دست ما کوتاه و خرما بر نخیل/گزارشی از عدم حضور نابینایان در نمایشگاه کتاب امسال

بالاخره نمایشگاه کتاب امسال هم با هیاهو‌های خبری کارش را پایان داد. محفل بزرگی که علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی گردهم جمع شدند تا ضمن دید و بازدید فرهنگی، در جریان تازه‌ترین تولیدات نشر قرار بگیرند و آنها که اهل مصاحبه و مباحثه هستند، در باب تألیفات نویسنده‌های مورد علاقه شان، در سرا‌ها و غرفه‌های متعدد این نمایشگاه رو در روی هم نشستند و زلف‌ها گره زدند.
هرچند در این روز‌ها حال نشر کتاب به‌علت گرانی کاغذ چندان خوش نیست، اما هنوز این ناخوشی احوال نشر، تأثیر عمیقی در کاهش – حداقل هیاهوی روز‌های نمایشگاه کتاب- نگذاشت. هنوز راهرو‌های شبستان مصلای بزرگ تهران مملو از بازدید‌کننده‌ها – مخصوصاً در روز‌های تعطیل – بود و به‌هر سو که چشم می‌انداختی، گروه‌های مختلف را می‌دیدی که برای تهیه کتاب‌های «کمک درسی» یا «غیر درسی» مقابل غرفه‌های ناشران مطرح تجمع کرده‌اند. با وجود این، هیچ خبری از حضور نابینایان به‌عنوان شهروندان اهل مطالعه در راهرو‌های نمایشگاه نبود. سال‌هاست که شهروندان نابینا در نمایشگاه بین‌المللی کتاب حضور کم رنگ یا بی‌رنگی دارند.
جدا از عدم مناسب‌سازی محیط نمایشگاه برای تردد این شهروندان و نبود راهنما به‌منظور همراهی آنان در راهرو‌های مختلف نمایشگاه که بسیار مهم است، یک علت دیگر که میزان اهمیت آن کم از موارد فوق نیست و همان کورسوی انگیزه نابینایان برای حضور در نمایشگاه را خاموش می‌کند و آن، عبارت از میزان توجه ناشران به مسئولیت اجتماعی و مدنی به نیاز‌های علمی-فرهنگی این افراد است. این گزارش، نگاهی مختصر به دلایل کم فروغی حضور نابینایان در گفت‌و‌گو با سه نفر از شهروندان علاقه‌مند به کتاب دارد.
ناشران دولتی ‌کم توجه به نابینایان
مجید محمدیکارشناس ارشد رشته علوم ارتباطات است و هر سال یک روز خود را به نمایشگاه کتاب و بازدید از این میعادگاه کتاب خوانان اختصاص می‌دهد. او که در صحبت‌هایش نشانه‌های دلخوری و ناراحتی از برخورد‌های برخی ناشران مشخص است، می‌گوید که ناشران دولتی اصلاً کوچک‌ترین توجهی به نابینایان ندارند و برایشان مهم نیست که این قشر تا چه اندازه با کتاب سر و کار دارد و به نوعی رفیق همیشگی‌اش کتاب است. «من سال‌هاست رویداد‌های نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را تعقیب می‌کنم و هر سال حداقل یک روزم را به حضور در این نمایشگاه اختصاص می‌دهم؛ اما امسال واقعاً انگیزه‌ای برای آمدن به نمایشگاه نداشتم. تنها یک موضوع مرا به اینجا کشاند و آن، حضور در بعضی جلسات نقد و بررسی بود.» او می‌گوید هیچ راهنما و کارشناسی نیست تا او را به غرفه‌های مدنظرش هدایت کند: «محیط مصلا خیلی بزرگ است و اگر بنا باشد منِ نابینا به تنهایی در این محیط تردد کنم و غرفه‌ای را که مدنظرم است پیدا کنم، واقعاً با مشکل بزرگی رو به رو می‌شوم. هیچ راهنمایی برای هدایت ما در نظر نگرفته‌اند. اگر هم کسی مرا همراهی می‌کند، بازدید‌کننده ای‌ است که با مشاهده عصای سفیدم به‌عنوان یک شهروند سعی در رساندن من به مقصد دارد.» مجید سر درد دلش را زمانی باز می‌کند که صحبت از ناشران بزرگ دولتی و توجه این ناشران به نابینایان مطرح می‌شود. او می‌گوید، ناشران بزرگ و دولتی نابینایان و نیاز‌های فرهنگی آنها را لحاظ نمی‌کنند: «من امسال از غرفه چند ناشر بزرگ دولتی بازدید کردم. وقتی با آنها راجع به نابینایان صحبت می‌کردم، در مثبت‌ترین حالت می‌گفتند کتاب‌های صوتی تولید می‌کنند که نابینایان هم می‌توانند از آن کتاب‌ها استفاده کنند. یعنی توجه تخصصی به نابینایان نداشته‌اند و کتاب‌های صوتی را مفر مناسبی برای رهایی از طرح خواسته‌های من و همنوعانم می‌دانند. بعضی هم اظهار می‌کردند که اخیراً به‌عنوان مسئول در آن ناشر شروع به فعالیت کرده‌اند و امیدواری می‌دهند بزودی راجع به اینکه چه کمکی می‌توانند به توسعه کتاب ویژه نابینایان کنند، برنامه‌ریزی خواهند کرد. اما هیچ کدام به اندازه یکی از ناشران قدیمی و مشهور اذیتم نکرد. وقتی به مدیر آن انتشارات قدیمی مراجعه کردم و درباره نابینایان و میزان افراد تحصیلکرده این قشر توضیح دادم و پرسیدم چه نوع کمکی می‌تواند به توسعه تولیدات ویژه نابینایان داشته باشد، با بی‌اعتنایی گفت که ما پروژه‌های عقب مانده زیادی داریم و تا امروز تقاضای چندانی از طرف نابینایان نداشتیم. این واقعاً یأس آور است که ناشران دولتی و بزرگ با وجود داشتن بودجه قابل توجه، کوچکترین توجهی به نابینایان ندارند.» مجید می‌گوید ترس خیلی از این ناشران در همراهی نکردن با مراکز تولید‌کننده کتاب ویژه نابینایان، عدم رعایت قانون کپی رایت است: «خیلی از این ناشران می‌ترسند نسخه ورود کتاب هایشان را در اختیار مراکزی مثل رودکی که در زمینه ضبط کتاب و چاپ کتب بریل ویژه نابینایان فعالیت می‌کند، قرار دهند. ترس این ناشران از عدم رعایت قانون کپی رایت است که منطقی‌ست، اما امروز با پیشرفت فناوری‌های نوین این معضل حل شده است. این ناشران می‌توانند کتاب‌های صوتی مورد نیاز نابینایان را تولید کنند یا با مرکزی مثل رودکی همکاری کنند، مشروط بر اینکه با استفاده از اپلیکیشن‌های کتابخوان این کار انجام شود. به این معنی که ناشر کتابی را که از سوی نابینایان درخواست شده، ضبط کند، اما امکان استفاده نابینایان از اپلیکیشن‌های کتابخوان را فراهم سازد. هر شهروند نابینا در صورت علاقه از طریق این اپلیکیشن کتاب مد نظرش را خریداری و دانلود کند؛ البته کتابی که از طریق این اپلیکیشن‌ها دانلود می‌شود، امکان کپی شدن ندارد.»
ناشران خیلی ما را اذیت کردند
شیرین حسینی که سال‌ها با مرکز نابینایان رودکی، بزرگ‌ترین مرکز تولید کتب گویا و بریل در خاورمیانه به‌عنوان مصحح همکاری می‌کرد، درد دل‌های مشابه مجید را سر می‌دهد با این تفاوت که او چند سال به‌عنوان مذاکره‌کننده از طرف مرکز رودکی، به شکلی کاملاً اداری و رسمی با ناشران بزرگ برخورد داشت. او می‌گوید که برخی ناشران رسماً اعلام می‌کنند نمی‌خواهند با نابینایان و مراکز فرهنگی آنها همکاری کنند: «من و یکی از مسئولان مرکز رودکی که دلسوزانه هر سال در نمایشگاه کتاب حاضر می‌شود، چند سال به‌طور مستمر با ناشران بزرگ مذاکره می‌کردیم تا بلکه با ما همراهی کنند و نسخه ورود کتاب هایشان را برای برگرداندن به بریل در اختیارمان قرار دهند. اما این کار یا خیلی به سختی انجام می‌شد یا در موارد زیادی اصلاً صورت نمی‌گرفت چون ناشران بزرگ دولتی تمایل چندانی به این کار نداشتند. حتی بعضی رسماً به زبان می‌آوردند آقا ما اصلاً نمی‌خواهیم به این حوزه ورود کنیم.» شیرین معتقد است که برای    نظام مند کردن ناشران در لحاظ کردن نیاز‌های نابینایان، باید قانون محکم و دقیقی نوشته و در مجلس به تصویب برسد. او از این اندیشه انتقال مرکز رودکی از بهزیستی به وزارت ارشاد سخن می‌گوید: «به‌نظر من در صورتی ناشران بزرگ خود را ملزم به لحاظ کردن نیاز‌های نابینایان می‌دانند که یک قانون محکم و دقیق در این زمینه در مجلس تصویب شود. به این معنا که هر ناشر که اقدام به نشر یک کتاب می‌کند، باید حتماً نسخه‌ای از آن را به فراخور حجم و نوع کتاب یا به بریل برگرداند یا ضبط کند و برای این منظور، با مراکز ویژه نابینایان همکاری کند. در این صورت ما دیگر مشکلی با ناشران نخواهیم داشت یا این مشکل به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت. ما حتی این فکر را مطرح کردیم که مرکز رودکی از زیرمجموعه سازمان بهزیستی خارج شود و مستقیماً زیر نظر وزارت ارشاد قرار بگیرد تا بخشی از این مشکلات حل شود، اما سازمان بهزیستی با سنگ‌اندازی‌هایش مانع تحقق این هدف شد.»
یک معاهده فراموش شده
امید هاشمی هم از آن نابینایانی‌ است که نمایشگاه کتاب را دوست دارد، اما دیگر حاضر نیست پا به نمایشگاه بگذارد: «برای من نابینا دیگر بازدید از نمایشگاه کتاب هیچ لطفی ندارد. اولاً محیط نمایشگاه برای ما مناسب‌سازی نیست و واقعاً در رسیدن به غرفه مد نظرمان همیشه معضل داریم ، ثانیاً قیمت کتاب‌ها افسانه ای‌ است و من هم پول خرید کتاب ندارم.» امید کارشناس حوزه فناوری ویژه نابینایان و مدرس رایانه است. او در صحبت‌هایش می‌گوید راه‌های مدنی برای کنترل تخلف و رعایت قانون کپی‌رایت وجود دارد که ناشران می‌توانند به آن راه‌ها متوسل شوند و عدم رعایت کپی رایت را بهانه‌ای برای همراهی نکردن با نابینایان قرار ندهند: «چند سال پیش ایران معاهده بین‌المللی مراکش را امضا کرد؛ معاهده‌ای که امضا‌کننده‌های آن از ایران انگار نمی‌دانستند چه چیزی را امضا می‌کنند؛ چون بعد از امضای این معاهده، رسماً آن را فراموش کردند. بر اساس معاهده مراکش، کشور‌های امضا‌کننده موظفند تمام منابع علمی-فرهنگی (کتاب) را که منتشر می‌کنند، برای نابینایان هم دسترسی پذیر کنند. در حال حاضر ۲۱ کشور این معاهده را امضا کرده اند؛ یعنی تعداد امضا‌کننده‌ها از عدد ۲۰ گذشته و کشور‌های امضا‌کننده باید به آن عمل کنند.» امید معتقد است در صورتی ایران می‌تواند به این معاهده عمل کند که بر اساس آن، قانونی در مجلس تصویب شود: «باید حقوقدانان بر اساس مفاد معاهده مراکش موارد لازم را تنظیم کرده و به نمایندگان مجلس ارائه دهند تا با بررسی در صحن علنی، قانونی تصویب شود که وزارت ارشاد و نهاد‌های مربوطه را مکلف به اجرای آن کند. وگرنه با متقاعد ساختن ناشران نمی‌توان امکان دسترسی نابینایان به منابع علمی و فرهنگی را فراهم کرد.» امید همچنین به روش‌های نوین در زمینه فناوری‌ها اشاره می‌کند و بر این تأکید دارد که این روش‌ها امکان کپی رایت غیرقانونی را از بین می‌برد؛ «ناشران می‌ترسند تولیداتشان در صورت گویا کردن برای نابینایان به شکل غیرقانونی کپی شود. البته حق دارند، اما برای برون رفت از این معضل روش‌های نوین در زمینه فناوری وجود دارد. استفاده از «دیزی» یکی از این روش هاست. «دیزی» فرمتی‌است که امکان استفاده نابینایان از نسخه متنی و گویای کتاب‌ها را فراهم می‌کند. این فرمت هم به‌صورت سخت افزاری و هم به‌صورت نرم افزاری برای استفاده نابینایان در رایانه هایشان در سطح جهان تولید شده است. روش دیگر، ساماندهی و مناسب‌سازی محیط اپلیکیشن‌های کتابخوان برای نابینایان است؛ مثل واوبوک و فیدیبو.» در سال‌های اخیر بحث کاهش استفاده از کاغذ و گرایش به متون الکترونیک برای حفظ محیط زیست و کاهش قطع درختان دائماً از سوی کارشناسان محیط زیست و علاقه مندان طبیعت مطرح می‌شود. اتفاقاً اقدام به دسترسی پذیر کردن کتاب برای شهروندان نابینا با استفاده از روش‌هایی که مطرح شد، می‌تواند گام بزرگی در کاهش استفاده از کاغذ به شمار رود؛ چرا که چاپ کتب بریل نیازمند کاغذ‌هایی بزرگ‌تر از اندازه استاندارد کاغذ‌های معمولی و در عین حال، سنگین‌تر از آن هاست. از طرفی، می‌تواند انگیزه حضور این شهروندان در بزرگترین رویداد علمی-فرهنگی کشور را بالا ببرد.
منبع: ایران سپید

درباره شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292
این نوشته در اخبار, اهم اخبار نابینایان در رسانه های داخلی., گزارش, گفت و گو ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *