در پی جانِ جهان گردِ جهان میگردند/گزارشی از شهرک نمونه مدد جویان ایران

با برق خوشحالی چشمانش لنگ‌لنگان به طرفمان آمد و در دستان هنرمندانه‌اش، تابلویی را مقابلمان گرفت که روی آن معرق کاری شده بود: «در پی جانِ جهان گردِ جهان می‌گردم».
با لکنت گفت: کار خودِ خودم است، لکنتش آنقدر نبود که متوجه نشویم؛ مددجوی معلول ذهنی که بعد از چندسال تمرین و کار اینک تابلو هنری از خود به یادگار گذاشته است؛ اینجا، کارگاه آموزشی معرق واقع در «شهرک نمونه مددجویان ایران».
در کنار تابلو مؤسسه نیکوکاری و خیریه «ریحانه» تابلو بزرگ دیگری با عنوان «بزرگترین شهرک نمونه مددجویان ایران» قرار گرفته که بر سر عنوان آن (بزرگترین) چند دقیقه با رئیس این شهرک چانه زدیم و در نهایت با توجه به تعداد مددجویان و نوع خدماتی که یکجا در این شهرک ارائه می‌شود ما را قانع کرد این عنوان صحیح است.
اسلامشهر واقع در جنوب پایتخت، بزرگراه آزادگان به سمت جنوب، خروجی احمدآباد مستوفی، حسن‌آباد خالصه، جنب پمپ بنزین، نشانی این مرکز خیریه است که بنا بر اعلام رئیس آن افزون بر یکهزار مددجو را نگهداری می‌کند.
در یکی از روزهای گرم تابستان و بدون هماهنگی قبلی برای بازدید از این مؤسسه خیریه که گفته بودند از مراکز مهم و بزرگ مددجویان معلولان ذهنی کشور به شمار می‌رود عازم اسلامشهر شدیم؛ مؤسسه‌ای که کمتر شناخته شده است؛ حتی راننده و عکاس همراه ما (خبرنگاران ایرنا استان تهران) که در اسلامشهر سکونت دارند هم نام آن را نشنیده بودند.

پرس و جو کنان به مؤسسه رسیدیم و ابتدا با «محمد نیک‌اختر» رئیس این شهرک که زیر نظر مؤسسه نیکوکاری و خیریه ریحانه فعالیت دارد، ملاقت کردیم؛ مدیری که پس از سال‌ها خدمت در مسئولیت‌های مختلف در دوران بازنشستگی به اینجا آمده تا وقتش را صرف خدمت‌رسانی به مددجویان بهزیستی بویژه معلولان ذهنی کند.

مدیری که از ابتدا معلوم بود دل خوشی از خبرنگاران ندارد، ابتدای حضور ما در اتاقش حاضر نبود از پشت میزش جلو ما بلند شود و تلفنش را قطع کند و در خلال مصاحبه نیز از چند خبرنگار که قبلاً برای پوشش خبری به آن مؤسسه رفته و با انتشار اطلاعاتی غیرمستند مشکلاتی برایشان ایجاد کرده بودند گلایه و تاکید داشت که بعضی مواقع اگر اطلاع‌رسانی همراه با اطلاعات مستند و صحیح نباشد، می‌تواند مشکل ایجاد کند.

تعداد مانیتورهایی که دوربین‌های مداربسته بخش‌های مختلف مؤسسه را نمایش می‌داد چندبرابر مانیتور روی میزی بود که رئیس این مرکز با آن کار می‌کرد و آنجا بود که نیک اختر در خلال سخنانش توضیح داد این دوربین‌های مداربسته چقدر به کارش می‌آید و نظارت بر نحوه روند خدمات‌رسانی به مددجویان معلول را تقویت می‌کند.

 

اینجا زمان نمی‌گذرد

ابتدای بازدید و پیش از رفتن به بخش‌های ایزوله و سالمندی، وارد قسمت کارگاهی و آموزشی شدیم زیرا عقربه‌های ساعت داشت به زمان تعطیلی کارگاه (۱۲ ظهر) و وقت ناهار مددجویان نزدیک می‌شد از این رو بسرعت همراه یک کارشناس وارد بخش‌های مختلف کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی شدیم تا از نزدیک با مددجویان ذهنی هنرمند آشنا شویم؛ معلولانی که برخی از آنان مدال‌های مسابقات داخلی و جهانی‌شان را در گوشه گوشه اتاق آویزان کرده بودند و از آنها به عنوان افتخارات خود یاد می‌کردند. مسابقات معلولان ذهنی در رشته‌های مختلف با عنوان المپیک ویژه شناخته می‌شود.

در هر کارگاه آموزشی تعدادی میز و صندلی با لوازم مورد نیاز چیده شده بود و هر کدام از مددجویان مشغول خلق آثاری هنری بودند که با دیدن هر مهمانی در کلاس، بلند می‌شدند و بعد از سلام و احوالپرسی دسته‌جمعی با شور و هیجان به دنبال نشان دادن هنرهایشان بودند؛ هنرهایی که با افتخار آنها را معرفی می‌کردند.

کافی بود موقع معرفی کارهایشان به چشمانشان نگاه کنی؛ آمیزه‌ای از عشق، شوق و تلاش برای بیان بی‌کم و کاست ابعاددست‌آفرینش‌هایی که آنان، آنها را آفریده‌اند؛ انگار وقتی کارهای هنری‌شان را به یک غریبه معرفی می‌کنند، جان تازه ای در جسم و روحشان جان می‌گیرد و آدم کیف می‌کند اینهمه انگیزه و سرزندگی را در نگاه این هنرمندان می بیند.

در این کارگاه‌ها از طرح‌های ساده گرفته تا طرح‌های پیچیده که ساخته و پرداخته ذهنشان بود روی میزهایی چیده بودند؛ بله، واقعیت دارد خالق این آثار ارزشمند هنری مددجویانی هستند که شاید قدرت جسمی، حرکتی، تکلمی یا ذهنی مثل شهروندان عادی نداشتند اما با استعداد و تمرین نشان داده‌اند که هنرمند هستند، نه تنها تفاوتی با دیگران ندارند بلکه کارهای هنری ارزشمند و استانداردی را از خود به یادگار گذاشته اند.

مربیان می‌گفتند این آثار را در مناسبت‌های مختلف مثل اعیاد به خیران یا علاقه مندان می‌فروشند و عوائد آن را صرف همین مرکز می‌کنند.

در یکی از این کارگاه‌ها مددجویی که متولد سال ۱۳۶۶ بود و به گفته کارشناس کودکان استثنایی این مرکز از سن کودکی در شیرخوارگاه آمنه و از آن پس در مراکز مختلف نگهداری مددجویان زندگی‌اش را سپری می‌کند با خوشحالی به سمت ما آمد و گفت: من مداحم و می‌توانم برایتان بخوانم. او هم مثل سایر دوستانش به هر چه که داشتند هر چند اندک ولی بسیار افتخار می‌کردند و امیدی در دلشان روشن بود.

در گارکاه کامپیوتر نیز مددجوی دیگری نشسته بود که در صفحه کامپیوترش عکس حرم ثامن الحجج (ع) نقش بسته بود، تا کنارش ایستادم به من نگاه کرد و گفت: «من کلیپی از عکس‌های حرم امام رضا (ع) ساخته ام» براحتی می‌شد موج عشق و محبت به امام رضا را در چشمانش دید. از او پرسیدم به زیارت حرم امام رضا (ع) رفته‌ای؟ گاهی معصومانه اش را از من گرفت و سرش را پایین انداخت و جواب نداد. شاید کبوتر دلش را راهی حرم کرده بودم نتوانستم تا انتهای امتداد ذهنش را بخوانم که آیا رفته و در حسرت دوباره دیدن گنبد طلایی حرم است یا هنوز در انتظار زیارت اول؟. واقعاً کسی چه می‌داند در قلب و ذهن این معلولان ذهنی، این انسان‌های پاک خدا روی زمین چه می‌گذرد؟

 

هنر بی‌مثال

در کارگاه دیگر دختری که همه او را سمانه صدا می‌زدند تصویری زیبا، سیاه‌قلم از رخ زنی را طراحی کرده بود که در نگاه اول شک کردم آیا او هم کم‌توان ذهنی است یا نه؟ آنقدر به ظرافت سایه‌های چهره، خطوط چشم‌ها، ابروها و تارهای مو را نقش زده بود که انگار خالق آن چهره بود. یکی یکی طرح‌ها را ورق می‌زد و می‌گفت: همه اینها را من کشیده‌ام و زیرش اسم خودم را امضا کرده‌ام. طرح‌ها را نزدیک چهره اش می‌برد و به ما نشان می‌داد، پشت طرح‌های سیاه و سفیدش اما چهره‌ای ساده و رنگین از او نهفته بود.

عکاس خبرگزاری ایرنا که همراهمان بود از او پرسید می‌توانی هر چهره‌ای که به تو بدهند را براحتی چهره دوستانت طراحی کنی که پاسخ داد: بله که می‌توانم، برای کشیدن هر تصویر ۲ روز زمان می‌برد.

حکایت دیدار با این مددجویان در هر اتاق با هر مددجو خود مفصل و حاوی دقایقی است به اندازه شاید هر دقیقه چند ساعت، زیرا زمانی را که در این کارگاه‌ها با این افراد که از سنین کودکی تا بالای ۶۰ سال در بین آنان حضور داشتند، بودیم، حس نکردیم؛ انگار اینجا زمان را متوقف کرده باشند.

«ملائک قشونی» کارشناس کودکان استثنایی و مسئول مرکز آموزش این مرکز خیریه با اشاره به اینکه ۲۰۰ مددجو در رشته‌های مختلف سفال، معرق، سیاه قلم، صنایع‌دستی، کامپیوتر، گل‌سازی، قالی‌بافی و سایر رشته‌ها مشغول به آموزش هستند گفت: هر کدام از این مددجویان بعد از مشاوره و روانشناسی که روی آنان انجام می‌شود بر اساس میزان استعداد و هوششان در کلاس‌های هنری وارد می‌شوند و مدت آموزششان هم به توانمندی و یادگیری آنان بستگی دارد به گونه‌ای که فردی در ۲ ماه و فردی در ۶ ماه طول می‌کشد تا طرحی را درست کند.

قهرمانان بی‌ریا

وارد کارگاه دیگری شدیم که روی دیوارهای آن پر از حکم‌ها و مدال‌های قهرمانی بود که در این باره کارشناس کودکان استثنایی این مرکز توضیح داد: این مددجویان در رشته‌های مختلف ورزشی در اعزام به مسابقات جهانی مدل‌هایی از یونان و سوریه را کسب کرده‌اند.

قشونی به کسب مقام‌های جهانی مددجویان نیز اشاره کرد و گفت: پسران این مرکز موفق به کسب مقام اول در رشته والیبال در کشور چین، شهرهای پکن و شانگ های سال ۱۳۸۶، کسب مقام دوم در رشته هندبال در کشور امارات، شهر ابوظبی سال ۱۳۸۷، کسب مقام چهارم در رشته هندبال در کشور سوریه سال ۱۳۸۹، کسب مقام اول در رشته والیبال در کشور یونان، شهر آتن سال ۱۳۹۰ و کسب مقام اول در رشته فلورهاکی داخل سالن در کشور اتریش سال ۱۳۹۶ شده اند.

وی گفت: همچنین دختران مددجوی این مرکز مقام اول در رشته تنیس روی میز در کشور یونان سال ۱۳۹۰، مقام اول در رشته تنیس روی میز (دوبل) در کشور سوریه سال ۱۳۹۱، مقام اول در رشته بدمینتون در کشور سوریه سال ۱۳۹۱ و مقام اول در مسابقات قهرمانی والیبال المپیک ویژه در سال ۱۳۹۲ را کسب کردند.

کارشناس کودکان استثنایی اضافه کرد: در بخش انفرادی بهروز سهامی در هفدهمین دوره المپیک ویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا سال ۱۳۸۹ مقام سوم را کسب کرد.

وی خاطرنشان کرد: همچنین تعدادی از این مددجویان توانمند نیز در مسابقات داخل کشور مقام‌های اول تا سوم را در رشته‌های مختلف ورزشی کسب کرده‌اند.

 

تار و پود دارهای قالی و حصیربافی

در انتهای سالن که در هر گوشه آن جلوه‌ای از آثار هنری مددجویان مشهود بود، کارگاهی که در آن دارهای قالی قد وجود داشت نخ‌های رنگی گره شده به آنها طرح‌هایی از گل و گیاه را به تصویر می‌کشید؛ دستان هنرمندانی که نقش می‌زد و چاله‌های خالی را با نخ‌های ابریشمی پر می‌کرد نظرمان را جلب کرد وارد این کارگاه شدیم بی‌آنکه لحظه‌ای از قامت قالی‌اش چشم بردارد و حضور ما تمرکزش را بهم بزند با سرانگشتان ظریفش حلقه‌های رنگی را با ترسیمی از طبیعت و گل بوته‌ها نقش و نگار می‌زد، گویی نقش فرش را از نقشه ذهنش می‌زد؛ با قلاب تار و پود قالی را می‌گرفت و نخ به نخ آن را گره می‌انداخت. طرحی نیمه‌کاره و رج‌های نبافته‌ای که می‌گفت «ببین کمی مانده تا تمامش کنم، این گل‌ها که ببافم قالی دیگری باز می بافم». تابلو فرش‌هایی به دیوار کوبیده شده بود که گویی زاییده ذهن این مددجویان بود.

در داخل کارگاه حصیربافی یا همان بوریابافی سنتی و قدیمی که از نی‌های نیزارها سایبانی است بر خانه‌های این شهر، پیرزنی بود که در میان گره‌زنی نی‌ها، یواشکی با میل و قلاب و کاموایی از رنگ بنفش شال گردنی می‌بافت برای چه کسی؟ خدا می‌داند؛ اصلاً آیا کسی را داشت؟ آنقدر میان حصیربافی و شال گردن بافی مردد بود که انگار بین دوراهی مانده باشد.

مربی‌اش درِ گوشم گفت: خیلی به شال‌گردن‌بافی علاقه دارد و چند روزی بود که کاموای او تمام شده و بی حوصله بود، امروز که کاموایش را تهیه کرده‌ایم به خاطر همین ذوق کرده است و با اشتیاق می بافد حتی به او گفته‌ایم که برود شال گردن ببافد ولی اصرار دارد که حصیر هم ببافد.

بعد از کارگاه‌های هنری وارد بخش کلاس‌های درس شدیم که در آن مددجویان بر اساس توان ذهنیشان سطح‌بندی می‌شدند و در کلاس آمادگی یا ابتدایی قرار می‌گرفتند؛ اینجا کلاس یادگیری سواد خواندن و نوشتن است؛ یکی از مددجویان با آنکه از نعمت داشتن هر دو دست محروم بود ولی با مدادی که بر دهانش می‌گرفت طرحی دایره و مثلث کشید بی آنکه به قول معلمش کج و کوله باشد؛ ظرافتش به یاد ماندنی بود به سختی مداد را از دهانش بر روی میز قرار داد و گفت مشق هم می‌توانم بنویسم.

دفترش را ورق زدم به گوشه‌ای از آن اشاره کرد و اصرار داشت تا چیزی برایش بنویسم مربی‌اش کنارم ایستاد و گفت: نمره ۲۰ را دوست دارد. اجازه گرفتم و روی دفترش با امضای گردی ۲۰ زدم و نوشتم آفرین. گردی امضای من مانند دایره او نبود، خط خورده و کج و کوله شد.

اینها بخشی از توانمندی افرادی بود که در مقابل تمامی چیزهایی که نداشتند، توانمندهایی را خداوند به آنان هدیه داده که شاید جبران تمام نداشته هایشان باشد و چقدر حال آدم خوب می‌شود وقتی اوقاتت را با این بندگان معصوم خدا می‌گذرانی.

 

زندگی از پشت پنجره

بخش ایزوله از دیگر بخش‌های این مرکز بود که به گفته مدیر مرکز در آن ۴۷۰ مددجو خدمات دریافت می‌کردند، بخشی که در آن مددجویان نشسته و دراز کشیده و زیبایی‌های زندگی را از پشت پنجره نگاه می‌کردند. در این بخش جوان‌ترین فرد متولد سال ۷۱ بود و بالاترین سن متعلق به زنی بود که حدود ۹۰ سال عمر داشت اما به او نمی‌خورد که اینقدر سن داشته باشد.

وقتی به بازدید از این بخش رسیدیم زمان خوابشان بود و بیشترشان آرام خفته بودند گویی از تمام هیاهوهای دنیا تنها سکوت پس از هیاهوی آن را هدیه گرفته باشند. بالای سر یکی از این مددجویان که بر سرش چادر کشیده بود، تابلویی از یک شهید بود؛ از مسئول بخش پرسیدم این دختر به شهدا علاقه دارد که در بالای سرش این تابلو است؟ که گفت: نه این دختر شهید و آن تصویر پدر بزرگوارش است. دختر دیگری هم بود که بالای سرش پر بود از عروسک‌های مختلف که مسئول بخش گفت: اینها را مادرش برایش آورده است و هر از گاهی به او سر می‌زند و با او صحبت می‌کند.

درباره وضعیت روحی و بهداشتی این مددجویان از مسئول جوان و پرانگیزه بخش پرسیدم و در مورد نظافت مددجویان نیز توضیح داد: مادریاران و پرستاران هرکدام مسئول چند مددجو هستند که روزانه یک بار آنها را استحمام و تمام لباس‌هایشان را عوض می‌کنند و سر ساعت داروهایشان را به آنها می‌دهیم ضمن اینکه این مددجویان بسیار آرام هستند و با هم تختی های خود ارتباط کلامی برقرار می‌کنند.

خطاب به مسئول بخش که دختر جوانی بود، گفتم: خسته نمی‌شوی از این کار؟ معطل هم نکرد، سریع جواب داد: خسته؟ زندگی می‌کنیم با این معصومان.

 

پدران دیروز

بخش سالمندان هم بخش دیگری از این مجموعه بود که در محوطه آن حیاطی سر سبز و فواره آبی که طراوت را در آن دو چندان می‌کرد به همراه نیمکت‌هایی که تعدادی از آنها خالی و تعدادی هم به تنهایی نشسته بودند به چشم می‌خورد. اینجا محل نگهداری یا راحت بگوییم محل زندگی پدران و مادران دیروز است؛ در که باز شد و وارد شدیم گویی منتظر آمدن کسی باشند با نگاهی پر از انتظار تماشایمان می‌کردند بدون آنکه حرفی بزنند ولی سکوتشان داشت حرف می‌زد، کافی بود در نگاهشان دقیق شوی.

فلاسک چای و استکان در دست پدری بود که آرام آرام از آن می‌نوشید و با نوری که از پشت پنجره اتاق می‌تابید کتابی را که در دست داشت مطالعه می‌کرد، با دیدن ما تکانی خورد و سلامی گرم کرد و با دستان چروکیده و ضعیفش آرام دستان همکارمان را فشرد؛ از او در مورد اینکه در اینجا چگونه روزهایش را سپری می‌کند پرسیدیم و با لبخندی جواب داد «خدارو شکر می‌گذرد».

آنطور که مدیران مرکز گزارش دادند، این سالمندان از مرکز شهید هاشمی نژاد به این مرکز فرستاده شده بودند.

بخش‌های مختلفی در این مرکز از جمله کلینیک توانبخشی، کاردرمانی و آزمایشگاهی بود که فرصت دیدن آنها در مدت زمان محدود امکان‌پذیر نبود و قول بازدید از بخش‌های دیگر را از مدیر شهرک نمونه مددجویان ایران برای بار دیگر گرفتیم.

 

مرکزی به وسعت قلب هزاران مددجو

آنطور که متولیان این مرکز می‌گویند ساختمان این مرکز پیش از انقلاب اسلامی با هدف خدمات‌رسانی به مددجویان و خانواده‌هایشان در سوئیت‌های اختصاصی ساماندهی شده که تا سال ۱۳۷۱ حدود ۲۵۰ مددجو در آن زندگی می‌کردند و بعد از مدتی بنا به دلایلی متروک مانده ضمن اینکه اکنون مالکیت آن در اختیار سازمان بهزیستی قراردارد.

محمد نیک‌اختر رئیس این مرکز درباره بخش‌های مختلف این شهرک توضیح داد: هم‌اکنون در فضای ۲۴ هکتاری این مجموعه یک هزار مددجو زندگی می‌کنند و از خدمات این شهرک بهره می‌برند.

وی ادامه داد: از سال ۸۹ مؤسسه نیکوکاری و خیریه ریحانه با مدیریت رضا مطلبی کاشانی و زیر مجموعه آن، این شهرک نمونه مددجویان ایران فعال شده است که هم اکنون ۶۰۰ مددکار، پزشک، روانشناس و متخصص در حوزه‌های مختلف مشغول به ارائه خدمت هستند.

نیک اختر بیان کرد: ماهانه حدود سه الی چهار میلیارد تومان هزینه این مرکز است و از این مبلغ حدود ۴۰۰ میلیون تومان فقط صرف بیمه مددکاران و دیگر پرسنل می‌شود.

وقتی می‌پرسم که این تعداد پرسنل، زیاد نیست؟ استدلال می‌کند که خیر؛ زیرا از آنجا که ساختار ساختمان‌های این مرکز از ابتدا مختص خدمات‌رسانی به مددجویان ذهنی ساخته نشده کمی کار خدمات رسانی را سخت‌تر می‌کند؛ ضمن اینکه هزینه‌های پزشکان، روانپزشکان و دیگر متخصصان برای فعالیت در این شرایط زیاد است.

وی اضافه کرد: این مرکز ماهانه مبلغ ۶۰ میلیون تومان بابت اجاره بهای ساختمان به سازمان بهزیستی می‌پردازد و البته حدود ۳۸۰ میلیون تومان از بهزیستی برای مددجویان یارانه دریافت می‌کند که در برابر کل هزینه‌های مرکز، مبلغ زیادی نیست.

نیک اختر با بیان اینکه فعلاً پذیرش مددجو نداریم گفت: این مرکز ظرفیت یک هزار و ۵۰۰ مددجو را دارد که به خاطر کمبود منابع امکان افزایش تعداد مددجو (بیشتر از یکهزارنفر مددجوی موجود) را نداریم ضمن اینکه تمام پذیرش‌ها در این مرکز باید معرفی شده از سوی بهزیستی باشد.

وی در پاسخ به این موضوع که معرفی بیشتر این مرکز می‌تواند به جلب مشارکت‌های خیرین و کمک‌های مردمی نیز بینجامد اظهارداشت: این مرکز دفتر مشارکت‌های خیران دارد که اینک تنها حدود ۲۰ درصد نیازهای مددجویان با این کمک‌ها مرتفع می‌شود و به اعتقاد مدیرعامل این مؤسسه نباید جلو کمک‌های انسان دوستانه و خیرانه مردم را گرفت بلکه هر کس به هر اندازه‌ای که احسان می‌کند کم یا زیاد باید به یک میزان مورد تقدیر قرار گیرند.

مدیرشهرک نمونه مددجویان ایران با اشاره به اینکه در این مرکز مددجویان از سن هشت تا ۱۰۰ سال خدمات دریافت می‌کنند گفت: ۵۰ درصد مددجویان این مرکز مجهول‌الهویه و ۳۰ درصد بدسرپرست هستند.

وی خاطرنشان کرد: مددجویان با معلولیت‌های ذهنی، جسمی، حرکتی به جز سه دسته از مبتلایان به ایدز، اوتیسم و بیمارانروانی مزمن در این مرکز زندگی می‌کنند که روزانه حدود ۲۰ هزار عدد قرص بین آنان توزیع می‌شود.

به گفته نیک‌اختر، این مرکز از همه نظر خودکفا و به گونه‌ای برنامه ریزی صورت گرفته است که برای مدت زمانی خاص بتواند خودش همه امکانات دارویی، غذایی و… خود را فراهم کند به همین علت نیز بزرگترین شهرک نمونه مددجویان ایران نام گرفته است.

وی با اشاره به اینکه واحد توانبخشی مرکز شبانه‌روزی این شهرک در سه زمینه فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتار درمانی خدمات ارائه می‌کند گفت: هدف اصلی این مجموعه به حداکثر استقلال رساندن مددجویان با مشکلات جسمی و ذهنی و بهبود کیفیت زندگی آنان با استفاده از تمرینات، تکنیک‌ها و همچنین وسایل کمکی است.

نیک‌اختر افزود: مددجویان این مرکز توسط کارشناسان این واحد مورد ارزیابی اولیه قرار می‌گیرند و پس از غربالگری به صورت طبقه بندی شده برای آنان پرونده تشکیل می‌شود.

مدیرشهرک نمونه مددجویان ایران با بیان اینکه در بخش فیزیوتراپی به صورت میانگین ۴۰ تا ۵۰ مددجو در هفته مراجعه می‌کنند گفت: بیمارانی که دارای مشکلات نورولوژی از جمله ضایعات نخاعی SCT، سکته مغزی CVA و بیماران با مشکلات روماتولوژی مثل آرتروروماتوئید و استئوآرتریت، انواع دفورمیتی ها و کوتاهی‌های عضلانی و انواع جراحی‌های طبق دستور پزشک متخصص از خدمات این بخش بهره مند می‌شوند.

وی ادامه داد: بخش کاردرمانی در دو زمینه کاردرمانی جسمی- حرکتی و کاردرمانی ذهنی خدمات ارائه می‌کند به گونه‌ای که کاردرمان با ارائه مشاوره و ارائه تکنیک‌ها، تمرین‌های کششی و تقویتی، تمرین‌های حسی و حرکتی، تمرین‌های شناختی، بازی‌های گروهی و استفاده از وسایل کمکی به مددجویان کمک می‌کند.

نیک‌اختر تاکید کرد: ارائه خدمات تنها محدود به این بخش‌ها نیست بلکه کاردرمان در بخش‌های بستری نیز حضور پیدا می‌کند و مددجویان را ویزیت می‌کند.

به گفته وی، به صورت میانگین در بخش کاردرمان ۵۰ تا ۶۰ مددجو در هفته مراجعه و حدود پنج مددجو نیز در داخل بخش صدف این شهرک خدمات دریافت می‌کنند.

اینها بخشی از خدماتی بود که در گوشه و کنار این شهرک به مددجویانی ارائه می‌شد که تنها از تمام این نعمت‌های دنیا دلشان به این خانه پرجمعیت خوش بود تا در کنار دوستانشان روزگار سپری کنند، مرکزی که به گفته مدیر آن آنچنان تمایلی به جنجال رسانه‌ای و در بوق و کرنا کردن خدماتشان ندارند شاید در لایه‌های پنهان این شهرک قلب مهربانی باشد که برای خیر این خانه بزرگ دعای خیری کند.
منبع: ایرنا

درباره شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292
این نوشته در اخبار, گزارش, گفت و گو ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *