نویسنده: امیر سرمدی
منبع: پنجاه و دومین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا
وقوع جنگ در هر جامعهای باعث ایجاد بحرانهای متعدد میشود. از بیخانمان شدن بسیاری از افراد و از دست رفتن جان انسانها گرفته، تا ویرانی زیرساختهای شهری و بنیه اقتصادی کشور؛ در این بین، زندگی معلولان به عنوان اقشار آسیبپذیر جامعه، بیشتر از سایر مردم دچار تزلزل میشود. در این یادداشت، به شرایط زندگی معلولان در دوران پسا جنگ و رویکرد ویژه مسئولان به این قشر نگاهی خواهیم انداخت.
لزوم ساماندهی آوارگان جنگ
اولویت نخست، باید معطوف به بازسازی خانه و سازمانهای مربوط به معلولان و خانوادههای آنها باشد؛ چرا که، داشتن یک سرپناه امن، یکی از بدیهیترین نیازهای هر انسانی محسوب میشود. به نقل از ریاست سازمان بهزیستی کشور، براساس برآوردهای اولیه، تاکنون 17 نفر از مددجویان و مددکاران سازمان بهزیستی کشور به شهادت رسیدهاند. 17 نفر هم زخمی شدهاند. همچنین، در مجموع 1700 منزل مسکونی مددجویان تخریب شده که از این تعداد، 82 واحد به طور 100 درصد، و بقیه 1618 واحد، بین 20 تا 80 درصد تخریب شدهاند. همچنین 3000 کارگاه اشتغالزایی آسیب دیدهاند که از این تعداد، 625 واحد آسیب بالای 50 درصد داشتهاند. در مجموع، 30000 نفر از مددجویان سازمان بهزیستی کشور شامل معلولان، زنان سرپرست خانوار و کودکان کار، آسیبها و خسارات مستقیم و غیر مستقیم دیدهاند؛ 35 مرکز نگهداری معلولان هم دچار خسارت شده است. همچنین، آسیبهای مادی وارد شده به معلولان، 12 میلیارد تومان تخمین زده میشود. در روزگاری که بازسازی منازل مسکونی هزینههای هنگفتی را به دنبال دارد، دولت میبایست تسهیلات ویژهتری را برای معلولان در نظر بگیرد؛ چرا که، اعطای وام 300 تا 700 میلیون تومانی و سایر تسهیلات موجود، برای افرادی امکانپذیر است که توانایی بازپرداخت اقساط این وامها را داشته باشند؛ بیتردید، بازسازی منازل افراد دارای معلولیت، میبایست به صورت بلاعوض، توسط نهادهای انقلابی مانند بنیاد مسکن یا بنیاد مستضعفان انجام شود تا این افراد، سالهای سال درگیر بازپرداخت اقساط وامهای مسکن نباشند؛ لذا در وهله نخست، سازمان بهزیستی میبایست یک جامعه آماری مدون از افرادی که زندگی آنها تحت تأثیر تخریبهای ناشی از جنگ قرار گرفته است، داشته باشد. در همین راستا، میطلبد مددکاران سازمان بهزیستی کشور، به طور مستقیم با مددجویان تماس گرفته و وضعیت آنها و مشکلاتی که به سبب وقوع جنگ با آن درگیر شدهاند را، ثبت و ضبط کنند. مادامی که جامعه آماری مشخصی در بحرانها موجود نباشد، نمیتوان برای رفع چالشهای آن برنامهریزی درستی انجام داد.
افزایش حمایتهای معیشتی از معلولان
در جنگ اخیر اکثر کارخانههای بزرگ و صنایع تأثیرگذار مورد هجوم آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. این امر به همراه سایر شاخصههای اقتصادی، تورم شدیدی را در ماههای پیش رو به جامعه تحمیل خواهد کرد. در این بین، قدرت خرید مردم به شدت کاهش خواهد یافت و مجدداً در این میان، افراد دارای معلولیت آسیبپذیری بیشتری دارند. مستمری معلولان در سال جاری برای خانوارهای یک نفره تنها 700 هزار تومان افزایش پیدا کرده، که معادل خرید نیم کیلو گوشت است. بنابراین، حمایتهای فعلی در حوزه معیشتی، به هیچ عنوان نمیتواند پاسخگوی تورم ایجاد شده در کشور باشد. میطلبد وزارت تعاون و سازمان بهزیستی کشور از افراد دارای معلولیت، به ویژه آنهایی که در دهک 1 تا 3 قرار دارند، حمایتهای مؤثرتری به عمل آورد. پرداخت مستمری، یارانه ماهیانه و کالابرگ برای افرادی که هیچ شغلی ندارند، معادل هزینههای تنها یک هفته زندگی آبرومندانه است؛ تأمین سبد امنیت غذایی، ایجاد ساختارهایی برای حمایتهای درمانی و دارویی و برنامهریزی برای حمایتهای عملی در حوزه اجارهبهای مسکن، از جمله مواردی است که سازمان بهزیستی کشور در دوران پسا جنگ باید توجه ویژهای نسبت به آن از خود نشان دهد. متأسفانه عمده بودجه دولت در شرایط فعلی، صرف بازسازی زیرساختهای از دست رفته، و تقویت بنیه نظامی کشور میشود و برای امور حمایتی بودجه چندانی باقی نمیماند. تعطیلی شرکتها و بسیاری از کسب و کارها به دنبال قطعی اینترنت، بیکاری گستردهای را به دنبال داشته و خواهد داشت؛ بیتردید زندگی معلولان نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. لذا برای کسب و کارهایی که در این بین دچار خسارتهای فراوان شدهاند، بستههای جامعی باید در نظر گرفته شود؛ به ویژه معلولانی که در ماههای اخیر شغل خود را از دست دادهاند، میبایست مورد حمایتهای جدیتری قرار گیرند. البته پیشتر، در ارتباط با خسارتهای قطعی اینترنت بینالملل و چالشهای فراوانی که برای افراد دارای معلولیت به دنبال دارد، در نسل مانا نوشته و گفتهایم. هر چند گوش شنوایی بدهکار نبود؛ حاکمیت یا باید شرایط ویژهای را برای معلولان در زمینه دسترسی به اینترنت در نظر بگیرد و یا باید هر چه سریعتر، دسترسی آحاد مردم جامعه به اینترنت آزاد را فراهم کند. قطعی اینترنت در زمان ایجاد بحرانها، یکی از خطرناکترین بدعتهایی است که در حاکمیت جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم. اینترنت مانند سایر زیرساختهای زندگی، به مثابه حیات برای بسیاری از مردم است و نقش آن در تسهیل زندگی معلولان، بسیار فراتر از کارکرد اینترنت برای مردم بدون معلولیت است.
سمنهای معلولان آسیبپذیرتر از گذشته
قطعاً در دوران پساجنگ و با کاهش قدرت اقتصادی شرکتهای بزرگ، حیات اکثر سمنهایی که چشم امیدشان به جامعه خیرین و شرکتهای تجاری بود، به خطر خواهد افتاد. انجمنهایی که ادامه فعالیتشان به کمکهای سازمان بهزیستی کشور معطوف میشود، و یا بنگاههای اقتصادی بزرگ آنها را یاری میکنند. حالا در زمانی که شرکتها به فکر تنها زنده ماندن خودشان هستند، سایر حمایتهای جانبی و پروژههای مسئولیت اجتماعی را متوقف میکنند و همین امر، آسیبهای فراوانی را برای انجمنهای ویژه معلولان به دنبال خواهد داشت؛ پیشبینی میشود در دوران پسا جنگ، بسیاری از سمنهای ویژه معلولان، تعطیل شوند و یا حمایتهای آنها از اعضای جامعه هدف خود نسبت به سالهای گذشته، کاهش یابد. طبقه متوسط نیز – که یکی دیگر از شبکههای بزرگ مردمی برای حمایت از انجمنها بود – خود به علت قرار گرفتن در طبقه فرودست، عملاً امکان حمایت از سازمانهای مردمنهاد را ندارد. تضعیف انجمنهای ویژه معلولان، که بازوهای اجرایی دولت در راستای حمایت از افراد دارای معلولیت و خانوادههای آنها به شمار میرود، یک هشدار جدی برای دولت، وزارت تعاون و سازمان بهزیستی کشور است. لذا توجه ویژه به سمنهای معلولان یکی دیگر از مواردی است که در دوران پسا جنگ باید برای آن برنامهریزی شود.
نکاتی که در بالا به آن اشاره شد، تنها بخشی از چالشهای زندگی معلولان در دوران پسا جنگ است که تنها کالبد فیزیکی جنگ را در بر میگیرد؛ ایجاد بحرانهای روحی – روانی و بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر نیز در این بین وجود دارد که پرداختن به تمامی آنها، از حوصله این یادداشت خارج است. امیدواریم مسئولان امر، برای تمامی مشکلات مطروحه در بالا، تدبیری جدی بیندیشند، تا مشکلات دوران پسا جنگ برای معلولان، خانوادههای آنها و سمنهای مربوط به این قشر، کم و کمتر شود.
