نویسنده: صلاح الدین محمدی
منبع: چهل و نهمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا
در سپیده دم سال ۱۸۲۴ میلادی، لوئی بریل، نابغه نابینای فرانسوی، نظامی از نقاط برجسته ابداع کرد که نه تنها جهان نابینایان را برای همیشه متحول ساخت، بلکه مفهومی نوین از استقلال، دانش و مشارکت اجتماعی را برای میلیون ها انسان به ارمغان آورد. بریل، این شاهکار ساده و درعین حال ژرف، تنها یک «خط» یا «کد» نیست؛ زبانی کامل، پویا و مملو از هویت فرهنگی است که مرز میان انزوا و اجتماع، وابستگی و خود اِتکایی را تعریف می کند. این خط، با قابلیت انطباق با صدها زبان دنیا، از متون ادبی و علمی گرفته تا نت های موسیقی و نشانه های ریاضی، دنیایی بیکران را در نوک انگشتان کاربرانش جای داده است. گرامیداشت روز جهانی بریل در چهارم ژانویه، تنها یادبود یک اختراع نیست؛ بلکه، تأکیدی است بر حق بنیادین دسترسی به اطلاعات و دانش، که سنگ بنای تحقق سایر حقوق انسانی از جمله تحصیل، اشتغال و مشارکت اجتماعی برابر است.
بریل؛ کلید گشودن قفل دنیا
کارایی بریل فراتر از خواندن و نوشتن روزمره است. این خط، ابزاری برای تفکر انتزاعی، تحلیل دقیق و یادگیری مادام العمر است. تسلط بر بریل به معنای دستیابی به سواد عمیق و پایدار است؛ سوادی که فرد را قادر می سازد مستقلانه بیندیشد، یادداشت برداری کند، مفاهیم پیچیده را درک نماید و در حوزه های تخصصی پیشرفت کند. بریل زیرساختی است که سایر مهارت های زندگی و حرفه ای بر آن استوار می شود و فرد نابینا را از مصرف کننده ای منفعل به تولیدکننده ای فعال در جامعه تبدیل می کند.
بحران نوظهور؛ افول مهارت بریل آموزی در نسل جدید
امروزه با یک چالش نگران کننده در میان دانش آموزان با آسیب بینایی مواجه هستیم؛ کاهش شدید انگیزه و فرصت برای یادگیری عمیق و تسلط بر خط بریل. این افول، به ویژه در یادگیری کوتاه نویسی (بریل مختصر) مشهود است. کوتاه نویسی، نظامی از علائم اختصاری است که سرعت و کارآمدی خواندن و نوشتن بریل را به طور چشمگیری افزایش می دهد و برای تسلط بر متون طولانی و پیچیده ضروری است.
پیامدهای فقدان تسلط بر بریل و کوتاه نویسی:
۱. افت کیفیت تحصیلی در دروس پایه: عدم تسلط بر بریل و کوتاه نویسی، دانش آموز را در دروسی که متکی بر خواندن و نوشتن فراوان هستند، به شدت محدود می کند:
در ادبیات، فارسی و عربی: درک عمیق متون ادبی، شعر و نثر، انجام تحقیق، و تحلیل های نوشتاری بدون تسلط بر بریل و کوتاه نویسی بسیار دشوار و زمان بر می شود.
در زبان انگلیسی: یادگیری کوتاه نویسی انگلیسی یک مهارت حیاتی برای مطالعه منابع، نوشتن انشا و دستیابی به سرعت خوانش مناسب است. فقدان این مهارت، دریای عظیم منابع انگلیسی زبان را به روی دانش آموز می بندد.
در ریاضیات و علوم: درک نمادهای تخصصی، فرمول ها و نمودارهای بریل بدون پایه قوی، تقریباً غیر ممکن است و دانش آموز را به شنیدن صِرف مطالب محدود می کند.
در موسیقی: خط بریل موسیقی، زبانی جهانی برای نابینایان است. بی علاقگی به یادگیری بریل، راه درک و اجرای مستقل آثار موسیقی را مسدود می کند.
۲. وابستگی فزاینده و از دست رفتن استقلال: دانش آموزی که به بریل مسلط نیست، برای هر متن، تکلیف و یادداشتی به گوینده، منشی یا فناوری های صوت محور وابسته می ماند. این وابستگی، حس خوداِتکایی را تضعیف و فرصت تفکر مستقل و بازبینی شخصی مطالب را از بین می برد.
۳. دورِ باطل بی علاقگی: زمانی که دانش آموز مزایای عملی و سرعت بخش بریل—به ویژه کوتاه نویسی—را تجربه نکند، انگیزه ای برای صرف وقت و تلاش جهت یادگیری آن ندارد. این بی علاقگی، شکاف مهارتی را عمیق تر کرده و او را از دسترسی به سطوح بالاتر تحصیلی و حرفه ای محروم می سازد.
ریشه بحران: نظام آموزشی ناکارآمد و معلمان ناآشنا
این افول مهارتی، تصادفی نیست. ریشه آن در نظامی آموزشی نهفته است که خود در تشویق و آموزش بریل ناتوان است. ما با یک پارادوکس دردناک روبرو هستیم؛ سیستمی که ادعای آموزش دانش آموزان با آسیب بینایی را دارد، نه تنها معلمانی را برای آنان به کار می گیرد که با زبان اصلی این دانش آموزان—یعنی خط بریل—بیگانه اند، بلکه حتی قادر به القای اهمیت حیاتی این مهارت به نسل جدید نیستند.
علل ریشه ای در گزینش و آموزش معلمان:
۱. معلمان ناآشنا با بریل و کوتاه نویسی: بسیاری از معلمان حاضر در مراکز آموزشی مربوطه، خود تسلط کافی بر بریل—به ویژه کوتاه نویسی تخصصی در حوزه هایی مانند انگلیسی—را ندارند. چگونه می توانند مهارتی را آموزش دهند که به آن مسلط نیستند؟ چگونه می توانند شور و شوقی برای یادگیری آن ایجاد کنند؟ این ناآشنایی، آموزش بریل را به یک فعالیت خشک و بی ثمر تبدیل می کند.
۲. تمرکز بر محدودیت به جای شایستگی: در فرآیندهای گزینش، «معلولیت» داوطلبان نابینا و کم بینا به عنوان مانعی اصلی برجسته می شود، نه مهارت های تخصصی آنان مانند تسلط استثنایی بر بریل و کوتاه نویسی؛ در نتیجه، الگوهای زنده و ماهری که می توانند اشتیاق به بریل را در دانش آموزان شعله ور کنند، از دور رقابت حذف می شوند.
۳. بی اعتنایی به بریل به عنوان یک تخصص: در آگهی های استخدام و آزمون های ورودی، تسلط عمیق و پیشرفته بر خط بریل و روش های آموزش آن، به عنوان یک مهارت تخصصی و ارزشمند شناخته نمی شود. برای یک معلم دانش آموزان با آسیب بینایی، بریل تنها یک ابزار نیست، بلکه محتوای درسی و روش تدریس است.
پیامدهای فاجعه بار این دورِ باطل:
برای دانش آموزان: ایجاد چرخه شکست تحصیلی، کاهش اعتماد به نفس، افزایش وابستگی و محرومیت از دستیابی به پتانسیل کامل خود.
برای نظام آموزش: هدررفتن استعدادهای درخشان نابینا، تقلیل آموزش فراگیر به یک شعار توخالی، و تقویت نگرش های ترحم آمیز به جای نگرش توانمندسازی.
برای جامعه: تداوم چرخه محرومیت، وابستگی و طرد اجتماعی و محروم ماندن از نیروهای متخصص و مستقل.
نتیجه گیری: از گرامیداشت نمادین تا تحول بنیادین
روز جهانی بریل، فرصتی است برای فریاد زدن این هشدار: نسلی که بریل را به درستی نمی آموزد، در معرض خطر از دست دادن استقلال فکری و فرصت های حیاتی زندگی است.
نیاز به تحول، اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است. این تحول باید با بازگرداندن بریل به جایگاه رفیع خود به عنوان سنگ بنای آموزش نابینایان آغاز شود. در راستای تحقق این هدف، موارد زیر ضروری به نظر می رسند:
احیای انگیزه بریل آموزی از طریق معرفی الگوهای موفق نابینا و نمایش کاربردهای عملی و جذاب آن.
بازتعریف ملاک های گزینش معلمان به گونه ای که تسلط پیشرفته بر بریل و کوتاه نویسی به عنوان یک شرط اساسی و امتیاز برتر برای تدریس به دانش آموزان با آسیب بینایی.
جایگزین شدن نگرش ترحم آمیز با نگرش توانمندسازی در تمام سطوح نظام آموزشی، به طوری که دانش آموز نابینا، یک «معلول» نیازمند ترحم نباشد، بلکه یک دانش آموز با نیازهای آموزشی خاص باشد که حق دسترسی به بهترین ابزار یادگیری—یعنی بریل—را دارد.
بریل، نماد شکستن دیوارهای جهل و وابستگی است. اکنون زمان آن است که با اصلاح نظام آموزشی، دیوارهای بی تفاوتی و ناآگاهی را فرو بریزیم و مسیر را برای شکوفایی کامل استعدادهای نسل آینده هموار کنیم. تنها در این صورت است که گرامیداشت روز جهانی بریل، معنایی اصیل و تأثیری ماندگار در زندگی میلیون ها انسان خواهد داشت.
