مختصری از حواشی سفر خبرنگار اعزامی ایران سپید به بازی های پارا آسیایی جاکارتا

اساساً کار خبر اگر پول و مزایای آنچنانی –حد اقل این روزها- نداشته باشد، تجاربی نصیب علاقه مند به کار خبر میکند که انصافاً ناب است و در قوطی هیچ عطاری هم پیدا نمیشود. امسال قسمت شد تا همراه تیم خبرنگاران برای پوشش اخبار مسابقات پارا آسیایی عازم جاکارتای اندونزی شوم. در این سفر کاری تجربه های جالبی کسب کردم که مختصری از آنها را نقل میکنم؛ شاید برای شما هم جذاب و جالب باشد. – پرواز ما برخلاف تیم ورزشکاران در دو مرحله انجام شد؛ از تهران به کوالالامپور و از آنجا به اندونزی. برای اعضای تیم رسانه جالب بود که یک خبرنگار نابینا همراهشان است. همین موضوع سؤالات زیادی در ذهنشان ایجاد کرده بود که من در طول سفر تا رسیدن به مقصد، چه در فرودگاه امام و چه در چند ساعت فاصله تا پرواز بعدی در کوالالامپور، مفصلاً برای رفقا کار یک خبرنگار نابینا را توضیح دادم. بگذریم که معمولاً در طول سفر، اعم از زمینی و هوایی خوابم نمیبرد و در این سفر هم چنین شد، با حالتی خواب و بیدار با همکاران رسانه ای صحبت میکردم.

یک تفاوت فاحش زیرساختی بین فرودگاه کوالالامپور مالزی و امام خمینی خودمان آشکار بود که غیر قابل انکار است، آن هم سرعت بالای اینترنت بود.

در آن فرصت چند ساعته تا سوار شدن به هواپیمای جاکارتا، خبرنگار ها دلی از عزا درآوردند و تا آنجا که جا داشتند، از امکان اینترنت پر سرعت آنجا استفاده کردند. از دنبال کردن اخبار نوسانات قیمت ارز بگیر تا اخبار مربوط به حوزه های فعالیتشان. قرارمان این بود که در تلگرام گروهی درست کنیم و اخباری را که تولید میکنیم، به اشتراک بگذاریم که همه از آن بهره برداری کنند. من هم به رفقا توضیح میدادم که یک خبرنگار نابینا نمیتواند متونی که به شکل عکس و گرافیکی هستند، را با نرم افزار هایش بخواند، بنا بر این باید دوستان برخی مطالب مثل جدول مسابقات و تعداد مدال های کشور ها را به شکل صوتی در گروه به اشتراک بگذارند تا من هم بتوانم استفاده کنم. خوشبختانه تعامل خوبی برقرار شد. وقتی سوار هواپیمای اندونزی شدیم، قبل از بسته شدن درهای هواپیما، مهماندار یک نسخه بریل از دفترچه پرواز را برایم آورد که به دو زبان انگلیسی و اندونزیایی نوشته شده بود. من که مشغول مطالعه دفترچه شدم، چند عکاس اندونزیایی شروع به عکاسی از این صحنه کردند. – بعد از یک پرواز ۸ ساعت و نیمه از تهران به کوالالامپور و توقف سه چهار ساعته در فرودگاه آن شهر و پرواز دو ساعته تا مقصد، بالاخره به جاکارتا رسیدیم. چیزی که در بدو ورود حالمان را گرفت، شرجی بودن بی اندازه هوا بود که دو سور به بنادر جنوبی ما میزد. کارهای روادید را انجام دادیم و ما را به هتلی ۲۷ طبقه به نام گرند مرکور منتقل کردند. هتل ما هیچ ویژگی از نظر مناسبسازی برای نابینایان نداشت، اما در آسانسور، کنار پلاکی که شماره طبقه را نشان میداد، تابلوی بریل نشان دهنده شماره آن طبقه را نصب کرده بودند. غیر از روز اول که ناشی بودیم و وسیله نقلیه ارزانی انتخاب نکردیم، بقیه روزها برای رفتن از هتل به سالنها از تاکسی اینترنتی استفاده میکردیم که نرم افزار آن دسترس پذیرتر از نمونه های مشابهش در ایران برای نابینایان بود.

مثلاً در نمونه های داخلی نرم افزار تاکسی های اینترنتی، ما با نقشه های نرم افزار مشکل داریم و صفحه خوان های گوشی های ما نمی توانند نقشه را پوشش دهند، اما این مشکل در نمونه اندونزیایی وجود نداشت. ویژگی دیگر نرم افزار های تاکسی های اینترنتی اندونزی که برای ما نابینا ها جذاب بود، امکان چت با راننده بود. به این شکل که من موقعیتم را به انگلیسی به راننده اعلام می کردم، نرم افزار بلافاصله پیامم را به اندونزیایی ترجمه کرده و برای راننده ارسال می کرد. به همین صورت اگر راننده پیامی برای من می فرستاد، نرم افزار آن را به انگلیسی ترجمه کرده و به گوشی من ارسال می کرد. خلاصه خیلی از این امکان لذت بردم. – در مرکز رسانه ای معلوم شد ۱۲۰۰ خبرنگار از ۲۲ کشور و از ۱۳۰ رسانه شرکت کرده اند که تنها خبرنگار نابینا در بین آنها من بودم. حالا همین «تنها خبرنگار نابینا» نزدیک بود برای ما داستان شود. اولش از این که دو خبرنگار ژاپنی به سراغم آمدند و از شیوه کارم پرسیدند، کیف کردم و کلی باد به قبقب انداختم و داد سخن سر دادم که در ایران خبرنگاران نابینا چه ها می کنند و چه ها نمی کنند. بین خودمان بماند، یک جور فخر فروشی به نماینده های سرزمین تویوتا و سونی کردم که از این تفاخر –حد اقل برای چند لحظه- لذت بردم. حالا بعضی ها بگویند عقده گشایی؛ به من که بر نمی خورد. بعد از سؤال پیچ کردن های خبرنگاران ژاپنی در این خیال بودم که وقتی کارم را در سالن مسابقات شروع کنم، حتماً تعداد زیادی از این ۱۲۰۰ خبرنگار به سراغم خواهند آمد و من همین صحنه با ژاپنی ها را با پیاز داغ بیشتر برای آن ها تکرار خواهم کرد. اما این فقط یک خیال کوتاه مدت بود.

حالا کمی از سالن رقابت ها برایتان بگویم. در سالن مسابقات شطرنج و جودو، هیچ امکان ویژه ای برای خبرنگار نابینا پیشبینی نشده بود. در جایگاه خبرنگاران کامپیوترهایی برای مخابره خبر اختصاص داده بودند، اما هیچ کدام به صفحه خوان مجهز نبود. بنابر این، من مجبور بودم با لپتاپ و نت تیکر یا همان یادداشت بردار خودم کار کنم. وقتی مسئولان جایگاه متوجه این مشکل شدند، اتاقی در کنار سالن مسابقات به من اختصاص دادند تا با لوازم همراهم آنجا مستقر شوم. حالا این موضوع مشکلی برایم به وجود نیاورد، اما یک چیز در اولین روز اذیت کرد که البته در روز های بعد جبرانش کردم. معمولاً خبرنگار های بینا با استفاده از تبلت یا گوشی های آیفون و قلم تایپ آن گوشی ها، وقتی نتایج روی تابلوی سالن ها به نمایش در می آمد، به سرعت اخبار را می نوشتند و ارسال می کردند، اما من مجبور بودم صبر کنم تا بازی ها تمام شوند و بعد با یک دستگاه رکوردر به سراغ مربیان و بازیکنان بروم و اخبار را از آن ها بگیرم. مثلاً در بازی شطرنج، باید سه دور بازی در روز را که هر دور شامل ۱۲ رقابت بود، تعقیب میکردم تا بازی ها تمام شوند و اخبار را از مربی ها بگیرم. این مشکل بزرگی بود، چون باعث می شد من کمی دیرتر از بقیه خبرنگاران اخبار را ارسال کنم. برای حل این مشکل از روز دوم به بعد، لپتاپم را به سالن مسابقات میبردم و بعد از پایان هر بازی به تنظیم نتایجی که اعلام می شد می پرداختم. نتیجه هر رقابت را نوشته و تنظیم می کردم و وقتی بازی ها به پایان می رسید، مشکلی در مخابره نتایج نداشتم و خبرم را تنظیم نهایی می کردم و می فرستادم. مصاحبه ها را هم در مسیر برگشت از سالن به هتل به سرعت تنظیم می کردم. همین روش کمک کرد که حتی در مواردی از بقیه بچه ها در مخابره خبر پیش بیفتم.

چند کلمه هم درباره رفت و آمدم از هتل به سالن و برعکس بگویم که عریضه خالی نماند.

ما به سه روش میتوانستیم خودمان را به سالن بازی ها برسانیم. گرفتن تاکسی اینترنتی، استفاده از اتوبوس تا مرکز رسانه ای و اعزام از آن مرکز به سالن ها و سومین روش، پیاده روی از هتل تا دهکده بازی ها و رفتن با اتوبوس بازیکنان به سالن مد نظر. من معمولاً روش سوم را انتخاب می کردم؛ چون مسیر هتل تا دهکده زیاد نبود و با یکی دو بار همراهی عابران، عملاً به مسیر مسلط شده بودم. بگذریم که مسیر رفت و آمد من از هتل تا دهکده بدون مانع و مخصوصاً جوی آب بود. اساساً جوی آب در آنجا وجود خارجی نداشت. وقتی برای اولین بار خودم به دهکده رفتم، گفتند نمی توانی با اتوبوس بازیکن ها بروی. گفتم من نابینا هستم و باید کسی باشد تا برای رفتن به سالن مورد نظر، همراهیم کند. بلافاصله یکی از والنتیر ها را که معلوم بود آموزش دیده، برای همراهی من تا سالن مسابقات در نظر گرفتند. از این جهت می گویم آموزش دیده که کاملاً بر شیوه گرفتن دست و هم قدم شدن با یک فرد نابینا مسلط بود. هر بار که با یکی از آن والنتیر ها تا سالن می رفتم یا بر می گشتم، یاد همشهری های تهرانی می افتادم که بعضی چنان در همراهی دستم را می گیرند کأنهُ می خواهند مرا قلم دوش خودشان کنند.

قصه غذا های مردم آسیای جنوب شرقی هم حکایتیست که البته خدا نصیب هیچ ایرانی عاشق غذا های اصیل و چاشنی های خوشمزه نکند. غذا های اندونزی یا عموماً تند است یا نوعی ادویه در آن به کار می رود که بوی ناخوشآیندی شبیه به مرداب می دهد. آدم با دیدن آن غذا ها از ترانه مرداب هم سیر می شود. اما از آنجا که ما ایرانی ها سعی می کنیم درباره غذاها درنمانیم، برای حل این مشکل از ایران غذا برده بودیم، منتها در مهیا کردن غذا های خودمان کم مشکل نداشتیم. غذا های ما کنسروی بود و امکان گرم کردن غذا را نداشتیم. برای این کار از دستگاه چای ساز استفاده می کردیم، اما چای ساز ما خیلی بزرگ نبود و مجبور بودیم چند بار آب جوش درست کنیم و غذا ها را در ظرف مخصوصی که با خودمان برده بودیم، قرار دهیم تا گرم شود.

خلاصه سفر کاری پر تجربه ای بود. گرچه من فقط تیتر وار بعضی لحظات  را نوشتم، اما هر روز کاری تجربه های مستقل خودش را دارد که اگر فرصت شود، شاید روزی مفصلتر، خاطرات این سفر را بنویسم. معتقدم هر خبرنگار حتماً باید یک سفر کاری خارجی داشته باشد تا به تجربه های نابی دست پیدا کند. یکی از این تجارب که برای منِ خبرنگار نابینای ایران سپید خیلی ارزش داشت، قرار گرفتن در یک فضای کاری با ریتم تند بود. باید در مخابره سریع اخبار، همپای همکارانم پیش می رفتم، چیزی که در ایران برایم اتفاق نیفتاده بود.

سعی کردم به عنوان یک خبرنگار نابینا، در جمع همکارانم تأثیر گذار باشم. با پایان سفر، مستند «راویان دیار افتخار» را درست کردم. در این مستند صوتی، با بیشتر خبرنگاران تیم رسانه مصاحبه کردم و از آن ها خواستم تا تجربه های کاریشان از این سفر را بیان کنند. از این مستند خیلی استقبال شد؛ چنان که نسخه ای از آن را در آرشیو کمیته ملی پارالمپیک بایگانی کردند.

امیر سرمدی، ایران سپید

درباره شرکت پکتوس

پکتوس: به صورت اختصاری، مخفف ( پشتیبانی، کیفیت، تحقیقات و ساخت ) است. شركت دانش بنیان پكتوس، اولين توليد كننده تجهيزات کامپیوتری (سخت افزار و نرم افزار) ويژه نابينايان در تاریخ 22 مرداد سال 1370 توسط جمعي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تأسيس شد و از بدو تأسيس تا کنون که در سال جاری وارد بیست و هشتمین سال فعالیت خود شده است، در زمينه توليد تجهيزات كامپيوتري و الكترونيكي ويژه نابينايان و کمبینایان فعال بوده است. در سال های اخیر، این شرکت علاوه بر فعالیت در زمینه تولید تجهیزات توانبخشی ویژه نابینایان، برنامه هایی را نیز در جهت دسترس پذیر کردن خدمات اجتماعی برای این قشر عملیاتی کرده است. از زمان تأسیس شرکت پکتوس سه سال گذشت تا اولین محصول این شرکت برای نابینایان عرضه شد. اولين كامپيوتر براي نابينايان در ايران در سال 1373 به نام كامپيوتر گوياي اميد ساخته شد. اين كامپيوتر با خروجی صوتی تك حرف خوان فارسی، انگليسي و عربي با هدف تسهيل امر خواندن، نوشتن و تصحيح كتب بريل ساخته شد. از آنجایی که تا آن سال هنوز هیچ یک از افراد با آسیب بینایی تجربه کار کردن مستقل با سیستم های رایانه ای را نداشتند، لزوم آموزش کامپیوتر به آنها بسیار ضروری بود. در همین راستا در سال 1374، اولين دوره آموزش كامپيوتر به نابینایان، در مجتمع خدمات بهزيستي نابينايان کشور رودکی و براي كارشناسان بهزیستی سراسر استان های کشور برگزار شد. پس از برگزاری موفقیت آمیز این دوره ها، کلاس های آموزش کامپیوتر به افراد نابینا و کمبینا نیز در مؤسسه رودکی از سال 1374 آغاز شد و این امر برای سال های متمادی ادامه داشت. از سال 1374 به بعد، پکتوس تولیدات سخت افزاری خود را گسترش داد که از جمله آنها می توان به ارائه دستگاه یادداشت الکترونیکی بریل گویا (اسفندیار) و ارائه چاپگر و ماشین تایپ بریل (فرهاد) در سال 1374 اشاره کرد. نیاز های نابینایان و استفاده آنها از فناوری های نوین آموزشی تنها محدود به استفاده از سیستم های تبدیل متن به گفتار نبود. بررسی شرایط نابینایان در سایر کشور ها نیز نشان می داد نابینایان برای دسترسی بهتر و دقیقتر به متون نیازمند دستگاهی هستند تا پوشش خط رسمی آنها یعنی خط بریل را برایشان فراهم کند. به همین جهت مطالعاتی در زمینه تولید مانیتور بریل در شرکت پکتوس آغاز شد. تا اینکه در نهایت در سال 1376 اولين نسل از مانيتور بريل در ايران به نام دستگاه برجسته‌نگار توليد شد. لذا براي اولين بار در جهان، نابينايان قادر به استفاده الكترونيکی از متون فارسي و عربي به خط بريل شدند. دستگاه برجسته نگار یک با کابل پارالل به کامپیوتر وصل میشد و خروجی بریل را برای کاربران نابینا فراهم می کرد. در کنار تولیدات سخت افزاری برای بهبود کیفیت آموزشی و شغلی نابینایان، همچنان توسعه نرم افزار های مرتبط با این قشر نیز مد نظر شرکت پکتوس بود. از این رو، در سال 1378 نرم افزار تبدیل متن به گفتار نوید که تا این سال به صورت تک حرف خوان بود، قادر به خواندن کلمات شد. در نتیجه خروجي صوتي كلمه خوان جايگزين نمونه حرف خوان شد. در سال 1379 مبدل رایانه شخصی نوید عرضه شد. مبدل نوید کیبورد بریلی بود که با اتصال یک کارت صدای اختصاصی به کامپیوتر و نرم افزار های تبدیل متن به گفتار، زمینه استفاده بهتر نابینایان از کامپیوتر را فراهم می کرد. پس از فراهم کردن تجهیزات کمک آموزشی بریل و گویا برای نابینایان، ساخت دستگاهی برای انتقال مفاهیم تصویری به نابینایان نیز در دستور کار مدیران شرکت پکتوس قرار گرفت. در همین راستا، در سال 1379 سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش یک، تولید شد. نابینایان از طریق سیستم سروش، می توانند سوژه مورد نظر خود را که بر روی کاغذ های مخصوص برجسته شده لمس کرده و از طریق نرم افزار های طراحی شده، اطلاعات سوژه مورد نظر را به دست آورند. هم زمان با پروژه های تحقیقاتی شرکت پکتوس برای توسعه تجهیزات توانبخشی برای نابینایان، در سایر کشور های جهان نیز تولید این تجهیزات سیر صعودی یافته بود. تا پیش از سال 1380، نرم افزارهای DSR (DOS SCREEN READER) و WSR (WINDOWS SCREEN READER) نرم افزارهای screen reader تولیدی این شرکت بودند. اما ارائه نرم افزار جاز و توسعه همه جانبه این صفحه خوان، برنامه نویسان شرکت پکتوس را بر آن داشت تا به فکر فراهم کردن پوشش فارسی برای نرم افزار جاز باشند. از این رو، نام نرم افزار پکجاز بعنوان پوشش فارسی صفحه خوان جاز و مجموعه نوید بعنوان یک مجموعه از نرم افزارهای کاربردی بدون نیاز به صفحه خوان جاز، شامل شش نرم افزار قرآن، دیکشنری، کتابخانه الکترونیک، دفترچه یادداشت، شطرنج و ویرایشگر ارائه گردیدند. در سال 1381 و 1382، نرم افزارهای نويد 4 و پکجاز، مجموعه كاملي از ابزار هاي دسترسي نابينايان به كامپيوتر به زبان فارسی را فراهم کرد. با پیشرفت روز به روز سیستم های رایانه ای و تغییر پورت های کامپیوتری از پارالل به یو اس بی، سبب شد تا نسل دوم برجسته نگار (مانیتور و کیبورد بریل) تولید شود. برجسته نگار 2، نمايشگر لمسي بريل با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذيه، در سال 1384 عرضه شد. در همین سال نیز سيستم كمك آموزشي لمسي و صوتي سروش 2، با قابليت اتصال به پورت USB و بدون نياز به منبع تغذیه ساخته شد. در اواسط دهه هشتاد، همچنان توسعه نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز و مجموعه نرم افزاری نوید، مورد توجه برنامه نویسان شرکت پکتوس بود. از این رو، مجموعه نويد 5 و پکجاز 8 مبتني بر موتور توليد صوت ماشيني در سال 1386 تولید و روانه بازار شد. چهار سال بعد یعنی در سال 1390، نرم افزار تبدیل متن به گفتار پکجاز با صدای انسانی مرد و زن ساخته و در اسفند ماه سال 92 عرضه شد.نسخه قابل تکثیر نرم افزار پکجاز در سال 92 توسط سازمان بهزیستی خریداری شد و به صورت رایگان در اختیار نابینایان و کمبینایان قرار گرفت. تا به حال این برنامه سه بار بروز رسانی شده که آخرین آپدیت آن نیز در اسفند ماه سال 94 عرضه شده است. به مرور زمان با افزایش حضور نابینایان در دانشگاه ها و به منظور دسترسی بهتر به منابع مطالعاتی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی در دستور کار قرار گرفت. از این رو، در سال 1389 دستگاه برجسته نگار 3 با هدف استفاده انفرادی کاربران تولید شد. این نسل از دستگاه های مانیتور و کیبورد بریل، در ابعادی کوچکتر و با وزنی کمتر عرضه شد و قادر به پشتیبانی از 20 کاراکتر بریل است. همچنین در سال 1390، نرم افزار دکلمه (پخش کننده فایل های صوتی و متنی با فرمت دیزی) ارائه گردید. با عرضه نرم افزار دکلمه، ساخت نرم افزاری برای تولید کتب با فرمت دیزی ضروری به نظر میرسید. در همین راستا در سال 1392، نرم افزار تولید کتاب دیزی با نام تک گو، تولید شد. توسعه دستگاه برجسته نگار همواره جزء اهداف شرکت پکتوس محسوب می شود. در سال 1394، برجسته نگار با فناوری ( HID ) با دو قابلیت جدید نصب خودکار درایور ویندوز و امکان تنظیم سطح نقاط بریل (سفت یا نرم کردن نقاط بریل) تولید شد. یکی از اصلی ترین پروژه های شرکت پکتوس، در سال های اخیر، ارائه آخرین نسل از برجسته نگار های هوشمند موجود در بازار جهانی (BRAILLE NOTETAKER) بود. سر انجام این پروژه تحقیقاتی در اسفندماه سال 1396 تبدیل به یک محصول قابل عرضه در بازار شد و هم اکنون در مرحله نهایی بروز رسانی برنامه های خود قرار دارد. برجسته نگار هوشمند همراه یا همان نوت تیکر، دارای سیستم عامل لینوکس بوده و بدون نیاز به اتصال به کامپیوتر، این امکان را به نابینایان میدهد متون خود را با فرمت های رایج ورد به صورت صوتی و بریل بخوانند، به دو زبان فارسی و انگلیسی تایپ کنند، موسیقی ها و کلیه فایل های صوتی خود را بشنوند، به گوشی اندروید خود متصل شوند و بسیاری امکانات دیگر که در این دستگاه گنجانده شده است. از سال 1392، در کنار تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری برای نابینایان، دسترس پذیر کردن خدمات مختلف اجتماعی در دستور کار شرکت پکتوس قرار گرفته است. این برنامه ها عمدتاً با همکاری انجمن نابینایان ایران پیگیری می شود. در همین راستا، دسترس پذیر کردن خدمات شعب بانکی برای نابینایان برای اولین بار در ایران در سال 1394 در پست بانک اجرایی شد. با طراحی یک نرم افزار و با کمک گرفتن از دستگاه برجسته نگار، نابینایان می توانند کلیه خدمات بانکی ارائه شده در شعب بانک ها را خود به صورت مستقل انجام دهند. دسترس پذیری موزه ها که یک مورد از آنها در موزه ایران باستان عملیاتی شده، یکی دیگر از مواردی است که شرکت پکتوس در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه نیز در حال توسعه است. سامانه فروشگاهی نابینایان، یکی دیگر از خدمات جذاب شرکت پکتوس در زمینه دسترس پذیری خدمات مختلف اجتماعی برای نابینایان است. سامانه فروشگاهی نابینایان که اسفندماه سال 96 برای اولین بار در شعبه بیهقی فروشگاه شهروند عملیاتی شد، این امکان را به نابینایان می دهد تا خود به صورت مستقل از کلیه اقلام موجود در فروشگاه به همراه قیمت آنها مطلع شده و به واسطه طراحی یک نرم افزار که به بانک اطلاعات فروشگاه متصل است، اقلام خود را خریداری کرده و به وسیله مسئول سامانه فروشگاهی نابینایان، آن را از سطح فروشگاه جمعآوری کند. دسترس پذیر کردن سایت های اینترنتی و اپلیکیشن های پر کاربرد اندرویدی نیز از دیگر کار های جاری شرکت پکتوس است که مهمترین آن، دسترس پذیری کامل سایت درگاه ملی خدمات دولت هوشمند به نشانی www.iran.gov.ir است. شرکت پکتوس، با ایجاد یک سایت پویا در زمینه ی نابینایان و فناوری اطلاعات، تلاش دارد مسئولیت های اجتماعی خود را نیز جامع عمل پوشانده و از طریق این وبسایت نیز خدمات بیشتری به معلولان با آسیب بینایی عرضه کند. وبسایت pactos.net که با مدیریت امیر سرمدی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نابینا و تعداد محدودی از نابینایان متخصص در زمینه آیتی اداره می شود، در صدد آن است خلأ اطلاعاتی یک وبسایت تخصصی در زمینه آموزش، فناوری و اخبار مرتبط با نابینایان چه در داخل و چه خارج از کشور را پر کند. پوشش اخبار نابینایان در رسانه های جهان، آشنایی با نابینایان برجسته خارج از کشور، پوشش اهم اخبار مربوط به نابینایان با گرداوری و تنظیم از رسانه های داخلی، مجموعه ثابت ترفند که شامل آموزش اپلیکیشن های پر کاربرد برای نابینایان است، معرفی سایت ها و نرم افزار های دسترس پذیر و دکه خبر دنیای موبایل و کامپیوتر که به بررسی خبر های روز حوزه تکنولوژی و فناوری می پردازد، از جمله مهمترین شرح وظایف وبسایت نابینایان شرکت پکتوس است. از شما کاربر گرامی خواهش مندیم، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما از طریق بخش تماس با ما در میان گذارید. شماره های تماس با شرکت پکتوس: 88810291-292
این نوشته در اخبار, اهم اخبار نابینایان در رسانه های داخلی., دسترس پذیری, دنیای فن آوری, مطالب ویژه, گزارش ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ عبارت امنیتی را در کادر بنویسید. *