بالا و پایین های دنیای آکادمیک موسیقی برای نابینایان از زبان داوود جعفری موسیقیدان نابینا

نویسنده: میرهادی نائینی زاده: دانشجوی دکتری پژوهش های  قرآنی

داوود جعفری، موسیقیدان نابینا، از سن ۷ سالگی و با زدن ساز آکاردئون فعالیت موسیقایی خود را آغاز کرد. وی پس از نواختن ساز های ویولن و کمانچه و با دانستن این که می تواند در رشته موسیقی کلاسیک به تحصیل بپردازد، از سال سوم دبیرستان خود مبادرت به آموختن پیانو کرد. در سال ۱۳۷۹ در رشتهٔ نوازندگی پیانو وارد دانشگاه هنر تهران شد و پس از فارغ التحصیلی در دوره کارشناسی، در رشته آهنگسازی موفق به اخذ کارشناسی ارشد شد. در میانهٔ تحصیل خود به خاطر بورس تحصیلی که از دانشگاه موتزارتیوم سالزبورگ در اتریش دریافت کرد راهی آنجا شد و پس از یک ترم تحصیل به ایران بازگشت. این موسیقیدان فرهیخته از سال ۱۳۹۷ بعد از مدتی کار توانست به کنسرواتوار ترینیتی لابان در شهر لندن راه یابد و پس از اخذ دومین کارشناسی ارشد خود در رشتهٔ آهنگسازی، از شهریور ماه دورهٔ دکتری خود را در همین رشته آغاز می کند.

*جناب آقای جعفری، از حضورتان در این گفت و گو بسیار ممنونم.

من هم خدمت تمام دست اندرکاران و مخاطبین مجله مانا سلام عرض می کنم. امیدوارم گفت و گوی سازنده و مفیدی داشته باشیم.

*به عنوان سؤال اول، در باره تفاوت های نگاه آکادمیک به موسیقی و نگرش غیر علمی به این مقوله با ما صحبت کنید.

با توجه به تجربهٔ بیست سالهٔ من در تدریس موسیقی، به نظر می رسد نقطهٔ شروع مناسبی را برای بحث انتخاب کردید. موسیقی آکادمیک دارای چند ویژگی است: در وهله اول ما علاوه بر سر و کار داشتن با مقولهٔ عملی موسیقی که همان ساز زدن باشد، با تئوری های موسیقی مواجهیم؛ این تئوری ها اساس کار موسیقی آکادمیک را مانند هر علم دیگری- تشکیل می دهند. دومین تفاوت میان این دو رویکرد به موسیقی این است که در رویکرد آکادمیک ما با یک روند مشخص تحصیلی رو به رو هستیم که از یک نقطهٔ آ به سمت یک نقطهه ب حرکت می کنیم و همان نقطه ب ما می تواند دوباره آغازگر حرکت به سمت نقطه پ باشد. از لحاظ اقتصادی نیز نمی توان درآمد این دو نگرش به موسیقی را از نظر من با هم مقایسه کرد.

بسیاری از افراد نابینا، با داشتن دلایل مختلف، به سمت موسیقی کشیده می شوند؛ اما تعداد کسانی که این رشته را به صورت آکادمیک ادامه می دهند بسیار کم است. شاید بشود گفت دو درصد افرادی که به موسیقی گرایش دارند وارد آکادمی می شوند.

*آقای جعفری گفتید که با ساز آکاردئون فعالیت موسیقایی خود را آغاز کردید. چه عواملی باعث شد تا این ساز برای شما انتخاب شود؟

باید صادقانه بگویم: این انتخاب را خانواده برای من انجام داد. خانوادهٔ من معتقد بود من به خاطر این که دارای شرایط ویژه ای هستم باید توانایی بیشتری نسبت به همسالانم داشته باشم. اینجا جا دارد از استاد اسدی که در مدرسه شوریده گروه سرودی تشکیل داده بودند کمال تشکر را داشته باشم. وقتی کلاس آمادگی بودم در این گروه سرود آکاردئون می نواختم.

*در ادامه سؤال قبل، می خواستم بپرسم اگر خانواده ای کودک نابینای خود را برای تحصیل موسیقی پیش شما بیاورد، آیا شما همان ساز آکاردئون را به آن ها پیشنهاد می کنید؟

ابتدا باید بگویم: باید علاقه در وجود کسی که می خواهد موسیقی یاد بگیرد وجود داشته باشد. ایجاد علاقه کار دشواریست و شاید نشود این کار را به خوبی انجام داد. پس از این مرحله به باور من انتخاب ساز کاملاً بستگی به خود نو آموز دارد؛ او باید صدای ساز های مختلف را بشنود و آن ها را لمس کند و یکی از آن ها را برای خود انتخاب کند.

با اینکه انتخاب ساز به عهدهٔ خود هنرجو باید باشد، من به عنوان یک معلم موسیقی یک استثنا را برای هنرجویان قائل هستم. به نظر من همهٔ کسانی که می خواهند با موسیقی به طور حرفه ای برخورد کنند بهتر است یک دورهٔ عمومی پیانو را پشت سر بگذارند تا دچار بسیاری از پیچیدگی هایی که در کاربرد موسیقی وجود دارد نشوند.

*آقای جعفری: با توجه به سابقه و تجربه شما در تحصیل و تدریس موسیقی، چه تفاوت هایی را می توانید میان این فرآیند برای نابینایان و سایر هنرجویان قائل باشید؟

از نظر من اگر مسائل تکنیکی از طرف معلم دانسته شود، تفاوت زیادی نمی توان در میان این دو قشر مطرح دانست. من خودم وقتی شاگرد بینا دارم به آن ها اجازهٔ نگاه کردن به کلاویه  های پیانو را نمی دهم.

اما یک لازمهٔ مهم که اگر وجود نداشته باشد از نظر من کار نمی تواند آنچنان که باید پیش برود، لزوم آموزش نت نویسی به خط بریل است. من به عنوان یک معلم موسیقی بر این باور هستم که اگر در عصر حاضر و با وجود امکانات رایانه ای امکان تحصیل تا مقطع دکتری در هر رشته ای میسر باشد، در رشتهٔ موسیقی بدون مسلح بودن به سلاح خط بریل چنین امکانی وجود ندارد. نت نویسی بریل فرآیندی پیچیده است و من اقرار می کنم ۷۰ درصد آن را بلدم و هر وقت به مشکل بر می خورم باید به دیکشنری های نت نگاه کنم. این سختی از آنجا ناشی می شود که نت نویسی مبتنی بر نظریه های علم موسیقی است. من به ویژه از افراد نیمه بینا -که شاید به خط بریل نیازی نداشته باشند- خواهش می کنم حتماً خط بریل را برای ورود به موسیقی بیاموزند تا در مراحل پیچیدهٔ آن دچار مشکلات فراوان نشوند.

*آیا امکان دارد در باب مشکلاتی که عدم یاد گیری نت نویسی بریل به وجود می آورد بیشتر توضیح بدهید؟

برای یادگیری ساز های غربی، هارمونی، و سولفژ، از یک جا به بعد پیچیدگی ها آنقدر زیاد می شوند که امکان ندارد بدون خط بریل پیش رفت. افراد نیمه بینا با درشت کردن نت ها برای خود سعی در یادگیری آن ها دارند؛ این کار هم به چشمشان آسیب می زند و هم از یک جایی به بعد دیگر امکان پذیر نیست. پس باز هم از همهٔ کسانی که می خواهند وارد عرصهٔ موسیقی آکادمیک بشوند تقاضا می کنم خود را به سلاح بریل مجهز کنند.

*برگردیم به زندگی حرفه ای شما. در سال سوم دبیرستان چه عاملی باعث شد تا رویکرد آکادمیک را برای ادامه زندگی موسیقایی خود انتخاب کنید؟

دو عامل مهم وجود داشت که مرا به این سمت رهنمون کرد. ابتدا علاقهٔ شخصی من به دوگانهٔ عملی-نظری برای یادگیری فنون متفاوت و عامل دوم ترجیح اقتصادی رشتهٔ موسیقی به سایر رشته هایی که افراد نابینای دیگر وارد آن می شوند و به خاطر شرایط اجتماعی کشور نمی توانند از توانایی آکادمیک خود بهره کافی اقتصادی را ببرند.

*شما زمانی وارد رشتهٔ موسیقی شدید که بیشتر نابینایان این مسیر را برای ادامه تحصیل انتخاب نمی کردند؛ لطفاً از موانع و مشکلاتی که بر سر راهتان وجود داشت برای مخاطبین ما صحبت کنید.

اولین مشکلی که من با آن رو به رو بودم، عدم مناسبسازی کنکور هنر برای نابینایان بود. در سال ۱۳۷۸ من با رفتار خوبی از سمت سازمان سنجش مواجه نبودم؛ ریاست بخش آزمون سازی وقت سازمان مستقیماً به من گفت: همین که از کنکور هنر محروم نمی شوی باید خدا را شکر کنی. ما برای مناسب سازی آزمون نمی توانیم کار خاصی انجام دهیم. در همینجا می خواهم به کسانی که قصد شرکت در آزمون هنر را دارند توصیه کنم درس های عمومی و درس های مربوط به موسیقی در این رشته را بیش از همهٔ دروس جدی بگیرند.

به عنوان اولین نابینایی که در ایران وارد رشتهٔ موسیقی می شدم مشکلات عدیده ای پیش روی من بود. مثلاً این مشکل که چگونه بتوانم به خط بریل هارمونی بنویسم. باید از تمام اساتید بزرگوار دانشگاه هنر تهران قدردانی کنم؛ به عنوان نمونه استاد بزرگ سولفژ- استاد شریف لطفی- به من اجازه می دادند ماشین پرکینز در کلاس به همراه خود ببرم و از تمام دانشجو ها می خواستند تا اجازه دهند من آنچه باید را بریل کنم. من بعد از ۹ بار خواندن هارمونی تازه کشف کردم چگونه می شود آن را به خط بریل تعریف کرد.

مشکلات به خاطر حضور نابینایان بیشتری که وارد عرصهٔ موسیقی آکادمیک می شوند کاهش داشته است؛ اما هنوز هم برخی از آن ها به قوت خود باقی هستند. من در وبسایت خود در حال تدوین برنامه ای هستم تا بتوانم تجربه های خود را در اختیار علاقه مندان نابینا قرار دهم تا آن ها بتوانند با اطلاع بیشتری وارد این عرصهٔ آکادمیک شوند.

*آیا مطلعید هنوز موانع مذکور در آزمون هنر به قوت خود باقی هستند؟

بله همچنان وجود دارند و اگر وجود نداشته باشند جای تعجب است. این مشکلات در آزمون کارشناسی ارشد بیشتر هم می شود. من از افراد نابینایی که تصمیم گرفته اند وارد این دوره شوند می خواهم یک منشی به همراه خود ببرند که بتواند ظرافت های موسیقایی و خط موسیقی را درک کند و سؤال را به درستی برایشان بخواند. باید توجه کنیم ما نابینایان فقط خودمان یاریگر خودمان هستیم و کسی قصد همکاری بیش از چیزی که باید را برای ما ندارد.

*شما در خلال صحبت های خود از بچه ها خواستید که منشی خود را انتخاب کنند: با توجه به تجربه هایی که دارید، آیا سازمان سنجش چنین اجازه ای را به ما می دهد؟

باید اشاره کنم: به طور قانونی در دوره کارشناسی چنین امکانی وجود ندارد؛ اما با مساعدت انسانی رؤسای حوزه و دادن این تضمین که این فرد تحت نظارت شما فقط پرسش های موسیقی را برای من می خواند این اتفاق افتاده است.

دربارهٔ آزمون کارشناسی ارشد باید بگویم سازمان سنجش مجبور به پذیرش استفاده از منشی متخصص یا لا اقل آشنا به فن موسیقی شد؛ زیرا خواندن سؤالات موسیقی از عهده سایرین خارج بود. این نکته نیز شایان توجه است که در سایر رشته ها مساعدت بیشتری برای نابینایان از طرف سازمان سنجش صورت می گیرد؛ اما ماهیت رشتهٔ موسیقی و عدم توجه صحیح به مقولهٔ هنر از سوی مسئولین امر، دو عاملی هستند که همچنان وجود بسیاری از مشکلات را پابرجا نگه می دارند.

*امکان دارد در باره همکاری های بیشتری که از طرف سازمان سنجش نسبت به دورهٔ شما انجام می گیرد صحبت کنید؟

من به خاطر ارتباط کاملی که با مقولات دانشگاهی و کنکوری دارم از ریز جزئیاتی که برای آزمون ها اتفاق می افتد با خبرم. همانطور که گفتم تن ها اتفاق مثبت این بوده است که امکان حضور منشی منتخب، با مذاکرات پیشا کنکوری برای افراد نابینا فراهم شده است.

*شما در باره همکاری برخی اساتید در دانشگاه صحبت کردید: اما می خواهم در بارهٔ موانع تحصیلی که در دورهٔ دانشگاه پیش روی شما بود و احیاناً شما را از سایر همکلاسان غیر نابینایتان عقب می انداخت با ما گفت و گو کنید؟

بزرگ ترین مانع ما این بود که دسترسی به منابع قابل استفاده برای ما در حد صفر نبود؛ زیر صفر بود. کتاب های بریل نت و پارتیتور مطلقاً وجود نداشت. البته اکنون هم فضا خیلی تغییر نکرده است؛ به استثنای مکاتباتی که با مراکز بین المللی میسر شده و کتاب های ناکافی که به خط بریل در این زمینه تولید شده اند، اتفاق خیلی مهمی نیفتاده است. در اینجا قصد دارم مژده ای به تمام علاقه مندان به حوزهٔ موسیقی بدهم: من به سهم خود به یکی از هنرجویان بینای خود آموزش ضبط نت به شیوهٔ استاندارد را دادم و تعداد قابل توجهی کتاب نت به کمک او ضبط شد؛ از آنجا که این کتاب های ضبط شده با استاندارد های نت نویسی بریل همگام هستند، امکان برگرداندن آن ها به خط بریل کاملاً میسر است. باید توجه کرد که مراکز تهیه کتاب های عمومی برای نابینایان قادر نیستند چنان که باید کتب تخصصی موسیقی را برای افراد نابینا ضبط یا تولید کنند و این کار همانطور که پیشتر اشاره کردم تسلط کافی به مبانی موسیقی را می طلبد.

*آیا مشکل تازه ای در زمان ورود شما به دوره کارشناسی ارشد برایتان پیش آمد؟

از جایی که من وارد رشتهٔ آهنگسازی شده بودم و تعداد کمی از نابینایان در سراسر دنیا به این رشته اقبال نشان می دهند، مشکلات من دوچندان شد. اینجا قصد دارم توصیه ای به علاقه مندان ورود به رشتهٔ موسیقی داشته باشم. ما باید هم توانایی خود در باب تئوری های موسیقی را دو چندان کنیم و هم از توانایی گوش خود در تشخیص صحیح موضوعات مورد بحث بیشتر استفاده کنیم.

*وقتی از تأثیر گوش بر روند کار موسیقی صحبت می کنید، یک پرسش عمومی به ذهن من می رسد. به عنوان یک موسیقیدان، آیا با این فرضیه که گوش افراد نابینا نسبت به سایرین بهتر کار می کند موافقید؟

در پاسخ شما می توانم بگویم: این دقیقاً مانند ورزشکاری است که بازو های خود را با ممارست قوی می کند؛ گوش ما نابینایان، به واسطهٔ استفادهٔ بیشتری که از آن می کنیم، نسبت به گوش افراد بینا قوی تر میشود و این هیچ ربطی به مسائل فرا علمی ندارد. باید خاطر نشان کنم این هم که تمام بار فعالیت موسیقایی خود را به عهدهٔ گوش بگذاریم صحیح نیست. گوش خوب مانند زمین حاصلخیزی عمل میکند که باید در آن بذر نظریه های موسیقی توسط معلمین کارآمد کاشته شود.

*اگر نو آموزی از شما بپرسد که: من وقتی می توانم صدای سازی را در بیاورم و از آن کسب درآمد هم داشته باشم، چرا باید تن به دشواری های آموزش آکادمیک موسیقی بدهم، پاسخ شما چیست؟

اتفاقاً پاسخ من به این افراد این است که میزان درآمدی که از طریق حضور در آکادمی برای من داوود جعفری متصور است به مراتب بیش از داشتن یک شاگرد مبتدی یا ساز زدن در یک مجلس مشخص می تواند باشد. من در دوران کرونا هیچ کدام از شاگردان خود را از دست ندادم؛ زیرا روی کسانی سرمایه گذاری کرده بودم که نگاهشان به موسیقی حرفه ایست. این در حالی است که اگر شما بخواهید شاگردان مبتدی داشته باشید حذف معلم موسیقی می تواند جزء اولین اولویت های آن ها باشد. از طرف دیگر، نگرش آکادمیک من به موسیقی مرا به سمت تدریس در دانشگاه رهنمون ساخت. به نظر می رسد شأن اجتماعی و میزان درآمد تدریس دانشگاهی با نوازندگی در یک مجلس عروسی قابل قیاس نباشد.

یکی دیگر از امکانات درآمدی که نگرش آکادمیک به موسیقی برای من فراهم آورده است، شرکت در کنسرت ها و گروه های موسیقی برای تهیهٔ آلبوم های موسیقی است که میتوان گفت عایدی قابل توجهی هم برای من داشته است.

*شما چند سال است که مشغول به درآمدزایی از راه موسیقی هستید و چه مشکلات و موانعی پیش پای شما برای رسیدن به جایگاهی که اکنون دارید قرار داشته است؟

من به دلیل علاقهٔ شخصی که به تدریس داشتم از همان ترم اول دانشگاه این کار را شروع کردم؛ از طرفی باید توجه داشت فرآیند مطالعهٔ موسیقی در همه جای دنیا به صورت خصوصی دنبال میشود و برای آن باید هزینه  های زیادی متقبل شد. من دانشجوی دانشگاه دولتی بودم ولی می توانم اقرار کنم بیش از یک دانشجوی دانشگاه های غیر دولتی برای این کار هزینه کرده ام. ممکن است این پرسش پیش بیاید که: پس چه نیازی به حضور در دانشگاه برای مطالعهٔ موسیقی داریم؟ پاسخی که من می دهم دو بخش دارد: یکی اینکه نظریات موسیقی چیزی نیستند که بشود در کلاس های خصوصی آموخت. دوم اینکه علم موسیقی آنقدر سخت هست که نشود در کنار یک علم دیگر آن را تجربه کرد.

من طی این ۲۰ سالی که تجربهٔ تدریس را دارم می خواهم به تمام متقاضیان حضور در عرصهٔ موسیقی بگویم: باید بدانید که قدم در راهی طولانی و البته پر هزینه می گذارید که البته می تواند برای شما درآمد خوبی داشته باشد. به این کار به چشم یک حرفه نگاه کنید و آن را به درستی پیگیری کنید. من برای شاگردانم مثالی دارم: میگویم حتی اگر می خواهید دزد شوید، این کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهید.

*به عنوان یک معلم خبره در موسیقی، می توانید بگویید کسی که می خواهد تازه وارد عرصهٔ موسیقی شود تقریباً چقدر باید هزینه کند؟

هزینه ای که باید متحمل شود ابتدا به سازی بستگی دارد که می پسندد؛ طبعاً هزینهٔ خرید یک سه تار با یک پیانو تفاوت چشمگیری دارد. دومین موردی که باید مد نظر باشد انتخاب معلمی است که می خواهد تدریس موسیقی را عهده دار باشد. این امکان وجود دارد که یک معلم غیر حرفه ای با هزینهٔ اندک به شما تدریس کند؛ اما شما نمی توانید از او انتظار زیادی داشته باشید. باید بگویم هزینهٔ یک معلم حرفه ای موسیقی کمتر از ساعتی ۲۵۰۰۰۰ تومان نیست.

*اگر دوست داشتید به این سؤال پاسخ ندهید. میزان درآمد شما با توجه به سابقهٔ کاریتان در ماه چقدر است؟

من به واسطهٔ تحصیل نمی توانم کار تمام وقت داشته باشم و با دو روز و نیم کار می توانم ماهانه بین ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومان درآمد داشته باشم. باز باید تأکید کنم این میزان درآمد با ممارست فراوان و تحمل هزینه های زیادی به دست آمده و پایداری و ممارست لازمهٔ کسب هر گونه درآمدزایی در عرصهٔ موسیقی است. این مجموعه درآمدی است که من از تدریس به دست می آورم. می توان به آن درآمد حضور در کنسرت ها و سفارش آهنگسازی را نیز افزود که به دلیل ناپایداری آن ها از بیان آن ها خودداری کردم.

*جناب جعفری گرامی: اگر در پایان مطلبی هست که من از آن غفلت کردم، به عنوان سخن پایانی آن را مطرح فرمایید.

به عنوان سخن پایانی می خواهم دو نکته عرض کنم: اول این که من با علاقهٔ تمام حاضرم تجارب خود را در اختیار همهٔ دوستان نابینا قرار دهم و به آنها در هر کجای دنیا که باشم، مشاوره دهم. دوم این که از همهٔ افراد نیمه بینایی که می خواهند کار جدی موسیقی را دنبال کنند خواهش می کنم حتی اگر صرفاً برای این کار باشد مبادرت به یادگیری خط بریل کنند. تجربه نشان داده است که درشت کردن نت ها همانطور که پیشتر گفتم نمی تواند راه مناسبی برای این افراد باشد؛ به عنوان نمونه وقتی نور سالن چنان که باید نیست، آن ها نمی توانند به درستی نت ها را ببینند و ساز بزنند.

*به عنوان حسن ختام این گفت و گو از همهٔ شنوندگان دعوت می کنم یکی از قطعات ساخته شده توسط آقای جعفری را بشنوند. قطعه ای به نام مرثیه ی بهار که یک کوارتت برای ساز های زهی است. برای شنیدن این قطعهٔ زیبا پادکست این شماره را از دست ندهید.

دانلود

منبع: ماهنامه ی مانا.

توسط شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 16 =

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *