زبانآموزان تجربه بهتری داشته باشند.
جف: این واقعاً جالب است. احتمالاً دانشآموزان در خانه با زبانی غیر از انگلیسی صحبت میکنند و باید تمرینها را تا حد زیادی بهتنهایی انجام دهند.
ابی: بله، دقیقاً؛ آنها حتماً تمرینهایی برای انجام در خانه دارند. سعی میکنم تکالیفی بدهم که بتوانند خارج از کلاس تمرین کنند و درست است، اگر اعضای خانواده انگلیسی بلد نباشند، دانشآموزان باید تا حد زیادی بهصورت مستقل کار کنند.
جف: البته احتمالاً نوعی کار گروهی هم شکل میگیرد؛ شاید آنها در خانه به خانوادهشان هم چیزهایی یاد بدهند.
ابی: بله، این هم ممکن است. گاهی خودم هم به این فکر میکنم که آیا اعضای خانواده هم، در حال یاد گرفتن بخشی از این مطالب هستند یا نه.
جف: حتماً حس خوبی دارد که بتوانی چند کلمه یاد بگیری، مخصوصاً وقتی در محیطی هستی که نمیتوانی ارتباط برقرار کنی. این آموزشها واقعاً به پر کردن این فاصله کمک میکنند.
ابی: قطعاً همینطور است.
جف: اگر کسی بخواهد از این خدمات استفاده کند، چه باید بداند؟
ابی: بسیاری از ما اهمیت زبان مشترک را بدیهی میدانیم، اما این موضوع در زندگی روزمره بسیار تعیینکننده است؛ از کار و تحصیل تا خدمات درمانی؛ این حمایتها میتواند تأثیر بزرگی داشته باشد. یادگیری زبان سخت است، اما ممکن است؛ نباید مانعی برای موفقیت باشد.
یادداشت مترجم
تجربهای که در این روایت مطرح میشود، هرچند در بستری متفاوت شکل گرفته، اما بسیاری از چالشهای آن برای افراد دارای آسیب بینایی در ایران نیز آشناست. محدودیت در دسترسی به منابع آموزشی و فناوریهای کمکی، همچنان از مسائل مهم در این حوزه است.
با این حال، انتشار چنین تجربههایی در نشریه نسل مانا میتواند به افزایش آگاهی، تقویت گفتوگو و درک بهتر نیازها و ظرفیتهای افراد نابینا و کمبینا کمک کند. هر روایت، میتواند نقطه شروعی برای مسیری هموارتر باشد.
نویسنده: Hadley Presents Podcast Team
گردآوری از وبسایت: HadleyHelps.org
مترجم: سارا شاهپورجانی
منبع: نسل مانا
